صبح بیست فرودین ۷۲ تو راه دانشگاه امام حسین ... خبر رادیو : سید مرتضی آوینی رفت رو مین . مرد . به همین سادگی . از اون ساده تر برای پانزدهمین بار ، امروز سه شنبه ، دوباره برای تسلی دل هواداران و مدعیان امروزیش [ دمب اسبی های مومن ! ] در تالار بزرگ کشور ، کارنوالی از دوستای رنگارنگمون دور هم جمع میشن . امسال هم خواهند گفت با اسم مرتضی چه آوردند به سر سینما و تصویر و هنر و جنگ و جعبه جادویی و قلم و اینا ... فقط خدا کنه مث پارسال نسکافه سرد و موز بنجل نیارن که امسال زخم معده داریم . تنها مشکل من برای فردا اینه که یه ماه پیش موهامو کوتاه کردم و دمب اسب ندارم . شاید برای جلسه ، دمب خروس ببرم ! .
:: پ ن : این بود انشای من از مردی که مظلوم بود و مظلوم خورد زمین و مظلومانه رفت هوا !
:: عکس : سایه فردا























:: پ ن : مجله بخارا در اقدام شایسته خود و ادامه شب های خاطره بزرگان ادب و هنر ایران ، پنجاه و هشتمین شب را به فریدون مشیری اختصاص داد . اگر چه خیلی از دعوت شدگان نبودند اما چیزی از گرمای تولد جناب مشیری کم نشد . حضرت فریدون مشیری امشب کیک هشتاد و یک سالگی را فوت کردند .
در مرگ لوچیانو پاواروتی
گفتند بنویسم ... کنسرت استاد مسلم ، محمد رضا لطفی رفتم . اگر چه زیاد غریبه نبودم . اما گویی قلب از دیدار مجدد یار از طپش ایستاده بود . خیلی ها بودند ... ابتهاج . خرم . احصایی . انتظامی و کدکنی و ...
گفت اخراجی ها رو دیدی ؟ گفتم نه .

به همت دوستان من در آتلیه هویت ـ آتلیه حرفه ای پرتره نگاری ـ برای سفر به











چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان


























توی بارون کنار نرده های دانشگاه قدم میزنم و نمایشگاه خیابونی 







این هفته تا سی ام مهر ، هفته خوشنویسی است . هنر خوشنویسی ـ در هر جغرافیا ـ به اعتقاد کارشناسان و هنر شناسان ، جزو هنرهای غیر قابل دسترس برای ذائقه های ساده و معمولی است . اگر چه شاید پا گذاشتن به این وادی مث همه وادی ها سهل باشه اما طی طریق و ادامه مراتب مرد افکن این هنر ، بخاطر عدم دارا بودن جلوه های بصری ـ در طی یادگیری ـ تقریبا ناممکن میشود . از این روست که تعداد محدودی به مراتب فوق بشری و چیرگی احساس و برازندگی میرسند .