تبليغاتX
پوتین

پوتین

رویای سخیف صلح
آرزوی صدور عقل
سال مولانای کبیر
سال فردوسی
سال مهر
سال پرتیراژ کتاب
سال المپیک
سال ...

و در سال نو آوری و شکوفایی ! ... کلمات همانهان که بودند . تفاوت عصر جدید با عتیق در این شده که جانوران ناطق شده اند . در عهدی که رشد و تعالی و صدور فکر و اندیشه ها سبقت میگیرند تا در مسیر صحیح قرار بگیرند ، عده ای به رسم نیاکان متجاوز خود ، رویای دفن سربازان هنوز به جنگ نیامده دارند . نکته جذاب تر اینه که در انتهای خبر نوشته " به اميد آرزوي موفقيت و تقديم احترام براي حقوق بين الملل بشردوستانه " !! . پیشنهاد میکنم خبر رو بخونید . شاید من اشتباه میکنم .

+   یکشنبه 16 تیر1387  | 

 

مسابقات تکواندو نیروهای مسلح ۲۰۰۸ قهرمانی جهان در کره تمام شد . در وزن هشتم نيز حسين تاجيك ابتدا 8 بر 3 حريف لبناني را شكست داد ولي در دور دوم با نتيجه 6 بر 5 مقابل تكواندوكار ايتاليايي مغلوب شد و از گردونه رقابت‌ها كنار رفت. تیم ایران بعد از کره مقام دوم رو کسب کرد . اینها اخباری بود که رسانه ها به نقل از خبررسانی تیم در کره اعلان کردند . اما حقیقت چیز دیگری بود . تماس با حسین نشون داد که حسین بعد از برد حریف لبنانی خود به همراه تیم برای نهار رفتند . و بدلیل احمال کاری سر پرست تیم از بی خبری ساعت ادامه بازی بعد ، حسین به بازی با حریف ایتالیایی خود نمیرسد و وقتی وارد سالن میشود می بیند دست حریف توسط داور بالا رفته .
اعتراضش به جایی نمیرسد . مسئولین تیم بدون توجه به کوتاهی که کردند و خیانتی که موجب حذف حسین شده است ، این را بر رضای خدا گذاشته ! و احتمالا گفته اند قسمت نبوده ! . جامعه تکواندو بخوبی میداند که اگر حسین به این بازی میرسید همچون میادین دیگر به راحتی از سد حریف ایتالیایی خود هم میگذشت . چه در میدانی بزرگ تر و معتبر تر ثابت کرد و نشان طلای قهرمانی نوجوانان جهان در سال ۲۰۰۴ کره ، گواه خوبی برای اوست .
گرچه این چند خط اعتراض به جایی نمیرسد و همچنان مسئولین سفله دستگاه پنچر ورزش همانند دفعات گذشته توجیهاتی همچون افسانه پردازی و قسمت و اینها حواله میدهند اما دلسوزی من شاید برای این بود که از نزدیک شاهد مرارتها و سختی کشیدن های این جوان بودم .
یاد قهرمان بوکس المپیک افتادم که برای دیر رسیدن دستکشهایش توسط مدیر تیم ، به بازی نرسید و در ناباوری بازی نکرده را واگذار کرد . رسوایی از این دست در دوران نظم و قانونمندی کنونی به هیچ عنوان جایی ندارد و متاسفیم که ادعای گوشخراش مدنیت و انسانیت مان همچنان طنین انداز رسانه هاست . به جاست از زحمات مسئولین فشل و تعطیل دائم تیم نیروهای نیمه مسلح کشورمان قدر دانی کنم . اگر خدا حقیقت داشت ، جزایتان را خواهد داد .

:: تاجيک: وقتي باختم، مربيان خواب بودند!  [  تابناک  ]

+   پنجشنبه 9 خرداد1387  | 

 
[ به بهانه سوم خرداد ]

 

چشمام بسته اند . هنوز فکر ميکنم همون پسر زبل و تخص 17 ساله هستم که توي کوچه هاي خرمشهر شب عمليات کربلاي چهار ، از لنگه پوتين و خونه هاي خراب و صف رزمندگان عکس ميگيرم .
چشمامو باز ميکنم . روزها به سرعت گذشتند و همه مردند و موهام سفيد شد و سنم سه رقمي ! . اما باز هنوز احساس ميکنم هموني ام که بودم . انگار محکوم به بودن شدم تا روزهاي سخت زندگي رو هم تجربه کنم . اون روز اگر خط مقدمي بود و يک دشمن . امروز خودم رو در قلب سپاه دشمن ميبينم . دشمني که حتي براي بچه هامون شناسنامه ايراني بودن صادر ميکنه و تاريخ تولد قمري هم ميزنه ! دشمني که پيچ تلويزيون رو باز ميکني توي همه کانالها ميتوني ببينيش .
دشمني که شب زير ناز بالشم اومده . توي جيبم . توي اتمسفر دفترم . تو خيابون ...  و نا امني ... اين معجزه هزاره سوم ، به نظرم بزرگترین دستاورد سناریوی قدرت افسانه ای حکومتهاست .  اونهمه غيرت و مردونگي رو توي خاک غرب و جنوب دفن کرديم تا پيامدش بشه اين روزها . روزهاي پر از اضطراب و نا امني و بي کاري و فساد .شايد از همون قبل از جنگ يا شايدم از خرداد چهل و دو اين سناريو نوشته شد تا مردم قحطي زده به روزمرگي و افيون زندگي بعد از جنگ دچار بشن و بعد از سي سال نتونن بفهمن بحراني ترين روزهاي زندگيشون رو دارن ميگذرونن و در نهايت سادگي و بلاهت روياي قهرماني يک تيم دست هفتاد و سومي دنيا رو به جيگرشون داشته باشن .
روياي ارزوني پاچه مرغ و گرفتن کارت اينترنتي که عمرا ديسي داشته باشه ! . و اين شد سر انجام هشت هزار سال افتخار که اگر روي کره زمين يک نام بود چيزي جز ايران نبود و حالا اين تکه گوشت خوشمزه اسير دندانهاي کساني است که بنا بر ضرورت ، هنگفت خرج ميکنند تا بلکه کمي لهجه شيرين عربي شون برگرده به فارسي ! .از روزهاي پر افتخار جنگ و رشادت رستم هاي ايراني ، فقط چند روز مشخص و با برنامه برامون مونده و چندين هزار قطعه استخوون که طبق برنامه مدون هر روز سر از خاک در ميارن ! .
مهم نيست اين استخوان ها مال کجاي لگن خاسره فلان بسيجي است يا مال شقيقه کدام سرباز مادر مرده ارتشي يا شايدم تيکه اي از آرنج فلان سردار جنگ سپاه . همين که ميتونه اوضاع ملتهب اقتصادي و سياسي رو منظم کنه برامون کافيه ... گور باباي مادران چشم براه که همچنان منتظر بچه شونن زنده بر گرده . 

خرمشهر قبل از جنگ را به ما پس بدهید [ + ]

+   چهارشنبه 1 خرداد1387  | 

 

عجیبه که شوراهای محترم بازرسی و نگهبانی و حراست و اینا ، یادشون نبوده که بیست و چهارم اسفند تولد حضرت اجل رضا شاهه ؟ یا شایدم میدونستند و برای خیریت این روز شاید ، انتخابات رو برگزار میکنند . تا بلکه مردم از خدا بی خبر و مرعوب هسته ای دکتر محمود و مخمور سریالهای زرغامی ، با عشق و علاقه فراوون بیان و رای شون رو نثار قبر مرحوم رضا خان میر پنج کنند . واقعا گاهی آدم انگشت حیرت به [...] میمونه که داستان این سیاست ها و برنامه ریزی های کلان حفظ نظامهای اقلیت اما مقتدر چیه .

:: عکسهای منتخب سال ۸۶ خبرگزاری دکتر محمود ! [ فارس ]

+   سه شنبه 21 اسفند1386  | 

 [ به فتح خای اول و ضم خای دوم ! ]

خر ملا نصرالدین پرسید : ملا ، تا کی میخوای سوارم بشی ؟ گفت تا وقتی خری ! .

:: در گفته های رئیس جمهور محترم شما پیدا کنید : اول خر رو . دوم ملا رو .

+   دوشنبه 20 اسفند1386  | 

 

سردار جعفری فرمانده سپاه گفتند : هيچ کس باور نمي کرد در عين محاصره اقتصادي امروز بتوانيم پيروزي بزرگ هسته اي را جشن بگيريم .

برای من بعنوان یک شهروند سواله که ارتباط تنگاتنگ و ملتمسانه با روسیه و فرانسه برای بستر سازی و ایجاد نیروگاه بوشهر آیا خارج از محاصره بوده یا خیر . و اینکه ایجاد رانت وحشتناک و کمر شکن اقتصادی برای بازار چین در ایران ، صرفا برای حمایت بی چون و چرای چین در شورای امنیت از مسئله هسته ای ایران بوده یا نه ؟ و آیا اسم این عملکرد محاصره اقتصادی است یا دو در کردن مردم بی خبر و سریال زده ایران ؟
این در حالی است که مردم فکر میکنند با راه اندازی نیروگاه بوشهر از زمین و زمان برق و نعمت و ... خواهد بارید . در حالی که توان خروجی نیروگاه بوشهر از سد شهید عباسپور هم کمتر است . کاش میدانستیم که از انرژی هسته ای ، مردم باید بترسند و سر زیر لحاف سکوت بکشند یا ابر قدرتها ؟

+   جمعه 10 اسفند1386  | 

 

آب در هاون میکوبیم
زرشک میخریم
سماغ میمکیم
کشک میسابیم
غم بیگانه میخوریم
عقده های خارجی تو سر میشکونیم
ابر نقاشی میکنیم
چکمه بوس غارتگرانیم
فسیل پرواز توی گنجه داریم
و ...
بعد رویای پرواز .
آزادی ، چه کلام سخیفی است .
خاک بر سر ما سفلگان و حقیران !
که باز ،
غسل کرده 
    ـ با رویای آزادی در دل ـ
اول صف ،
زود تر از آقا اسمال نون وا ،
پای صندوق
رای میدیم
بلکه ...
غافل اینکه :
درخت بارور این زندگی ، دار است . دار .

:: پ ن : عرجوزه بود برای آزادی دانشجویان زندانی . گر چه باور دارم که اونها از ما آزاد ترند . در خراب آباد ما هر چه محبوس تر ، آزادتر . کاش اونها متحد میشدند و برای آزادی ما لوگو و بیانیه مینوشتند . البت میدونم الان که این متن رو نوشتم شبه و مسئولین محترم طبق خواست من ، نمیتونن زندانیها رو آزاد کنند . باشه فردا صبح ! .

:: عکس [ امید عبث ]

+   سه شنبه 9 بهمن1386  | 

 

شرکت برق فارس در ابتکاری مشترکان برق خوش حساب رو به عمره می برد . مدير روابط عمومي شركت برق منطقه‌ اي فارس به انتخاب گفت : در نخستين دوره قرعه‌كشي اين طرح از بين بيش از 305 هزار مشترك خوش‌حساب 11 نفر برنده كمك هزينه سفر حج عمره شدند...

عکس از علیرضا جلیلی فر

:: پ ن : یادم هست خیلی وقت پیشها که جوون تر بودم ، دایی ام برای اینکه گاوهاش رو تحریک کنه تند تند غذا بخورند و شیر بدن ، براشون نمک سنگ خوشمزه سرو میکرد . گاوهای غافل ! هم با ذوق مرگی تمام نمک رو لیس میزدند و بعد مجبور بودند مث الاغ غذا بخورند و آب . و بدنبالش شیر تولید کنند . اینجا گناهی گردن هیچ کدوم نبود . گاوا خوششون میومد . دائی منم سودشو میبرد . به همین سادگی .
نمیدونم چرا این مثال یهو اومد تو ذهنم اما میخواستم بگم این عملکرد شرکت برق یعنی یه بیلاخ به این [...] بزرگی به شعور مردم . خوب بد نبود لا اقل ۸ سال جنگ رو هم نمیکردیم و اینهمه جوونا نمیمردند . با همین طرفند همه رو میفرستادیم عتبات . هم کشته نمیدادیم . هم زیارت میکردیم و هم مصرف برقمون درست بود . تازه خوش حساب هم بودیم .

+   سه شنبه 4 دی1386  | 

 

... امروز توی این مملکت امر ، امر ماست . مجلس و عدلیه و دولت تعارفه [ ! ] . میتونیم امر کنیم همین فردا ریز و درشتتون رو ببرن زراعت تا قدر عافیت رو بدونین و سر عقل بیایین ...

داوود رشیدی در نقش رضا پهلوی در کمال الملک

:: پ ن : به نظرم اومد در سالگرد اشغال ایران [ ۲دي ماه 1294 ] در جنگ جهانی اول یادی کنم از اقتدار گرایان پوچ و بی بنیاد و غارتگر ایران . که در هر دوره اشعار و فانتزیسم کلامی و رفتاری شون با هم منطبقه و گویی از روی یک پارت میخونن . آنروزی ها آنطور و امروزی ها ... مهم اصالت شعاره که درسته ! .

+   شنبه 1 دی1386  | 

 

بحران جدید روانی دولت احمدی نژاد ـ حرفهای رئیس دانشگاه کلمبیا ـ کم کم داره عادی میشه و محو . با این حال وقتی حرفهای احمد جنتی ، امام جمعه تهران رو خوندم حیرت کردم ، ایشون در جایی گفتند : سخنراني دكتر احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل مانند سخنراني يك‌انسان سياسي و روحاني بود.ايشان مانند يك مبلغ اسلامي در ابعاد سياسي و ديني صحبت كرد .
سر در گم شدم که آیا حضرات بزرگان اقلیت ! به این فکر نمیکنند که حرفاشون رو قبلا یک ری ویو ـ بازنگری ـ کنند تا مخاطبین نخندند ؟ . بعد از اینهمه نقد و نظر مردم ، اینگونه شانتاژ و تیتر روزنامه ای و تکبیر گویانه حرف زدن چه معنی میتونه داشته باشه ؟
واقعا در این سالها که افکار به سمت ترقی و رشده و کیفیت ارتباطات در حد انفجار رو به بالا رفتن گذاشته ، چرا هنوز عده ای فکر میکنند حرفاشون سند تفکر و تعقل مردمه ؟ بخصوص نسل سومی که زیر پا گذاشته شده ؟ اگر چه قائل به این هستم با این روند برخورد و سانسور فکر ، گمانم تا نسل شصتم هم نادیده گرفته شده . سومی ها که دیگه هیچ ! .

+   یکشنبه 8 مهر1386  | 

 

متن سخنرانی رئیس دانشگاه کلمبیا رو خوندم . خدائیش نفهمیدم چرا عده ای با نام توهین اسم برده اند از این گفته ها . شایدم آثار متبرک پیری منه و اینا که نتونستم تشخیص اهانت رو بدم . حرفهای آقای بولینجر ، کلماتی آزادانه و بی عیب هستند . سخنانی که شاید ذهن هر کسی که در خفقان موهوم و خطرناک سانسور در ایران و ممالک مشابه ، رو کمی قلقلک میده تا به کلمه آزادی سخن و بیان فکر کنه ! . البته فقط فکر کنه و بس ! . خوب شاید حق هم دارند جناب احمدی نژاد . هر کسی بجای ایشون بود در جهنم کلمبیا ، و در اون گرمای وحشتناک ! ، همین حرفا رو میزد .
...و بعد اینکه جناب رئیس جمهور محترم و نازنین ، شما که مدعی هستید مسئله هسته ای اگر پرونده اش بسته شده و میل به صدور فناوری هم به سلامتی پیدا کردین ! پس چرا هیاهو و شانتاژ رو از سر مردم سیاه بخت و خیمه شب بازی زده ی خودمون بر نمیدارین ؟ شما ظاهرا تا خشتک مردم خودتون رو پرچم نکنین دست بردار نیستین ها . نه ؟

:: پ ن : اگر چه بر همگان واضح و مبرهن است که محصول شانسی ما ، مترسکی بیش تر نبوده و نیست و این سناریو همچنان سر دراز دارد . بماند تا بچه های ما ده ها سال بعد بخونند و حالشو ببرند . روی سخنم با همان نویسنده فیلمنامه است که البت این ساعت تحریر این کلمات کنار [...] خسبیده است ! .

:: هیچ مگو ، مثنوی فوق العاده ای از حضرت خداوندگار مولانا . برای بیرون شدن از اون کلمات نامناسب بد نیست .

:: عکس : شکم سیری !

+   چهارشنبه 4 مهر1386  | 

 

اگر چه باز تولد شد و مطابق معمول تبریک شصت و هفتمین زادروز تو ، اما با روند رو به رشد بی تعهدی و زوال هنر ناب در ایران ، شاید برای اولین باره که کسی چنین پیشنهادی میده .
خواستم بگم که جناب استاد ، حالا که شما با بی مهری و بی مبالاتی و لات بازی عمدی اقلیت حاکم طرف هستید ، حالا که برای اجرای شما جنجال درست میکنند و مجوز پاره میکنند و شاید کلی دری وری بارتون میکنند ، حالا که بجای شما ، خواننده های کاباره ای نظام مقدس ! از هر سن و سکویی بالا میرن و نوای دلنشین دامبولی [...] سر میدهند ، حالا که ...
بیایید در یک انقلاب بی نظیر هنری ، خودتون رو خود کشی کنید . و بار محنت این دنیای دجاله پرست رو به دوش دوستدارانش بگذارید و به سرای باقی بشتابید ! . اونوقت در عوض ما - به عنوان مردم شریف ایران - قول شرف ! میدهیم که براتون یک بارگاه درست کنیم این [...] هوا . قول میدیم در بهترین جای قطعه هنرمندان یا هر کجا که میل آقایون باشد خاکتون کنیم . به جان مادرمون قول میدیم یه ختم حسابی در تمام مساجد راه بندازیم ، اونم قبل و بعدش یه نهار و شام حسابی بین مردم تقسیم کنیم . یه سخنران براتون میاریم توپ ! به این [...] کلفتی . مداح که دیگه نگین . اصلا برای مداحی در مجلس شما کنکور ورودی مداحی میذاریم تا هر [...] نتونه بیاد و براتون بخونه .
اینا بماند ... تو تلویزیون براتون یه سریال ۶۰۰ قسمتی میسازیم از یانگومم بهتر ! . ما شما رو یه قدیسه خواهیم کرد . نام شما هم ردیف خیلی از حضرات و بزرگان دنیا برده خواهد شد . ما و مسئولین مان قول شرف و مردونگی میدیم که به همه مفاد گفته شده تا انتهای بند هاش عمل کنیم . اونهم به نحو احسن . شما بمیر ، باقی اش با ما .  

 از طرف : انجمن ها و دوایر هنر شناس و هنر دوست از حد بی شمار .
گدایان حرم . رفتگران سابق بعد از این ! . مدیران ارشد و دون پایه .  سازمانهای مرتبط بازیافت .
انجمن ساز شکننان و ساز سوزان . کارگردانان [...] زنجیره ای ، گروههای ساز مخالف زن و آحاد ملت معیشت زده و همیشه حاضر در صفوف به هم فشرده حلیم و آش ! و ایضا البت بربری تازه و سایر وابستگان و اذناب در خفا .

:: پ ن : اینم یه مدل زنجموره بود در تولد حضرت بی آستان موسیقی ایران .

عکس :  دست نزنید !

+   یکشنبه 1 مهر1386  | 

 

نه از اسرائیل . نه از مردم !

وزیر دفاع در افتتاح پرواز آزمایشی صاعقه گفت : اگر در کشوری امنیت نباشد [ !! ] ، هرج و مرج و از هم گسیختگی بوجود می آید و بدنبال آن همه مولفه های قدرت یک کشور یعنی اقتصاد، سیاست ، فرهنگ را دچار آسیب می کند . این جنگنده بر سر اسرائیل فرود خواهد آمد و البته قابل رقابت با جنگنده های خارجی ! .
وزیر دفاع چطور این ادعا را میکند در حالی که تولیدات کارخانه های لاکهید و مک دانل داگلاس ، سالهاست که اتمسفر تکنولوژی هوایی را تسخیر کرده اند . آنهم با آن توان و قدرت مانور و ...
آیا جناب وزیر ، مخاطبین - مردم ایران - خود را افرادی بی شعور فرض کرده اند ؟ آیا عرصه اطلاع رسانی و فهم بالای جوانان و عموما مردم دنیا را پوچ تلقی کرده اند که این طور با قدرتهای بلامنازع نظامی دنیا شاخ شونه میکشند ؟ یا این فرض ، خدای نکرده ایشان مردم ایران را احمق فرض کرده و نیروی مونتاژ شده و وارداتی دست چندم فرانسه ، در نیروی هوایی ایران را صرفا برای نیات [...] و مصارف سیاسی داخلی ! آنهم برای ارعاب مردم تا دندان مسلح به معیشت زدگی ! بکار می بندند ؟
این روزها حتی پسر بچه های سرتقی که بازی های کامپیوتری را تسخیر کرده اند و نان شبشان شده میدانند که جنگنده های پیشرفته اف ۱۸ و وای اف ۲۲ و ... دارای امکانات فوق مدرن مهندسی و نظامی هستند و این البت برای حضرت وزیر هم پوشیده نیست .
حال چرا و با چه نیتی ، میخواهند افکار عمومی را به سمت قدرت نمایی ، آنهم صرفا برای مردم خودمان بکشانند ، خدا میداند . کسی نیست که تغییرات روز بروز مدیریت های کلان دولت را در دست نظامیان کتمان کند و این حاکی از خبرهای ... میدهد . اینکه دولت مردان ما و اقلیت حاکم ، ترسشان بیشتر از قوای بیرونی است یا این اغوای گری بر علیه ذهنیت مردمی است که شاید حوصله شان در صفهای طولانی حلیم و آش افطاری سر رفته است و زود تر میخواهند به سریال یانگوم شما برسند ؟! ... ولش

:: پ ن : براستی از چه کسی و چه چیز میترسیم ؟ مسئله این است .

:: عکس : امنیت !

+   جمعه 30 شهریور1386  | 

 

انتخاب نوشت : آیت الله هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود محسن رضايي را متهم كرده است كه در جريان جنگ تحميلي وقت مملكت و نيروها را تلف كرده است .
در جایی دیگر از قول ایشان آورده : با حضور آقای خامنه ای، جلسه ای با آقایان صیاد و محسن رضایی داشتیم. صیاد از طرح اروند (والفجر7) دفاع کرد ولی آقای رضایی مخالف بود. پس از مقداری بحث، معلوم شد که ایشان به طور کلی با عملیات در جنوب مخالف است و از اول هم مخالف بوده اند. به ایشان اعتراض شد که چرا چند ماه وقت مملکت و این همه نیروها را تلف کرده و با صراحت برخورد نکرده اند؛ جواب درستی نداشت و طرح درستی برای عملیات ، در جای دیگر هم نداشت ... [ ! ]

:: پ ن ۱ : بعد از خواندن این [...] ها ، چند تا سوال توی ذهن مثل گونجیش میچرخه که آیا جناب هاشمی بعد از گذشت حدودا ۲۱ سال یادشون آمده تا ثبت خاطرات رو به گوش ما عوام برسونن ؟ و آیا اینهمه وقت داشتند چه [...] میکردند که الان یادشون افتاده تا افشاگری کنند ؟ و آیا اینکه محسن رضایی نگران چه بوده که با عملیاتها در جنوب مخالفت میکرده ؟
و آیا اینهم مثل سریالهای با منظور و آبکی تی وی نیست تا نسل دماغ سوخته برای رفع خستگی از روزمرگی سگی در کنار عیال بخواب رفته ! شون دراز بکشن و سر گرم بشن ؟ و آیا اینکه جوانهای ما با خوندن این [...] ها ، چه برداشتی از اوضاع اون روز و اونهمه از خود گذشتگی و شهامت در راه وطن میکنه ؟ و آیا اینکه این جور حرکات اقلیت حاکم ، چیزی به جز ساختن بحران روز و بالا رفتن تیراژ رسانه ها و دلمشغولی های تخمی تخیلی عوام الناس بخت برگشته است ؟ اونهم بعد از ۲۱ سال ؟!
و آیا اینکه بدنهای تکه تکه شده بر و بچز زمان جنگ ، وقتی چشمشون - شهیدان زنده اند ! - به این خطوط میوفته چه برداشتی از تحریک شدنشون برای مقابله با عراق و روی مین رفتنشون خواهند کرد ؟! و آیا اینکه ... بد نمی شد جناب هاشمی نیت شون رو از باز گو کردن اینجور مطالب ، اونم بعد از گذشت اینهمه مدت ، خیلی شفاف بعرض مردم میرساندند .
... جناب هاشمی ، باور کنین خوبیت نداره آدم مخاطبینش رو اوسگل فرض کنه . مطالب خز شده ی شما این روزها صرفا برای گذران وقت و ارسال اس ام اس های باحال میخوره ! . تو رو خدا ما داریم میمیریم از خوشی . بس کنین . 

 :: پ ن ۲ : ...خدائیش مردم حیونکی ما گناه ندارند ؟

 عکس : کوچه مرگ

+   دوشنبه 26 شهریور1386  | 

 

کاش میشد این روزها میامدید ، بد نمیشد اوضاع پایتخت رو از نزدیک ! تماشا میکردی . مرد نماها با لباس و سخنان تو ، چه ها که نمیکنند . هر چه جز سخن ایشان گفته شود تکفیر میکنند . حتی خود شما هم اگر بودی و حرفی جز مصالح ! ایشان میزدی گردنت را از بیخ میکندند .
کاش ببینی اینها ، به نام تو و شمشیر تو ،  صلحی تمیز ! و خوشرنگ اما به تیزی خنجر  - تادسته ! - تقدیم قلب مردم میکنند .
آقا اگر مردی ، بیا !
باورت نمیشه . بسکه غفلت تقسیم میشه تو رسانه و در و دیوار و...، ساعت کوکی و مچی و دیواری و ... همگی ، همیشه روی ۳ نصفه شبه . همه همیشه خوابیم ! . کاش با یه اردنگی ...
... بیا و لباست رو از اینها پس بگیر . گمانم ردای حکومت تو به قامتشان کمی گشاد باشد ! .
آقا بیا و شمشیرت رو از دستشون بگیر . ترسم بخاطر جهل کودکانه ، دست و بالشون رو زخمی کنند ! .

:: پ ن : چیه ؟ چرا اینجوری نگاه میکنین ؟ خوب اینهمه تبریک و تمجید و ... یه بارم یه نفر عین بچه ها حرف بزنه . به کجای چه کسی بر میخوره ؟!  

:: عکس شب : خیلی دور خیلی نزدیک [ + ]

+   شنبه 6 مرداد1386  | 

 

با لبی و صد هزاران خنده آمد گل بباغ
از کریمی گوئیا در گوشه ای بویی شنید
آن لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید
تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
اینقدر دانم که از شعر ترش خون میچکید

بهانه ی نوشتن دوباره ، رسیدن چهارمین یاد آوری بودن و شدن و ماندن است . خیالاتم پخته تر شدند . رنگهای خاکستری ، برنگ واقعی و لمس شدنی تبدیل شدند . زایش بزرگ خواستن من شکل گرفت و روز بروز شفاف تر شد . پروانه ام جان گرفت و بزرگ تر شد . بودن رو معنی کرد و ماندن رو . روزهای ابتدای تیر رو همچنان میمون و مبارک خواهم دونست . خط سرخ رنگ دورشون خواهم کشید . تقویم من هم از این روزها شروع شدند . کاش به همین روزها هم تموم بشن . که انتظار فرج از ابتدای تیر کشم ..!
اگر چه شاید کمی فضای این صفحات خالی از واقعیت های روزمره و کمی اغراق آمیز ، قابل تحمل نیست . اما فرض میدونم که گاهی صفحه ام رو خط خطی کنم . شاید این ، یه روزی نقش خاطره شد . شاید روزی با ارزش شد . نمیدونم . بقول حسین پناهی لیسیدن یه کاغذ بی مصرف که یه روزی توش شکلات بوده ...
و صد البته امید دارم که روزی برسه که رغبت نوشتن در من و دوستانم صرفا برای تهییج و تحریک و تخلیه امراض و غرایض روحی و جسمی نباشه . همه بدون دل پریشونی و راحت هر چیز که دوست دارند بگن و دژخیمی نباشه تا مایه نگرانی بشه .
کاش هیچ وقت مخاطبی نبود . کاش صفحه نظرات اختراع نمیشد ! . کاش همه چیز واقعی بود . حتی چیزهایی که به چشم دیده میشن ! . در هر حال روزگارم به کام است . دوست دارم و امید که روزگار همه دوستان مجازی [ که صد البته واقعی تر از خیلی هان ] هم به کام و لذیذ باشه .
از دوستانی هم که مایه دلگرمی و پیگیری روزمرگی هام هستن ممنونم .

... دیگه اینکه همشهری نوشت : چین با احداث شهرهای هنری- در فرش - با نام شهرهای ایران قصد دارد میراث فرهنگی ایران را غارت کند . کاشان چین ! هم احداث شد . پس از این چین قصد دارد شهرهای دیگر هنری ما را هم کپی کند ...  

:: پ ن : عجیبه دولتمردان و سیاست گذاران ما چطور بخودشون اجازه میدن ، حالا که یکی پیدا شده بهتر از خود ما ، میخواد میراث ما رو جاودانه کنه ، جلوش رو بگیرن ؟ به همه دوستان پیشنهاد میکنم یه سری به کاشان و .. بزنین .
خواهید دید - بحمد الله و المنته - آنچه یادگار اعصار و تمدن فاخر ما بوده [ به عمد ] کم کم با خاک یکسان شده . یا یه جوریایی در معرض تخریب و بی توجهی عمدی قرار گرفته . این دیگه فلسفی حرف زدن نیست . یه سری بزنید ، با چشم غیر مسلح ! هم میتونید ببینید . اونوقت به همین سادگی کار چین و غیره رو زیر سوال میزنیم .
در ثانی ما که هنوز بعد از ۳۰ سال و در قرن فضا ، توی میدونای شهر ، موهای جوونای مردم رو با قیچی وحشیانه از بیخ میکنیم ! ، چرا مدعی میراث فرهنگی هستیم ؟ واقعا یه مرد ! پیدا میشه جواب سوال منو بده یا نه ؟

+   سه شنبه 5 تیر1386  | 

 

آیت الله امامی کاشانی در نماز جمعه گفت  : نظام خلقت اين است كه پسر به سراغ دختر برود و اگر قرار شود كه دختر و پسر رايگان در كنار هم باشند، انگيزه ازدواج كم مي‌شود ...

:: پ ن : ظاهرا معظم له مثل حضرت رئیس جمهور که از قیمت گوجه فرنگی خبر نداشتند ! ، از تشکیل چنین ارتباطاتی بی خبرند . یا شاید هم بنا رو بر ضد تبلیغ گذاشته اند تا همه یه ناخنکی به این داستان بزنند . بخصوص کسانی که آب از سرشون گذشته  ! . تاکید من بر روی کلمه " رایگان " کلام ایشونه .
واقعا باید باور کرد که ایشان و حضرات مشابه ! از اوضاع مطلعند ؟ ! اگر خبر دارند که صرفا این خبرشان جنبه ضد تبلیغ دارد مثل جریان ده نمکی و اخراجی ها . اگر هم که خبر ندارند پس وای به حال پسر دخترهایی که از امشب میخوان تصمیم به با هم بودن بگیرند ! .

+   شنبه 25 فروردین1386  | 

 

عجب از ما واماندگان زمين گير كه در جستجوي شهدا به قبرستانها ميائيم . اين خود دليلي است بر انكه از حقيقت عالم هيچ نميدانيم . مرده آنست كه نصيبي از حيات طيبه شهدا ندارد و اگر چنين است از ما مرده تر كيست ؟ شهدا ، شاهد بر باطن و حقيقت عالمند و هم آنانند كه به ديگران حيات مي بخشند . پس براستي اين عجيب نيست كه ما واماندگان در جست و جوي شهدا به قبرستانها ميائيم ؟

:: منظور خاصی نبود . باز بیستم فرودین شد و گفتم یادی کنم از می فروش عالم تصویر و مستند ، مرتضی آوینی . کسی که برای به تصویر کشیدن آنچه در فکر داشت ، همه چیز داشت به جز کمی سیاست در کلام و صراحت بیان و رعایت خطوط قرمز ! ، مث شریعتی و مطهری و ... همه اونهایی که رفتن روی مین ! .

:: عشق ، مستند میمیرد ! [ + ]

+   سه شنبه 21 فروردین1386  | 

 

بنویسیم استیصال بخوانیم استقلال ! 

بازتاب نوشت تنها پس از يک روز اخطار 48 ساعته براي آزادي 15 ملوان انگليسي ، احمدی نژاد در حين برگزاري كنفرانس رسانه‌اي امروز ، با اشاره به رأفت اسلامي ايرانيان ، دستور آزادي 15 تفنگدار انگليسي را صادر كرد.

:: خوب در این نکته که ایران مهد تمدن و نژاد مهر پرست آریائیان بوده و هست شکی نیست . اینکه با خبرسازی کردن و بلوا و شوراندن عده ای جوان - لا ابالی سر کوچه ای - تحت عنوان دانشجوی ایرانی ، بر علیه سیاست های انگلیس و آنهمه شانتاژ خبری و صفهای ضد انگلیسی و ماشین آجر و اینا ... چه چیز را ثابت میکنیم ؟
کسانی که تحت این شارژ رسانه ای و از روی بی کاری و بی عاری خودشون رو جلوی سفارت انگلیس جر دادند و زمین و زمان رو با شعار ! به هم دوختند ، حقشان چی شد ؟ جالب اینکه اینهمه ضد استعماری بودن حرکات با یک پخ کردن جناب بلر نقش بر آب شد . جالبه . نیست ؟
به خبرهای چند روز پیش و شعارها و فحاشی عده ای معلوم الحال ! در رسانه ها و قتی نگاه میکنم معنی رافت اسلامی جناب شیخ الجمهوری رو بیشتر می فهمم .

:: پ ن : بازداشت متجاوزان انگليسي، نشانه اقتدار نيروهاي مسلح ايران !! [ + ]

:: پ ن : ملوانان کت و شلوار پوش [ + ]

:: پ ن : خوشحالی بلر و بوش [ + ]

:: خبر سگی : در کنار اینهمه دقت و فراست دینی سیاسی ، توی همین تهرون خودمون و چند شهر دیگه فرقه ای با اعتقاد روابط آزاد جنسی حیوانات و زنان و دختران تشکیل میشه . کار بجایی رسیده که گردهمایی هم میدهند و اینا ... بعد میگن آقا تو این مملکت رافت نیست . بیا . بیشتر از این ؟! [نوبت به سگها رسید ]

+   چهارشنبه 15 فروردین1386  | 

در حال وبگردي يه ايميل برام اومد با يه لينك عجيب . گفتم قبل از كليك ، خبرش رو سرچ كنم .
اولين لينك گوگل حاوي مطلب توضيح درباره ايميل هاي مشكوك ياهو بود كه كرم جديدي رو گسترش ميده و به شدت كاربران رو منع كرده بود از كليك اين لينك ها . خبرهاي داغي مث مرگ مايكل جكسون ، سوناي بخار احمدي ن‍ژاد ! ، عكس هاي سكسي پوتين !! * و چند تا ديگه ... 
توي لينكها ، لينك خبر مسلمون شدن مايكل رو هم ديدم . با اينكه تاريخش قديميه و شايد من بي خبر بودم ، گفتم اين اتفاق ميمون رو در سال خوك ! به دوستان دنياي كيبورد بدم .  خوب نميشه كه من هميشه جلو باشم اينبار هم يه سال از خبري به اين مهمي عقبم . اشكالي نداره گمونم .
در ثاني ، نميدونم چرا الان كه فوج فوج مردم دنياي مدرنيته رو به نيهيليسم ميارن و به بي كفايتي دين در حكومت پي ميبرن ، جناب مايكل از كدوم كارتل بزرگ اسلامي رشوه گرفته تا براي تحريك ذهن جووناي بد بخت ممالك غارت شده اي مث ما ، كوس اسلام آوردن بزنه ؟ خدا عالمه . منتظر خواهيم موند تا تاريخ ورق بخوره و اگر زنده بوديم بخونيم و حالشو ببريم .

* پوتين رئيس جمهور روسيه .

+   یکشنبه 12 فروردین1386  | 

 

عكس كاملا تزئيني است !!خوب بعد از بي سر و صدا ماستمالي كردن بيست و نه اسفند ، گمونم ميشه مردم رو آسوده خاطر ديد از اين پس . نه بخاطر رفاه اقتصادي و امنيت اجتماعي . چه اينها بعد از اين محقق خواهد شد . ميگيد نه ؟ بد نيست نظرات حكيمانه شيخ العلما و المجتهدين و رئيس الشوراي نگهبان جناب جنتي نازنين رو بخونيد . ايشون به همه مملكت دستور دادند : 

...  توصيه مي‌كنم از فرصت باقي‌مانده براي خدمت به اين مردم شريف و رفع مشكلات جامعه بهره‌گيرند و تلاش مضاعف داشته باشند. افرادي كه قصد ورود به عرصه اين انتخابات را دارند نيز به پيام‌هاي انتخابات‌ گذشته توجه كنند و برنامه‌ها و شعارهاي خود را بر اساس اراده و خواست مردم انقلابي ايران تنظيم و ارائه نمايند . ادامه ...

نه گمان ديگه وقتي در سال جديد در كوچه خيابون و تاكسي و ... باشي كسي رو معترض و ناراضي از وضعيت اجتماعي و امنيتي و اخلاقي ببيني . منتها نميدونم چرا ايشون زود تر از اينها نظرشون رو به مردم و مسئولين ابلاغ نفرمودند . به عنوان يك بلاگر ازتون ميخوام از فردا - بخاطر فرموده حضرتش و جور شدن همه چيزهاي خوب - اگر خوشي و دل سيري زد زير اشكمتون ، نريزين تو خيابون و خواستار رفرم نشين . بذاريد همين جوري طي كنيم شرايط رو و حالش رو ببريم !! .

+   جمعه 3 فروردین1386  | 

 

چو عشقت آتشی بر جان من زد
بر آمد دود عشق از روزن دل
مکن جانا دل ما را نگه دار
که آسان است بر تو بردن دل
چو گل اندر هوای روی خوبت
بخون در میکشد پیراهن دل
بیا جانا دل عطار کن شاد
که نزدیک است وقت رفتن دل
[ عطار ]

.....................................................

اون قدیم ندیما شاید یادم هست اگر منافقی جنایت کاری چیزی میگرفتن تا چندین شبانه روز توی تی وی و رسانه های بوقی اونوقت سر و صدا میکردند . تازه آدمش هم اینقدر ها ناجور و بد کاره نبود . تا همین نزدیکی ها اتفاقاتی مث کوی دانشگاه و کرباسچی و شهرام جان ! جزایری هم همون داستان شوایسم رسانه ای داشت . اما یهو بعد از قتلهای زنجیره ای و داستان سعید امامی و بمب گذار حرم رضوی و بمب گذاران اهواز و زاهدان و داستان تاسوکی و ... همه محاکمه ها و اعدامهای احتمالی ! در پشت دربهای بسته و شاید از طریق چت ! انجام میگیره . نمیدونم مردم این کفایت رو از دست دادند که دیگه نباید این تصاویر رو ببینند یا محاکمه ها خیلی نزدیک و منتصب به انصاب و اذناب آبدارخانه مبارکه ! است . در هر حال چیزی که مسلمه اینه که گروهی محاکمه میشن ، عده ای اعدام میشن ، تعدادی پس از اعدام تا آخر عمر ! مسافرت به جزایر دور دست و خوش آب و هوا میکنند ، گروهی بد نام جامعه میشن ، این وسط تعدادی هم تابوت خالی دفن میشه ! . زبون آدم بند میاد .

:: عکس شب [ + ]

+   جمعه 4 اسفند1385  | 

من وقتی تو را کم دارم
با هر سنگ ریزه بتی میسازم .
نگاهت میکنم ،
می پرستمت .
و بعد ...
سنگ را به سوی خدا پرتاب میکنم .
شاید به هدف خورد !
[ پوتین ]

وجود اسرائیل واقعیتی انکار ناپذیر است

:: رویترز نوشت از قول خالد مشعل که به زودی اسرائیل را به رسمیت می شناسیم ! . البته این خبر از یک مقام و یا مردم فلسطین چندان عجیب به نظر نمی رسید . نکته حائز اهمیت رفتار مقامات جمهوری اسلامی - العربی ! - است که از این به بعد به چه بهانه ای مردم رو بریزن تو خیابون و روز قدس بگیرند و انتفاضه و اینها . تا کی میخوان با اسرائیلی ها در میادین مسابقه ندهند . در حالی که خود فلسطینی ها در هر میدان رقابت با اسرائیلی ها بازی میکنند . مردم مادر مرده ایران هم که کاسه داغتر از آش و اینا ...

:: عکس شب [ بطرف بهشت ]

+   جمعه 22 دی1385  | 

 

رسانه ها از قول بی بی سی نوشتند که نام خلیج فارس دوباره تحریف شد . سوال اینجاست که در شرایطی که بیشترین نامگذاری در ایران اسامی فاطمه و علی و محمد و ریحانه و سمیه و عمار و سجاد و محدثه و ... است ، در جایی که گویندگان خبر ۳۰ ثانیه ابتدای خبر را صرف صلوات بر محمد و آل میکنند ، در جایی که سالانه در ایران بیش از ۳۰ روز اعیاد و روزهای سوگواری به خاطر بزرگان غیر ایرانی است ، در جایی که معماری فاخر و متمدن ایرانی با سابقه چندین هزار ساله رو با علم اینکه " مزگد " از بیش از ۳۰۰۰ سال به عنوان پرستش گاه مهر و مزدا است ، با نام مسجد و محراب به عنوان معماری اسلامی و هنر اسلامی به خورد مردم معیشت زده میدهند و این در حالی است که شما در ممالک عرب حتی یک مسجد یا بنای سیصد ساله که از نظر ما قدیمی نیست ندارید ،
در جایی که ثبت احوال بنا به اجبار و تحمیل در شناسنامه بچه های ما چند سالی است تولد بچه ها رو همراه با تاریخ قمری میزنند ! و در جایی که برای ریشه کنی شبیخون فرهنگی فقط کلمات لاتین از واژگان روزمرگی ما حذف و به شکل مفرط و غارتگرانه از کلمات عربی استفاده میشود ، در جایی که آثار تمدن و فرهنگ و منش اسلاف و اجداد ما در هیچ جای کتابهای درسی و پرچم و خانه و معماری و محاوره روزمره و ... دیده نمیشود ، در جایی که ...
دیگه چه داعیه ای داریم که حالا یکی پیدا میشه و اسم خلیج فارس رو عربی میخونه ؟ چرا بهمون فشار میاد ؟ ما مگه فارسیم که ناراحتیم ؟ ما مگه دین و مصب و آئین و زندگی و ازدواج و مرگ و شادی و عزای فارسی داریم ؟! که حالا از نام خلیج فارس دفاع کنیم ؟! . با دفاع از تنها کلمه فارسی باقی مونده بعد از حمله اعراب و چپاول فرهنگ ایرونی که روی خلیج هست ، چه چیزی رو میخواهیم ثابت کنیم . چرا بوغ رسانه ای ما شورت عربها رو از پس یقه شون میخواد در بیاره ؟ آیا براستی برگزار کنندگان بازیهای آسیایی قطر - با تحریفی که خود ما از ایران میکنیم - حق نداشتند در تریبون اعلان کنند جمهوریه العربی الایرانیه ؟ بینی و بین الله اینهمه دخل و تصرف عربها در فرهنگ و پوست خونمون رو باید ندیده بگیریم و تنها بر سر تغییر یک واژه اینهمه جزع و فزع بکنیم ؟ واقعا انصافه ؟

:: پ ن : پیشنهاد میکنم اگر فرصت دارید کتاب پیدایش صوفی گری در ایران نوشته سعید نفیسی رو بخونید . ببینید که حتی آئین بودا هم نشات گرفته از آئین فاخر زرتشت و مهر پرستی ایرانیانه .

:: عکس شب [ بی ربط ! ]

+   پنجشنبه 21 دی1385  | 

 

عکس تزئینی است !!توضیح : تلویزیون داره رسوایی بوش به عنوان بد نام ترین و دروغگو ترین رئیس جمهور دنیا رو از زبان نیوز ویک توضیح میده ....

گفت : ببین عجب این جرج بوش جنایتکاریه که خود دوستان و اطرافیانش هم لب به اعتراض باز کردند .
گفتم : خوب این خوبه یا بد ؟
گفت : خوب ببین چه جنایتکاریه که همه دارن رسواش میکنن . همه اعتراف میکنن که تو آمریکا ضد آزادی عرضه میشه و چه و چه ...
گفتم : میدونی این چیزی که داره پخش میشه از کجاس ؟ نیوزویک از کجا ساپورت میشه و دفترش کجاس ؟ چی کجاس و چی کجاس ؟
گفت : نه !
گفتم : همین بس که همه اینها تو خود ایالات متحده هستند و ...
گفت : یعنی اونجا اینقدر آزادی هست که میتونن بر علیه شخص اول مملکتشون این جوری حرف بزنن ؟
گفتم : نمیدونم ! . خودت که می بینی .
گفت : عجب !!
گفتم خدائیش من و تو اینجا به معاون هشتم بخشدار دهات مون میتونیم بگیم : تو !! . گفت خداییش نه . اینو خوب اومدی .
گفتم دکتر جان !! . پس باقی برنامه رو ببین تا از دستت نرفته ! .

:: فیلم Gia محصول ۱۹۹۸ با بازی آنجولیا جولی رو دیدم . با اینکه قدیمی است اما فکر کنم ارزش دیدن داشت .

:: دیگه اینکه ظاهرا بنا به اعتراضی در مورد مسائل تبعیض آمیز زنان ، بناست روز سی ام دیماه موبایلها رو خاموش کنیم . اگر کسی خبر موثق تر و محکم تری داره بگه تا ببینیم داستان چیه .

:: عکس شب [ همولایتی  ]

+   سه شنبه 19 دی1385  | 

 

احساس یائسگی در قلم ، عشق ، عکس ، سکس ، عید ، هاجر ، اسمائیل ، زمزم و گوسفند ! و همه چی قوز فیچ ! شده . اخبار ضد و نقیض و سانسور و در هاله ی ابهام بودن اعدام صدام و مبهم بودن تصاویر اعدام - حتی در ماهواره و احتمال دروغ بودن فیلم -  و پیامهای بی مورد - مسخره - مسئولین و نقدهای خنده دار گروهی از بلاگرها و مهم جلوه دادن این اتفاق از نظر ملت ایران و ... می بینی تو رو خدا . با اینهمه گرفتاری و تشویش و مردم فریبی ، دیگه کسی حس و حال و علاقه و نوشتن و ... میمونه براش ؟
جدا از مسئله صدام و ایران ، به نظر نیومد که این کار امریکایی ها چندان کار شایسته و حساب شده ای بوده . ابهام در نشون ندادن اصل لحظه اعدام و مبهم بودن عکسها و تصاویر متعدد که تنها از یک لنز ظاهرا خارج شده اند و محدود بودن مکان اعدام و همه چیز و همه چیز حاکی از مرموز بودن این شو تلویزیونی است و به زعم رویترز به نظر میاید که روزی صدام نامه ای از جزایر قناری برای ما بفرستد ! . نمیدونم چرا بی درنگ یاد تابوت خالی و قبر بی نشان سعید امامی افتادم ! .

:: پ ن : کمی خواب پریش دیدم . احوال خوب نیست . شاید دچار نوعی یبوست .

عکس شب [ افراشتگی ]

+   یکشنبه 10 دی1385  | 

 ... باز قربانی گرفت

اندر حکایت آن دهات پشت کوه قاف گفتند که هر آنکس که با ما بود ، از ما بود . وآنکس که از ما نبود و با ما بود نابود و آنکس که ... الخ !

در مورد خبر فوت مرحوم کریمی راد - وزیر محترم داد...- مورد خاصی نمیشه طرح کرد جز اظهار همدردی و اینکه اوضاع نا بسامان رانندگی در جاده ها و وضعیت خراب جاده ها به لحاظ استانداردهای ایمنی و عدم رعایت اخلاق در اصول رانندگی ما ایرانی ها و ... حقیقتا تاسف باره . واقعا ارزش دارد که به این مهمات رسیدگی نشود و سرمایه هایی چون کریمی راد و نوربخش و صیاد شیرازی و چمران و احمد کاظمی و وزیر راه سابق و فکوری و شیرودی و آوینی و آیت الله حکیم و ...!!  اینا .

:: پ ن : شما این نوشتار قسمت دوم رو زیاد جدی نگیرید . هیچ ربطی به قسمت اول نداشت ! . گاهی زبان سرخ ... چه وزیر باشی چه رعیت . فرق نداره .

:: عکس شب [ + ]

+   پنجشنبه 7 دی1385  | 

تو همه چیز را در من
به امانت نهاده ای
و من خود را
به تو پیشکش داده ام
پوستم خاطره است .
کویر ، به گستردگی من
حسرت می برد ،
و من به تو .
خیالت از آفتاب صمیمی تر است
تو از باران مستقیم تری .

[ موسوی گرمارودی ]

:: تولد جناب مسیح ابن مریم ، بزرگ طلایه دار انسانیت و شرافت و خود آگاهی و عشق رو مغتنم میدونم و باید بگم که حقانیت مکتب عشق و سربدار شدن ، هرگز به دست فرومایگان دنی و پست حکومت طلب ، رنگ نمیبازد . اینها که در ردای سیاست و فرنچ عبادت ، به نازکی طبع خدا قسم میخورند و حرفشان لطیف تر از برگ نسترن و اعمالشان ننگین تر از درنده خویی هر کفتاری است . به امید روزی که به برکت حضور مسیح بزرگ و منجی عالم حضرت حجت ، چهره ها نمایان و اوضاع چرخ بدست اهل کرامت و معشوقه پرستان بیافتد .

:: پ ن : آی صلیبیان مسیح آمد [ پوتین ]

:: دیگه اینکه امروز رو میشه روزی غمبار از ضایعه زلزله بم برای همیشه فرض کرد . چه اینکه هنوز بعد از ۳ سال از اون فاجعه ، همچنان رسانه ها اصرار به این دارند که فقط بیست و پنجهزار نفر مرده اند ! و نه چهل و چند هزار . اگر اعلان این خبر - که هیچ مقصری جز دایره حکمت الهی نداشت - اینقدر سهمگین است و دولت مردان ترس از این دارند که نکند اگر راست بگوییم چه و چه میشود ، پس چرا زوایای عدم توانمندی در یاری رسانی و بالا کشیدن آنهمه اطعمه و البسه و ... افشا نمیشود ؟ و چرا سیل کمکهای بین المللی رو کتمان میکنند ؟ خدا عالمه . هنوز بازارهای گمرک و ... مملو از اجناس کمک شده از سازمانها و ملل دنیاست . چرا کسی جوابگو نیست و آیا بعد از ۳ سال بم زنده است ؟ !

:: پ ن : بم زنده است ، باید زنده بماند [ فارس ] . قامت بم همچنان خمیده است [ انتخاب ]

:: گاهی مواقع عکسی با عنوان عکس شب ! که نقطه مقابل عکس روز هست رو اینجا تقدیم میکنم . امید که مورد پسند باشه .

عکس شب  [ + ]

+   سه شنبه 5 دی1385  | 

کمر بندتان را باز کنید !

... جمعيت را زیاد کنید، قول مي‌دهيم مازندران غربی استان شود

این جمله رئیس جمهور بود . در جمع مردم با صفای مازندران . گذشته از حکومتی بودن فرمان و احتمالا کارشناسانه بودنش ، چند چیز رو میشه تصور کرد و چند توصیه هم .
اینکه به محض صدور این فرمان ، تعدادی کالاها - کنترل و ازدیاد نوع بشر - که اسم بردنشون الایاذ بالله ، ابدا و اکیدا در شان نویسنده و خواننده وبلاگ نیست ، گران و ایجاد تورم قیمت و نایابی این کالاها در استانهای دیگر و ... شد ، شک نداریم .
اما روی حرف من با نفرات تولید کننده [ ! ] است مبنی بر این که قبل از هر اقدام مطیعانه ، یه سرچینگی در همین اوضاع ، در استانهای دیگر مملکت بکنید . ببینید آنها که دچار فقر کمیت اجتماعی نیستند آیا از مواهب کامل زندگی و اجتماعی و رعایت حقوق شهروندی و مشکلات بروکراسی اداری و قضایی و امنیت خانواده و تحصیل و آب و برق و ... اینا برخوردارند یا خیر ؟
ملتمسانه از شهروندان فهیم مازندران غربی ! تقاضا میکنم ، اول موارد یاد شده را انجام بدهید و بعد طبق فرمان حضرت اجل ، کمر بندها را باز کنید ! .

:: پ ن : نتونستم نگم . بسکه این خبر بهم فشار آورد . نمیدونم گاهی شنیدین میگن یارو خارج از اصول - همون ...خودمون - حرف میزنه، شاید چیز خورش کردن . اما در هزاره سوم آیا میشه رئیس یه دولت رو هم چیز خورش کرد ؟!!

+   چهارشنبه 29 آذر1385  | 

سایه تو وقتی به شهر آرزوی من افتاد ،
شهر
تا صبح فردایی که نیامد ،
خوابید .
و خورشید بانتظار بود شاید .
شایدم از ذوق ! 
گم کرده بود
راه تنفس افق را .
مسیح ، میمان ما خواهد بود .
[ پوتین ]
                                   ...............................................

:: به حمد و ثنا ، نتیجه انتخابات اعلان شد . چیزی که مسلمه ، برای نظام چیزی مهم تر از این کمیت و حضور توده نیست . اینکه در یک شهر یک میلیون نفری ، ۱۳۰ نفر کاندید شدن و ۱۳۰ فرقه رو به دنبال خودشون کشیدند و ۱۳۰ مدل پلاکارد و پوستر و ... ۱۳۰ بار شام دادند . ۱۳۰ دعای کمیل و زیارت عاشورا و ۱۳۰ بار سخنرانی و ۱۳۰ مدل مسابقه و ۱۳۰ ... این چیزهاست که موجب برقرای نظام و مانا شدن نام مقدس جمهوری اسلامی است ! . البته نقش صفوف طولانی و ممتد که مملو از زن و مرد و پیر و جوان و اینهاست هم اعتبار بالایی داره .
حالا نتیجه هر چه شد شد . خلاصه اینکه از جمعیت ۱.۵ میلیون نفری دهات ما فقط ۷۲ هزار نفر رای دادند که اونم اینجوری :  ۱ - رئیس تعاونی مینی بوس داران ۲- یکی از چاپ خانه داران ۳-  خوش تیپ ترین جوان محل ۴ - سه تن از لاتهای مهاجر به شهر که قشونی از آدمهای هم مسلک و پاچه گشاد رو هم به همراه آورده اند . در تهران هم شنیدم ساعی و چمران و مسجد جامعی و ... اینها شدند . خوب ظاهرا بناست شورای شهر جایی برای جولان لمپنها و گردن کلفتها و ریش قرمزها باشه . و نه جای متخصصین و کارشناسان و طبقه ی نخبه و تحصیلکرده جامعه و قص علیهذا .
همین گواه بس برای کسانی که رفتند و در نهایت سادگی رای دادند و نفهمیدند که رای ایشان صرفا چیزی جز ساختن یک بازار بورس خبری برای اقلیت حاکم در رسانه ها بود و لا غیر . و اگر کسانی که داعیه حضور آگاهانه داشتند و دارند ، حالا چرا در دفاع از کاندیداهای خود حرفی نمیزنند ؟
جالب اینکه در این کوره دهات ما ، خود اطرافیان کاندیداها ، انتخاب نامزدهاشون رو مورد تمسخر و مایه ی کرکره خنده کرده اند ! .
به یقین همین سیستم اگر در اوضاع بالا تر و صفوف عالی مدیریت اگر باشه - که هست - احتمالا تکلیف نسل بعدی و درآمد نفت و قبر شاملو . جنگل گلستان و شعر اخوان و چغازنبیل و ... از همین الان روشنه .

:: پ ن : یادم هست یکی از همین مسئولین چند وقت پیش گفت : آقا مگه تنیسورهای ما چیشون از راجر فدرر کمتره ؟ چرا اون در رده بندی جهانی اوله اما بچه های ما بالای رده ۲۰۰ هستند ؟! ... با این حکایت احتمالا حدس باقی ماجرا کار سختی نیست .

:: بازی تمام نشد [ جمهور  ]

+   یکشنبه 26 آذر1385  | 

 

خوب بالاخره یه آدم با غیرت و مسلمون پیدا شد که فهمید استفاده از نامهای کسانی مثل ائمه و غیره در بازیهای رسمی ، چیزی جز حرکتی مذبوحانه و بهره برداری از نمادهای فرهنگی و اعتقادی یک ملت ، برای ایجاد منافع و حرکتهای خزشی و مردم فریب است . شیخ احمد آل صبا - رئيس شوراي كميته المپيك آسيا - در مصاحبه با الجزیره این سخنان را گفت .
اینکه استفاده ابزاری از این گونه فرصتها ، صرفا تحت تاثیر قرار دادن ذهن عده ای از مردم است که با هر درد و غمی که از معیشت زدگی دارند ، به گونه ای سنتی و شجره نامچه ای به اعتقاداتی اینچنین پایبند هستند . نام ابالفضل نه از زبان رضا زاده بلکه از زبان خیلی از آدمهای تیمهای ملی شنیده میشود .
به نظر میاید ، تحت استثنا بودن رضا زاده در ورزش باعث شده که از وی به عنوان یک بیلبورد * تبلیغاتی استفاده شود  و آنچه که بدست دیگران میسر نمیشود ! از لباس او صرفا بدست بیاید ! . چه خود رضا زاده شاید حتی اسم و آدرس جناب عباس ابن علی علیه السلام رو هم نمیداند و تا آنجا که فدوی مطلع است از این آدم ، تقریبا به حول و قوه الهی ، کمی شیرین مغز هم تشریف دارند . به قول بچه ها ، مخ آکبند آکبنده .
یادم هست در صندلی داغ ، داریوش کاردان ازش پرسید : ادامه این شعر رو بگو ، میازار موری که ... کاردان در کمال حیرت دید که رضا زاده گفت : خوب نیس آدما حیوونا رو آزار بدن !! .
با نهایت احترامی که به ورزشکاران و قهرمانان قائلم ، مردانگی و کلام بجای آقای آل صبا رو مورد تمجید قرار میدم . البته همین روزهاست که عکسش رو بخاطر همین حرف آتیش بزنن یا گوشتش رو حلال اعلان کنند . خدا چه میدونه ...

* بیلبورد : تابلوهای تبلیغاتی گنده و پت و پهن ! که کنار بزرگراهها میگذارن ! .

:: تصاویر تشنج های دانشجویان امیر کبیر در حضور احمدی نژاد [ + ] .

+   سه شنبه 21 آذر1385  | 

قهرمان با اخلاق تکواندو جهان و المپیک آقای هادی ساعی . از اینکه مقابل جوان خوب ما - لی یونگ - بازی را باختی و قلب ملت کره جنوبی - بخصوص مامان لی یونگ - را شاد کردی ، خوشحالم . امید وارم لا اقل در صحنه انتخابات شورای شهر تهران و در گروه اصلاحگران اعتدالگر ، موفق باشید .

 

چون یونگ وو
رئیس جمهور کره جنوبی

 

 

 

:: پ ن : دوست نازنینم هادی ساعی ، میدونی دو چیز رو نمیشه تو این دنیا بست . یکی روزنامه کیهان رو ! و یکی در دهن وبلاگ نویسان رو . با اینهمه همیشه مایه افتخار ما هستی و به دوستی با تو همیشه افتخار میکنم . قربان تو عزیزم.

+   جمعه 17 آذر1385  | 

 

برخورد دوگانه با یک موضوع واحد، آن هم از سوی شخص یا اشخاص متصف به داشتن صراحت لهجه و بی ملاحظه، انسان را متعجب می کند. در دیماه سال 1383 وقتی مسئولانی استانی دولت آقای خاتمی با دعوت از رقاصان ارمنی در جشن ایران زمین خوزستان فضاحت به بار آوردند، سی دی های آن مراسم به سرعت در اقصی نقاط کشور پخش شد و رسانه های ارتباط جمعی که اصولگرایان پیشکسوت آن بودند به حق بر آن حمله بردند و با آگاهاندن ملت مومن ایران از پشت پرده ی آن، احساسات دینمدار، پاک  و بی شائبه ی مردم را جریحه دار کردند. در این میان آیت الله مصباح یزدی پا پیش نهاد و در برخی از سخنرانی های خود با عنوان این که با پول بیت المال از ارمنستان رقاصه آوردند، بارها این دهن کجی و خیانت فرهنگی را به باد ملامت گرفت.

حال با این پیشینه از عملکرد، جای این سوال است که چرا رسانه های اصولگرا و شخص آیت الله مصباح یزدی نسبت به حضور شخص دوم کشور در مراسم افتتاح بازی های دوحه - که با رقص و آواز خوانی های زنان همراه بود - سکوت پیشه کرده اند و معترض ایشان نمی شوند؟ بی شک نمی توان حضور آقای احمدی نژاد را در این مراسم انکار کرد، فیلمی که روی یک سایت اینترنتی قرار گرفته است موید این ادعاست.

ضمن این که اگر این فیلم و اخبار مربوط به آن جعلی و دروغ بود، دولت می توانست از آن به مراجع ذیربط شکایت کند و یا مدعی العموم وارد عمل شده و سایت مذكور را فیلتر نماید، همانگونه که در مورد چاپ کاریکاتور در روزنامه ی شرق وارد عمل شده و از انتشار آن تا هم اینک جلوگیری کرده است. اما چرا چنین شکایتی صورت نمی گیرد، آیا صبر دولتمردان افزایش یافته است یا نه ترس آن می رود که در چنین صورتی افشاگری های بیشتری به عمل آید و حواشی حضور رئیس جمهور در مراسم افتتاحیه ی دوحه بیشتر شکافته و برملا شود که این چیزی نیست که به سود آقای احمدی نژاد و طرفداران متشرع ایشان باشد.

مشکل این است که بخشی از برادران اصولگرا بیش از این که اصولگرا باشند، شخص گرا هستند و به حب و بغض افراطی دچارند. از این رو بر همین قیاس اگر آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری هم چون آقای احمدی نژاد در مراسم مشابهی شرکت می کرد، بی شک روزنامه ی کیهان حتی تعداد قدم هایی را که ایشان در چنین مراسمی برداشته بود، شمرده و با ادبیات مهیجی گزارش می کرد و ریزترین حرکات وی و رقاصان و خوانندگان آن را زیر ذره بین می گذاشت و آن را به عنوان یک فاجعه ی فرهنگی تیتر اول می نمود و یا آیت الله مصباح یزدی هم چون همیشه از حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداه خرج می کرد و این فاجعه ی عظمی را به حضرتش تسلیت می گفت که چرا نماینده ی رسمی تنها کشور شیعه و مومن ترین ملت جهان - که به فرمایش امام راحل از ملت عصر پیامبر (ص) و امام حسین (ع) بهترند -  در این مراسم شرکت جسته است. اما اینک که آقای احمدی نژاد چنین خطایی را مرتکب شده است، باید به گونه ای از آن چشم پوشید و حداکثر هم چون جریان دستور رسمی رئیس جمهور مبنی بر ایجاد شرایط حضور زنان در ورزش گاه ها، بدین استدلال پناه برد که ایشان نمی دانست و چنین و چنان فکر میکرد!

به راستی مبنای این برخوردهای دوگانه در چیست؟ لطفا آقایان پاسخ دهند؟

:: نقل مستقیم : انتخاب [ + ]

:: پ ن : اونوقت میگن چرا تو ، موهات هی زرت و زرت سفید میشه ! .

+   پنجشنبه 16 آذر1385  | 

 

همزمان با هشتمین سالگرد قتل محمد مختاری، نویسنده ایرانی که در دسته قربانیان قتل های زنجیره ای به قتل رسید، کانون نويسندگان ايران با انتشار بیانیه ای، خواستار روشن شدن سرانجام پرونده قتل اين نويسنده و مترجم و ديگر قربانيان قتل های معروف به «زنجيره ای» شد.

به مناسبت هشتمين سالگرد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوينده، خانواده های اين دو قربانی قتل های زنجيره ای، روز جمعه مراسمی را بر مزار اين دو پژوهشگر و نويسنده، برگزار می کنند.با وجود تلاش ها و پيگيری ها در ايران و در سراسر جهان، پرونده قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوينده و ديگر قربانيان قتل های زنجيره ای هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد.

کانون نويسندگان ايران هم چنين با محکوم کردن دادگاه عاملان قتل های سياسی پاييز ۱۳۷۷ ،خواهان  آزادی ناصر زرافشان، وکيل زندانی خانواده های قربانيان، و محاکمه آمران اين قتل ها شده است.کانون نويسندگان ايران در بيانيه خود همچنين، در باره آنچه که «امواج تازه نقض حقوق بشر و آزادی بيان» در ايران خوانده، هشدار داده است.

کانون نویسندگان ایران در باره موج جدید نقض حقوق بشر و آزادی بیان هشدار می دهددر مراسم يادبود محمد مختاری و محمد جعفر پوينده، تعدادی از اعضای کانون نويسندگان سخنرانی و شعر خوانی خواهند کرد.تلاش بازماندگان قربانيان قتل ها و فشار و پيگيری محافل مدنی، اجتماعی و سياسی ايران و نهادهای جهانی برای روشن شدن اين پرونده ها، هنوز به جايی نرسيده است.داريوش و پروانه فروهر، و نيز محمد مختاری و محمد جعفر پوينده در سال  ۱۳۷۷ به دست کسانی که دولت ايران، آنها را  "عوامل خودسر وزارت اطلاعات" معرفی کرد، کشته شدند.

« بيان دوباره دادخواهی »
سهراب مختاری فرزند محمد مختاری که ساکن آلمان است، از پنج شنبه ای می گويد «پدر يک پنج شنبه منزل را ترک کرد و هرگز بازنگشت. تا پنج شنبه بعد، از پدر بی خبر بوديم. به همه جا از نيروی انتظامی تا پزشکی قانونی سر کشيديم، اما خبری نبود.»

يک هفته پس از ناپديد شدن محمد مختاری، جسد او را در پزشکی قانونی به فرزندش سياوش نشان دادند.به گفته سهراب مختاری، پدرش که دو سال را در دهه ۱۳۶۰ خورشيدی در زندان گذرانده بود، انتظار داشت که هدف ماموران وزارت اطلاعات قرار داشته باشد. آن ها بارها مختاری و ديگر چهره های اهل قلم را تهديد کرده بودند.

سهراب مختاری می گويد از نظر خانواده قربانيان قتل های زنجيره ای، مراسم روز جمعه، ضمن گرامی داشت ياد آن ها، «بيان دوباره دادخواهی بازماندگان برای افشای عاملان قتل های زنجيره ای و معرفی آن ها به مردم ايران است.»


مراسم روز جمعه

قرار است اتوبوس هايی از دو قسمت شهر تهران، خيابان ملاصدرا و ميدان انقلاب جنب دانشکده پزشکی، شرکت کنندگان را به سوی امام زاده طاهر حمل کندسهراب مختاری فرزند محمد مختاری ضمن اشاره به مراسم یادبود روز جمعه درامامزاده طاهر کرج  و درپاسخ به این پرسش که آیا خانواده های مختاری وپوینده برای انجام این برنامه اجازه نامه ای دریافت کرده اند  ویا نه می گوید:« ازهمان سال نخستی که این قتل ها اتفاق افتاد به ما هرگز اجازه برگزاری مراسم درمکان های عمومی داده نشده است . اما  حضور درگورستان ها درواقع رسم سنتی مردم ایران است که برای گرامی داشت خاطره عزیزانشان برسر گورآنها می روند ویاد آنها راگرامی می دارند».

  او اضافه می کند: « فکر نمی کنم برای چنين سنتی اجازه رسمی از مقام های دولتی لازم باشد. اما آنها ازهمان سال های نخست همواره سعی داشته اند. به شکل های گوناگون مانع از برگزاری مناسب  اين مراسم را حتی درقبرستان بگيرند.بعنوان مثال عده ای را بآنجا می آوردند و بلندگوهائی را  نصب می کردند تا با صدای اذان ويا باخواندن قرآن مانع برگزاری مراسم پدرم ومحمد جعفر پوينده شوند..


سهراب مختاری درادامه اين گفت وگو يادآور می شود که پس ازمختومه اعلام شدن پرونده قتل های زنجيره ای ازسوی دستگاه های مسئول ايرانی، بازمانده گان اين رشته قتل ها ازنهادهای بين المللی ازجمله سازمان ملل واتحاديه اروپا خواستار پی گیری این پروتده شدند.

سهراب مختاری می گويد :« ما خواهان معرفی  آمران وعاملان اين قتل ها هستيم . درسفری که من وزويا زرافشان به سازمان ملل داشتيم اين خواسته هايمان رابه رییس مجمع عمومی سازمان ملل ابلاغ کرديم .درسفر ديگری که به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل درژنوداشتيم گزارشی ازوضعيت نا بهنجار دکتر ناصر زرافشان درزندان  اوين به نماينده گان اين  کميسيون ارايه کرديم»

+   پنجشنبه 16 آذر1385 

 

این جمله آیت الله خامنه ای بود که بعد از بلند کردن وزنه 230 کیلویی - حاج ! - حسین رضا زاده از رسانه ها اعلان شد .
به این فکر کردم که بعد از 8 روز جون کندن کاروان ورزش ایران صاحب مدال طلا شد و رهبر مترصد و بهوش ، این صحنه رو رصد کردند .
یادم هست که ورزشکاران چین ، فقط در 10 ساعت شروع بازیها 27 مدال طلا گرفتند . اما هیچ مقام مسئولی ! در چین پیغام تبریک و شاد باش نفرستاد ! .
چه تصورم اینه که اونها نیازی به دیدن این صحنه ها - شاید - ندارند و از قبل 100 نفر مثل رضا زاده فرستادند تا همه مدالهای طلا رو براشون صید کنه و مسئولین شون در آرامش کامل کنار زن و بچشون بخواب شیرین میرن .
امید دارم که مقامات کشوری ما که بحمد الله الان دیگه لشکری محسوب میشوند ! و در راس ایشان مقام عظمای ولایت ، صحنه های باخت ، که حاصل از ضعف جسمانی ، ضعف تدارکات و لوازم ، ضعف نبود امنیت مالی و اسباب خاطر جمعی ، ضعف مدیریتی اعزام و مشکلات سربازی و دیر رسیدن ویزا و ضعف ... رو هم ملاحظه بفرمایند .
این حقیقت بر هیچ کس - حتی ننه قمر - پنهان نیست که اگر استثناهای ورزش ما مثل رضا زاده و ساعی و ... نباشند ، ورزش ما صرفا فقط یک کاروان خواهد بود ! و آنوقت آیا باقی صحنه ها ، تماشایی و قابل رصد مسئولین خواهد بود یا خیر ؟!

+   پنجشنبه 16 آذر1385  | 

 

با مصوبه ی دولت ، سايت های اطلاع ‌رساني بايد در وزارت ارشاد ثبت شوند . اين مصوبه همه ی "پايگاه های اطلاع ‌رساني اينترنتي كشور بايد  مشخصات مربوط  و هويت مدير مسوول خود را در وزارت ارشاد ثبت كنند."  اين آيين‌نامه که به سختي قابل اجراست به مقامات حکومتي اجازه مي دهد تا سياست مسدود سازی سايت های اينترنتي را با ابزار قانوني گسترش دهند.
کشورهای ديگری چون چين و بحرين نيز بدون بدست آوردن هيچ موفقيتي، سعي کرده بودند تا " ثبت رسمي " را به سايت های اطلاع رساني اينترنتي تحميل کنند. مجبور کردن ده ها هزار سايت اطلاع رساني درباره ايران که بخشي از آنها در خارج از کشور ثبت شده و ميزباني مي شوند ، به دريافت مجوز برای فعاليت ، امکان ناپذير است . اما چنين آيين‌نامه ای امکان مسدود سازی و فيلتر کردن خودسرانه سايت های اطلاع رساني را فراهم مي سازد ، ابزاری قضايي ست در دست مقامات دولتي برای سانسور بيشتر ، سانسوری که پيش از اين" آيين نامه " نيز بر اينترنت ايران حاکم بود.
سايت بازتاب نزديک به محافظه کاران پيرو آيت اله خامنه ای که  به برخي از سياست های دولت احمدی نژاد انتقاد مي کند و در گذشته نيز چندين بار قرباني مسدودسازی شده است، با " اقدامي غيرممكن و تنها در صلاحيت مجلس شوراي اسلامي " خواندن اين مصوبه ، اعلام کرده است که هيات وزيران " با تصويب يك آيين‌نامه ، آشكارا به نقض قانون اساسي ، مصوبات مجلس شوراي اسلامي و اصول انقلاب " پرداخته و به آن اعتراض کرده است.
فصل سوم آيين نامه مصوب هيات وزيران به " تخلفات پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني و نحوه‌ي رسيدگي به آن‌ها " اختصاص داده شده است . كه بنا بر " تخلف " انجام شده ،  مجازات در نظر گرفته شده شامل " تذكر رسمي ‌تا مسدود سازي موقت يا تعطيل دائمي " است . از جمله تخلفات مي توان به " اهانت به اديان آسماني و مقدسات اسلامي ، درج مطالب تفرقه افكنانه و توهين به اقوام و اقليت‌هاي مذهبي ، اشاعه منكرات و ترويج فحشا ، انتشار اطلاعات خصوصي و شخصي افراد و نشر اكاذيب و افترا ، اشاره کرد .

:: پ ن : متن آيين نامه ساماندهی سايت های اينترنتی ( شنبه 11 آذر 1385 )

+   یکشنبه 12 آذر1385  | 

 

ماجرای امامزاده طاهر کرج و ارواح سر گردان

چند روز پیش از فوت «بابک بیات»، ماهنامه «نسیم هراز» چاپ تهران، گفت و گوی مفصلی با او منتشر کرد. آهنگساز برجسته ایرانی در این مصاحبه از نوجوانی و جوانی خود گفته و ضمناً خاطراتی از دوستان صمیمی اش نقل کرده بود.

بیات علاوه بر «ایرج جنتی عطایی» - ترانه سرای شهیر که از دوران کودکی با او دوست بوده – از «محمد اوشال» آهنگساز بزرگ، «ابراهیم زال زاده» ناشر و از جمله اولین قربانیان قتل های زنجیره ای و خصوصاً «احمد شاملو» شاعر نوگرا به عنوان نزدیک ترین دوستان خود نام برده بود.

بیات سابقه همکاری در تهیه مجموعه شعرخوانی های «سکوت سرشار از ناگفته هاست» و «چیدن سپیده دم»، همچنین قصه کودکانه «خروس زری، پیرهن پری» را به عنوان سازنده موزیک متن این آلبوم ها، در کارنامه دارد؛ سه کاستی که با دکلمه و اجرای شاملو، در حوالی دهه 60 شمسی توسط نشر ابتکار به مدیریت زال زاده منتشر شدند و حتی تا امروز از جمله پرمخاطب ترین آلبوم های مشابه هستند.

از نزدیکی بابک و احمد همین بس که بیات وصیت کرده بود او را در امامزاده طاهر کرج دفن کنند تا آرامگاه ابدی اش در جوار یار سابق باشد. این امامزاده از دیرباز مورد توجه اهل فرهنگ و هنرمندان بوده و خیلی از نامداران مرحوم در گورستان آن به خاک سپرده شده اند؛ از بنان و بدیعی و پوران و گل نراقی گرفته تا «مازیار» (عبدالرضا کیانی نژاد، خواننده)، «غزاله علیزاده» (نویسنده) و «دلکش» (عصمت باقرپور) که در همین چند سال گذشته به جمع اهالی این قبرستان پیوسته اند.

یک پاتوق خطرناک

به دلیل جو خاص اجتماعی - سیاسی سال های اخیر، کم کم حساسیت ها نسبت به امامزاده طاهر زیاد شده و مسئولان حکومتی ایران به دقت این قبرستان را زیر نظر گرفته اند. خصوصاً با افزوده شدن چهره های محبوب و تاثیرگذاری چون: احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، احمد محمود، صفرقهرمانی (قدیمی ترین زندانی سیاسی ایران)، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده (هردو از قربانیان قتل های زنجیره ای) و...

حالا دیگر امامزاده ای که تنها به لطف سنگ قبرهایی با نام هایی آشنا بر پیشانی، به شهرت رسیده بود؛ کاراکتری تازه یافته و به پاتوق گروه های مخالفی از هر نام و فرقه بدل شده است.


حالا دیگر امامزاده ای که تنها به لطف سنگ قبرهایی با نام هایی آشنا بر پیشانی، به شهرت رسیده بود کاراکتری تازه یافته و به پاتوق گروه های مخالفی از هر نام و فرقه بدل شده است. آنها در سالگرد تولد یا فوت ساکنان خاک این گورستان و هر مناسبت دیگری که بشود، گرد هم آمده و برنامه ای اجرا می کنند. سخنرانی، شعرخوانی، پخش اطلاعیه یا نشریه  از عمده ترین فعالیت هایی است که همراه با قرار دادن گل و روشن کردن شمع بر مزار هنرمندان محبوب انجام می شود. طبیعتاً این برنامه ها باب طبع مسئولان حکومتی نبوده و با در نظر گرفتن بحث های داغی که معمولاً در سخنرانی ها مطرح می شود، امامزاده طاهر مکان دردسر سازی برای آنها شده است.


از پذیرفتن هنرمند معذوریم!

با وجود وصیت بابک بیات، صبح روز خاکسپاری خبر رسید که او در امامزاده طاهر دفن نخواهد شد. خیلی از شرکت کنندگان در مراسم هم وقتی متوجه این قضیه شدند که اتوبوس های حامل آنان به جای رفتن به سوی جاده کرج، راه بهشت زهرا را در پیش گرفتند.

سال گذشته هم، کسانی که برای بدرقه پیکر منوچهر آتشی زودتر به امامزاده رفته بودند، پس از ساعت ها انتظار متوجه شدند برخلاف اعلام قبلی، جسد این شاعر به زادگاهش (بوشهر) منتقل شده اشت. بعداً  گزارش هايی تاييد نشده منتشر شد که خانواده آتشی تحت فشار قرار گرفته و مجبور شده محل دفن او را تغییر دهد. در اواخر سال هم مراسم خاکسپاری م.آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی) با چنین مشکلی رو به رو شد. اما پافشاری خانواده و بعضی از هنرمندان باعث شد پس از تاخیری چند ساعته، بالاخره آزاد در امامزاده طاهر دفن شود.

دوم اسفندماه 1384، جمعیت زیادی از ساعت 10:30 تا 15 منتظر ماندند و جسد شاعر ساعت ها روی زمین ماند تا از طرف فرمانداری کرج مجوز خاکسپاری صادر شود.

م.آزاد را در قبری خواباندند که ابتدا قرار بود آرامگاه محمدعلی فردین، باشد اما با ممانعت مسئولان، این قهرمان کشتی و هنرپیشه مردمی به قطعه هنرمندان بهشت زهرا منتقل شد. بعد قرار شد آتشی در این قبر دفن شود که باز هم اجازه داده نشد. چنين مخالفت هايی بر سر دفن دلکش نيز وجود داشت، اما اصرار فرزند وی، سرانجام موجب شد که او در اين امامزاده به خاک سپرده شود.

تعهد بدهید هنرمند نباشد

خبرهای غیر رسمی اما موثق حاکی از این است که هیئت امنای امامزاده طاهر دستور دارند به بهانه تکمیل شدن ظرفیت، دیگر اجازه دفن هیچ هنرمند یا شخصیت معروفی را در این قبرستان ندهند.

اما به گفته یک روزنامه نگار مطلع، در صورت دادن تعهد و البته مبلغ بالایی به عنوان کمک به صندوق خیریه امامزاده، می شود این اجازه را دریافت کرد. این منبع که نمی خواست نامش فاش شود، به رادیو فردا گفت: «برای گرفتن اجازه از هیئت امنا، باید خانواده شخص مرحوم تعهد بدهند که او هنرمند نبوده و هیچ مراسم غیر معمول و دردسرسازی برایش برگزار نمی شود. در مورد م.آزاد مجبور شدیم علاوه بر این تعهد، 4 میلیون تومان هم بدهیم تا راضی بشوند.»


خبرهای غیر رسمی اما موثق حاکی از این است که هیئت امنای امامزاده طاهر دستور دارند به بهانه تکمیل شدن ظرفیت، دیگر اجازه دفن هیچ هنرمند یا شخصیت معروفی را در این قبرستان ندهند.
البته لازم به ذکر است قرار بوده مبلغ موردنظر بعداً پرداخت شود که گویا هنوز به دست هیئت امنا نرسیده و آنها به قولی رودست خورده اند!اسد عظیم زاده، مترجم و مولف کتاب های سیاسی هم، دیگر هنرمندی بود که با دادن تعهد «عدم هنرمندی» اجازه همسایگی با گلشیری و دیگران را گرفت.

عوامل پشت صحنه!

در این میان، نقش آفرینی گروه ناشناسی که بخش قهرآمیز و خشن ماجرا را برعهده دارند، جالب توجه است. این گروه شب دفن منوچهر آتشی، قبر کنده شده برای او را پرکرده و گفته بود به زور هم که شده مانع از خاکسپاری او در این محل خواهند شد. این گروه بارها با جوانان و دانشجویانی که به امامزاده مراجعه می کنند برخورد کرده و در مواردی موجب برهم خوردن مراسم شده است.

هر چند از وقتی سختگیری ها بیشتر شده، دیگر اجازه برگزاری سالگردها یا هیچ برنامه دیگری در آنجا داده نمی شود. همچنین در فروردین ماه امسال، برای چهارمین سال پیاپی سنگ قبر احمد شاملو شکسته شد؛ نیمه شب 11 فروردین، مثل تمام فروردین های سه سال گذشته، سنگ مزار این شاعر را از جا درآورده و با پتک خردش کردند.

سیروس شاملو فرزند شاعر، با توجه به شرایط موجود، پیگیری این حمله از طریق دستگاه قضایی را بیهوده دانسته و اعلام کرد: «دیگر سنگ جدیدی