تبليغاتX
پوتین

پوتین

از مرگ تو شانزده سال گذشته . میدانم که می بینی که اینها از تو یک مستند ساز جنگ ساخته اند . دریغ از اندیشه ی بشردوستانه و صالح تو که اینجا برای همیشه غروب کرده . کانت و دکارت و همه بزرگان ، همنشینان بهتری هستند در بهشت برای تو ، تا ما . ما تو را نمی فهمیم . مهران مدیری برای همه ی دنیا و آخرت ما کافی است !

+   پنجشنبه 20 فروردین1388  | 

در پی خبر انتصاب مایلی کهن به مربی گری تیم ملی فوتبال ، من هم برای اینکه سهمی از ملیت فوتبال داشته باشم بد ندیدم که پستی برای یادگاری داشته باشم در وبلاگ. منتها چون از فوتبال [ سیاسی ]سر در نمیارم فقط به کامنت مخاطبین خبر ، بسنده کردم .

بيژن در 06 April, 2009 09:15:15 : اگر واقعا اين خبر صحت داشته باشد از همين الان بايد گفت اناا... و انا اليه راجعون.بازماندن تيم ملي فوتبال ايران از رقابتهاي جام جهاني را به عموم مردم فوتبال دوست ايران تسليت عرض مي کنيم.اميد است که در جام جهاني 2014 نماينده خوبي براي کشورمان در رقابتهاي مقدماتي و نهايي جام جهاني آن سال باشيم.

عباسعلی در 06 April, 2009 09:29:25  : وااسفا بر جامعه فوتبال ایران.

ریز بین در 06 April, 2009 09:53:56 : عجب ریسک بزرگی را فدراسیون انجام داد زیرا 16 خرداد بازی با کره شمالی و20 خرداد بازی با امارات داریم درصورت باخت بدبینی و ریزش رای مردم به آقای احمدی نژاد را در پی دارد کاش در چنین مقطعی از مربی بزرگی استفاده می شد.

null در 07 April, 2009 01:03:49 : خاک بر سر فوتبالی که سیاسی بشه.

Viera در 07 April, 2009 05:31:10 : یک وقت ماییلی کهن رو منچستر یونایتد ندزده؟.

محمد در 07 April, 2009 11:27:13 : مايه بسي تعجب و تاسف براي فوتبال ايران است.

حسین از کانادا در 07 April, 2009 11:31:32 : من هم به نوبه خود به همه هموطنان عزيز اين مصيبت عظيم را تسليت مي گويم.

مهدی در 07 April, 2009 02:23:07 : معلوم نیست چه ربطی بین باخت تیم ملی و ریزش رای مردم وجود دارد؟ مردم همین جوری به آقای احمدی نژاد رای نمیدهند نیازی به باخت تیم ملی نیست!! ضمن اینکه انتخاب چهره ای متدین و پایبند به ارزشهای انقلابی و دینی را تبریک گفته و آرزوی موفقیت برای ایشان دارم.

در 07 April, 2009 06:08:29 : بي كفايترين فرد براي سر مربيگري تيم ملي برگزيده شد از چاه به چاله افتاديم همه چيز در دولت نهم بايد بهم بخورد افراد كوچك را براي كارهاي بزرگ انتخاب كنيدو افراد بررگ را به كارهاي دون برگزينيد اين است شيوه برگزيدن مديران در كشوري كه سياست با همه چيز قاطي شده تاملتي رابه عقب افتادگي و به خواري واداريد.

+   پنجشنبه 20 فروردین1388  | 

... نماینده ی ما 3 هزار تا بیشتر از رقیب رای داره
ـ بکنش بیست هزار تا سی هزار تا
ـ ما برد نمیخوایم
ـ یه پیروزی بزرگ میخوایم
ولی ما که دیگه برگه نداریم
برگه های رای گیری مون تموم شده
ـ یادت باشه
ـ اولین فاکتور سیاست اینه که برگه ها نتیجه ی سیاست رو تعیین نمیکنن
ـ شمارش گرها مشخص میکنن
ـ شمارش گرها !
ـ برو

:: برای چندمین بار Gangs of New York اثر کم نظیر مارتین اسکورسیزی رو دیدم . گفتگوی بالا هم حرفهای فرماندار بروکلین بود به مسئول ستاد انتخاباتش .گاهی حال هوای انتخابات گوشهای آدم رو تیز تر میکنه و چیزهای جدید شنیده میشه از متن فیلم . واقعا عجیبه این روزگار و شایدم این زبان انگلیسی .شاید هم دار و دسته ی نیویورکی ها ! . کسی چی میدونه

:: ورزش دین نیست که عین سیاست باشد !

+   شنبه 15 فروردین1388  | 

عکس : جواد مقیمی

هیچ ، حتی صاحبان کرامت هم نمیتونن اینجوری حاجت بدن که رئیس جمهور ما .

+   سه شنبه 11 فروردین1388  | 

 

 

:: این راز سر به مهر به عالم سمر شود

+   شنبه 1 فروردین1388  | 

 (AP photo/Hasan Sarbakhshian )

آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب گفتند : ما هیچ تغییری در سیاست های امریکا و دولت جدید آن نمی بینیم .
این واکنش رهبر انقلاب به پیام نوروزی باراک اوباما بود که روز جمعه اعلان شده و تا این لحظه هیچ کدام از رسانه های رسمی ایران اقدام به انتشار آن نکرده اند .

+   شنبه 1 فروردین1388  | 

متن زیر سخنان رئیس جمهور امریکاست به مناسبت عید نوروز ۸۸ خطاب به ایرانیان  :


امروزمی خواهم بهترين آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گيرند تقديم کنم. اين جشن، هم يک آيين باستانی و هم زمانی برای بازآفرينی است و اميدوارم که شما از اين
فرصت ويژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گيريد.
من بويژه می خواهم به طور مستقيم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ايران صحبت کنم.نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسيقی، ادبيات و نوآوری شما جهان را به دنيايی زيباتر و بهتر تبديل کرده است. اينجا، در ايالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمريکاييان ايرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهيم. دستاوردهای شما احترام ايالات متحده و جهان را برانگيخته است.
برای مدتی نزديک به سه دهه روابط ميان دو کشور تيره و تار بوده است. ولی اين جشن، ياد آوری برای نقاط مشترک بشريت است که همه ما را به هم پيوند می دهد. از بسياری جهات شما نيزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنيد که ما جشن می گيريم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ
هدايا و داستانها و نگاه به آينده، با احساس تازه ای از اميدواری.
در بطن اين جشن ها، نويدی برای يک روز بهتر، اميدی برای فرزندان ما، امنيت برای خانواده های ما،پيشرفت برای جوامع ما و آشتی ميان ملتها نهفته است. اينها اميدواريهای مشترکند. اينها روياهای مشترکند.
پس اين فصلی برای آغازی نو است. من ميل دارم به روشنی با رهبران ايران سخن بگويم. ما اختلافاتی جدی داريم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به ديپلماسی متعهد است که طيف کاملی از مسائلی را که پيش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ايجاد يک پيوند سازنده ميان ايالات متحده، ايران و جامعۀ جهانی است. اين فرايند با تهديد به پيش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستيم.
شما نيز در برابر خود انتخابی داريد. ايالات متحده مايل است که جمهوری اسلامی ايران بر جايگاه راستين خود در جامعۀ بين الملل قرار بگيرد. شما دارای چنين حقی هستيد – اما اين حق با مسئوليت های واقعی همراه است و به اين جايگاه نه از راه ترور يا به مدد جنگ افزار، بلکه از طريق اقدامات مسالمت آميز که نشان دهندۀ بزرگی حقيقی ملت و تمدن ايران است می توان دست يافت. و معيار سنجش اين بزرگی داشتن توانايی برای ويران کردن نيست، نشان دادن توانايی شما برای ساختن و آفريدن است.
بنا براين، به مناسبت فرارسيدن سال نو شما، مايلم شما، مردم و رهبران ايران بدانيد که ما در جستجوی چگونه آينده ای هستيم. اين آينده ای است همراه با مبادلات تجديد شده ميان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. اين آينده ای است که در آن اختلافات ديرين برطرف شده اند، آينده ای که در آن شما و همسايگانتان و جهان در بعد وسيع تر می توانيم همه در صلح و امنيت بهتری زندگی کنيم.
من می دانم که اين منظور به آسانی تحقق پذير نيست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داريم معرفی کنند. اما شايسته است کلماتی را که ساليانی پيش به وسيلۀ سعدیِ نگاشته شده به خاطر آوريم: "بنی آدم اعضای يکديگرند، که در آفرينش ز يک گوهرند."
فرارسيدن يک فصل نو، اين انسانيت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکيم به ما ياد آوری می کند. يکبار ديگر به اين روح متعالی توسل جسته و نويد آغازی دوباره را بجوييم. سپاسگزارم. عید شما مبارک

+   جمعه 30 اسفند1387  | 

عكس فارس :‌علي شايگان

... آنچه در سطح مبارزات سیاسی متضاد و معارض یکدیگر دیده می‌شود، در دید مردم دو سر یک مجسمه یا دو سوی یک سکه تلقی می‌شوند.

...جامعه ما از تحریک بیهوده جهان دل خوشی ندارد.

... مردم دوست ندارند به مقدسات آنها توهین شود و دوست دارند که همه نیز این قداست را پاس بدارند ولی در عین حال مردم راضی نیستند که به هر بهانه‌ای کتابی توقیف شود یا روزنامه‌ای بسته شود

...آزادی هم از بین می‌رود چرا که آزادی زمانی محقق می‌شود که افراد فرصتی برای ‌اندیشیدن و فکر کردن پیدا کنند.

:: تعجب نكنيم . حرفهای اتو کشیده ی بالا متعلق به یک اندیشه جدید و معترض نیست . هيچ رفرميست آزادي خواهي اين حرفها رو نزده . مهندس موسوي [ نخست وزیر ] خودمونه . حرفهاش بسیار شیک و تر و تمیز و ... ایناست . مهندس موسوی اصولا آدم دوست داشتنی است . حرفهاش هم مثل تابلوهاش خوشرنگ و لعابه . اما من موندم این بیست و چند سال کدوم [ ... ] تشریف داشته و حالا که چند ماه مونده به انتخابات ، اومده و افاضاتی چنین نو گرایانه میکنه .
پر واضحه که ایشون نه قصد شرکت داره و نه در صورت شرکت به رای ممتاز میرسه و نه حمایت از هیچ جریان فکری و در برنامه داره . نظام حاکم در این بخش نیز شاید داره از هنرمندی زیرکانه استفاده میکنه تا بخش عمده ای از اذهان مخالف و پنچر مردم معیشت زده رو باز دوباره با استفاده از چهره های [ مثلا ] محبوب به سمت صندوق ها بکشونه .
همه ی اینها رو همه میدونیم . حرف ها تکراری است . اما جای تعجب داره که اشخاصی چنین [ ... ] چطور به خودشون اجازه میدن در جو سازی و شانتاژیسم تو خالی برای به میدون کشیدن مردم یوزارسیف زده ، شرکت کنند ؟
آقای موسوی نازنین و هنرمند ! والله به همون خدایی که شما از بهشت و جهنمش میترسین ، این مردم گناه دارن . دیدار شما در فرهنگستان هنر و صبا و نمایشگاههاتون ، خیلی با ارزش تر و با شرف تره تا تریبون هایی از این دست .

+   چهارشنبه 14 اسفند1387  | 

فیلم گفتگوی رادیو زمانه با آیت الله منتظری : جمهوري اسلامي يعني حكومتي كه مردم پايه گذارش باشند.

:: این تاریخ سوخته ملتها ، گاهی شنیدنش مثل خوردن قیمه ی ظهر عاشورا کیف میده ! .

+   یکشنبه 11 اسفند1387  | 

آمار لحظه به لحظه وضعیت کره زمین ، جمعیت و ...

+   سه شنبه 6 اسفند1387  | 

:: در اهمیت نقش رسانه ها برای سمت و سو دادن به اذهان عوام میتوان نگاه کرد به یک خبر از دو خبرگزاری :

IRI TV : امروز طي يک عمليات شهادت طلبانه ، دو فلسطيني شهيد و يک اسرائيلي به هلاکت رسيد.

ISRA TV : امروز طي يک عمليات انتحاري ، يک اسرائيلي شهيد و دو فلسطيني به هلاکت رسيدند.

:: خاتمی مهره سوخته آمریکاست که البته این‌بار به دلیل افشا شدن پشتوانه‌ای چون هاشمی رفسنجانی، سوخته‌تر شده است . ادامه ...

:: زبونم لال اگر جایی مثل سوئد و نروژ و ... کشورهای ساکت متولد شده بودیم چه خاکی به سر میکردیم ؟

+   یکشنبه 4 اسفند1387  | 

کوروش بزرگ . پادشاه ایران

صدای رادیوی گوشی رو زیاد کردم ...
از امروز هیچ کسی حق ندارد عقیده خود را به عنوان اعتقاد برتر ابراز کند .
زندگی خصوصی هر کسی مربوط به خود اوست و کسی نمیتواند در آن مداخله کند.
از این لحظه استبداد دینی مردود است.
حق بازرسی عقاید شخصی ازاین لحظه باطل است .
هر کسی در محدوده اختصاصی خود مجاز است هر کاری بکند ،مگر حقوق انسانی دیگر را پایمال کند.
هیچ کسی بخاطر اعتقاد شخصی اش بازجویی نمیشود .
همه ی ادیان و عقاید حق برابر شهروندی دارند.
حقوق همه انسانها برابر است .
از امروز کسی طعم فقر را نخواهد چشید.
منافع ملی متعلق به همه شهروندان است.
حقوق زنان و مردان برابر است.
قوای مسلح متعلق به همه مردم است.
دستگاه حاکم مستقیما توسط مردم اداره خواهد شد.
مرزهای جغرافیایی بین انسانها از امروز حذف شد.
رسانه ها آزادند تا بدون تفسیر خبر رسانی کنند.
از این لحظه اگر کسی به حقوق مردم و جامه تعدی کند کیفر خواهد دید . مجازات او مجسمه شدن است .
از امروز ...
از این لحظه ...
صدای زنگ تلفن ، [دکتر بهرامسیری  معاون ...] سلام دکتر ... ای بابا تاجیک جان انگار خواب بودی . شرمنده . گفتم عذر خواهی کنم دیشب جلسه بودم که جواب تلفنت رو ندادم . تا خوابت پاره نشده بخواب عزیزم ... ای خدا ذلیلت کنه دکتر جون که خوابم رو پاره کردی !

:: تا این عکاسی از تندیسهای باستانی تموم بشه با این خواب دیدن ها سر منم به باد رفته . میدونم

:: قیلوله : خواب کوتاه نیمروز

+   سه شنبه 8 بهمن1387  | 

تاریخ شاید گاهی خیلی خوش آیند نباشد . نسل امروز گسست بی اطلاعی از یک دوران مشخص را در ذهن خود دارد که شاه که بود و چه کرد و چرا رفت و انقلاب چه گفت و چه کرد و ... اینکه شاه صرفا یک تصویر از یک آدم رسمی و چماق قورت داده بود و همش دستور میداد و میکشت و ... و آیا اگر جز این بوده آیا صفت شاه بودن در هر کسی [ امروز ] میتواند متجلی باشد ؟ حرفها و منش شاهانه آیا در هر حاکمی بروز میکند ؟ آیا واقعا شاه [ در معنی کلمه ] رفتنی است ؟ آیا واقعا شاه اگر شاه باشد میرود ؟ شاهانه مردم داری کردن، آیا تاریخ مشخص و لباس مخصوص و یونیفرم میخواهد ؟ ...

:: چیزی که همیشه از سالهای نوجوانی برام سوال بوده که چرا باید همیشه چندین و چند سال بگذره تا بفهمیم یک نفر یا یک جریان فکری درست بوده یا غلط . و آیا حق عامه ی ما مردم نبوده و نیست در زمان حال بفهمیم کی هستیم و کجائیم ؟ ... راستی کی میدونه روزی چند بشکه نفت از این کشور میره ؟!!

:: توضیح عکس : غلامحسين صالحيار سردبير وقت روزنامه اطلاعات اندكی پس از خروج شاه از تهران اين روزنامه را با اين تيتر سراسری:  " شاه رفت " كه از پيش آماده شده بود [!!] منتشر ساخت و روزنامه تا ساعت هشت شب تجديد چاپ می شد و هر نسخه يك توماني آن تا پنجاه تومان به فروش می رسيد. در آن روز كه هنوز ارتش، پليس و ساواک به وضعيت سابق باقی بودند و دولت منصوب از سوي شاه قدرت را به دست داشت و بيم از آن بود [ كه در صورت شکست خوردن دولت شاپور بختيار ] ارتش با كودتا زمام امور را به دست گيرد و شاه را باز گرداند، زدن چنين تيتری يك ريسک بزرگ بود و جرات، دلاوری و از جان گذشتگی زياد لازم داشت.

:: طبیعت و شعر ، نوشته ی دوست خوبم خلیل غلامی

آرزوی آتش غم بایدت پروانه سان
همچو شمع بزم عشرت تا سحر بیدار باش

+   شنبه 28 دی1387  | 

آیت‌الله خمینی: در آینده زنان در مورد حجاب آزاد خواهند بود

روزنامه اطلاعات بخشی از مصاحبه آیت‌الله خمینی با روزنامه السفیر چاپ بیروت را در صفحه آخر خود آورد. روزنامه اطلاعات نوشت: «به اعتقاد رهبر شیعیان، کارتر به خاطر بی‌عدالتی‌ها و جنایاتی که نسبت به ملت ایران روا داشته بی‌ارزش‌ترین مرد روی زمین است.»

آیت‌الله اضافه کرد: «دوران امتیازها و برتری‌ها‌یی که خارجیان از آن برخوردار بودند برای همیشه سپری شده است.» آیت‌الله خمینی در جای دیگر گفت:

«شاه به زیان مسلمانان، اقلیت‌های مذهبی را مورد وجه و عنایت قرار داده بود و می‌پرسند برای چه مراسم انجام سوگند به قرآن مجید را در ارتش لغو کرد؟ برای این‌که به بهاییان و یهودیان امکان دهد مقام افسری را اشغال کنند و به مسلمانان اهانت روا دارند.»

آیت‌الله خمینی که از سوی روزنامه اطلاعات رهبر شیعیان خوانده شده است، افزود: «شاه همچنین شرط مسلمان بودن را برای داوطلبان مشاغل عمومی به سود یهودیان و بهاییان از بین برد. آیا این اقدام تحریک‌آمیز نسبت به سی و پنج میلیون مسلمان کشور نبود؟ در حالی که او می‌دانست شماره یهودیان در ایران از هفتاد هزار نفر و تعداد بهاییان از پنج هزار نفر تجاوز نمی‌کند. به این ترتیب جاسوسان اسرائیل بسیاری از پست‌های مهم را اشغال می‌کردند. اقتصاد کشور در دست آن‌ها بود، آن‌ها برنامه دولت را تنظیم می‌کردند، ارتش را تعلیم می‌دادند، در رشته‌های کشاورزی کار می‌کردند و کشور ما هیأت‌های مطالعاتی به اسرائیل اعزام می‌کرد.»

آیت‌الله خمینی در‌باره اصلاحات ارضی معتقد است که شاه با این اقدام اقتصاد کشور و بنیادهای جامعه را نابود کرد. به اعتقاد وی اصلاحات ارضی به بازرگانی آمریکا و اسرائیل در ایران رونق بخشید.

ایشان در پاسخ به سوال مربوط به موضع آیت‌الله شریعتمداری که در ایران اقامت دارد گفته است که ایشان جزو طبقه روحانیون هستند، اما نماینده خط مشی میانه‌رو به مفهوم آمریکایی کلمه هستند.

آیت‌الله خمینی در پاسخ این سوال که آیا در جمهوری اسلامی زنان مجبور خواهند شد چادر به سر کنند، تأکید کرده‌اند که زن مسلمان به خاطر تعلیمات اسلامی چادر را انتخاب کرده است.

در آینده زنان آزاد خواهند بود، در این باره تصمیم بگیرند. ما تنها از به کار بردن لباس‌هایی که بر خلاف عصمت و عفت عمومی است، جلوگیری خواهیم کرد.

 

آیت‌الله خمینی

آیت‌الله خمینی: به مردم نشان می‌دهیم که انتخابات آزاد یعنی چه

روزنامه اطلاعات با چاپ عکسی خندان از آیت‌الله خمینی در صفحه نخست خود، «نماز جمعه با امام خمینی در تهران» را به حروفی درشت به عنوان تیتر اول خود انتخاب کرد و نوشت:

«ساعت یک و نیم بامداد امروز خبرگزاری فرانسه خبر تصمیم حضرت آیت‌الله العظمی خمینی مبنی بر بازگشت به ایران را به عنوان یک خبر فوق‌العاده مهم به سراسر جهان مخابره کرد. خبرگزاری فرانسه از قول محافل ایرانی طرفدار امام خمینی در پاریس گزارش داد که رهبر شیعیان جهان به ایران باز خواهد گشت و در همان روز در مراسم نماز جماعت که در یکی از مسجد‌های تهران برگزار می‌شود شرکت خواهند کرد. به عبارت دیگر امام خمینی نماز جمعه را که تاکنون در نوفل لوشاتو برگزار می‌کردند این هفته در تهران برگزار می‌کنند.»

روز گذشته نیز آیت‌الله خمینی طی پیامی به مردم ایران گفته بود که «من، با توفیق خداوند تعالی پس از چند روزی در خدمت شما خواهم بود و در پشت سر شما به سربازی خود ادامه خواهم داد.»

وی در این پیام از اعضای شورای سلطنت خواسته بود که استعفا دهند و در مورد نمایندگان مجلس گفته بود: «به نمایندگان محمد‌رضا پهلوی که مجلسین را غصب و اشغال کرده‌اند اخطار کنید تا نمایندگان مردم پس از ۵۰ سال که ملت از حق خود محروم بوده به خانه خود بیایند و انشاءالله همه خواهند دید که انتخابات آزاد دو مجلس سالم یعنی چه. من به آنان اخطار می‌کنم که در صورت ورود به مجلس مسئول هر‌‌گونه پیش آمدی خود آنان هستند.»

 


صادق قطب‌زاده، ابراهیم یزدی و امام خمینی

قطب‌زاده: پس از رفراندوم جمهوری اسلامی تشکیل می‌شود

صادق قطب‌زاده یکی از نزدیکان آیت‌الله خمینی گزارش‌هایی را دایر بر این‌که به تازگی بین نمایندگان دولت شاپور بختیار و نمایندگان رهبر شیعیان گفت و گو‌هایی انجام شده است قویاً تکذیب کرد.

قطب‌زاده احتمال چنین تماس‌‌هایی را در آینده نیز رد کرد و گفت، بین حضرت آیت‌الله و دولت بختیار هیچ‌گونه سازشی امکان‌پذیر نیست. تنها راه حل این است که وی از نخست وزیری کنار برود.

قطب‌زاده گفت: «در هر حال بختیار خواه استعفا کند و خواه در مقام خود باقی بماند این امر در سیر حوادث ایران یعنی تشکیل یک شورای انقلاب اسلامی و روی کار آمدن یک دولت موقت کوچک‌ترین تأثیری نخواهد داشت و طبق برنامه‌ای که تنظیم شده است پس از انجام رفراندوم، در کشور جمهوری اسلامی اعلام خواهد شد.»

در همین حال پس از تظاهرات عظیم جمعه خوش‌بینی زیادی نسبت به روش ارتش در میان نزدیکان آیت‌الله به وجود آمده است. آن‌ها می‌گویند عدم مداخله ارتش در این تظاهرات نشان می‌دهد تعداد نظامیانی که از رهبر شیعیان پشتیبانی می‌کنند روز به روز افزایش می‌یابد.

در این مورد دکتر یزدی یکی دیگر از نزدیکان آیت‌الله به شورش‌هایی که در دو پایگاه هوایی شاهرخی در همدان و وحدتی در دزفول روی داده اشاره کرد.

گفته می‌شود کارکنان این دو پایگاه بر ضد خاندان پهلوی و به طرفداری از تأسیس جمهوری اسلامی تظاهرات کرده‌اند.

 


آزادی آخرین زندانیان سیاسی کشور

طی امروز و دیروز ۱۸۹ زندانی سیاسی که اکثراً به جرم فعالیت‌های تروریستی به حبس‌های دراز مدت محکوم شده بودند، به دستور شاپور بختیار، نخست وزیر آزاد شدند.

بدین ترتیب دیگر کسی که در ارتباط با فعالیت‌های سیاسی در زندان به سر ببرد جز تنی چند از سران حکومت وجود ندارد. معروف‌ترین زندانیان آزاد شده علی خاوری، مسعود رجوی و موسی خیابانی هستند.

در میان آزاد‌شدگان، فداییانی که در حادثه سیاهکل نیز شرکت داشته‌اند دیده می‌شوند. به نوشته روزنامه اطلاعات، دکتر هدایت‌الله متین‌دفتری تلاش زیادی برای آزادی این افراد کرده است.

اما زندانیان سیاسی باقی مانده شهرت و سابقه سیاسی بسیار بیشتری از آزادشدگان دارند. معروف‌ترین آن‌ها امیر عباس هویدا، داریوش همایون، غلامرضا نیک‌پی و منوچهر آزمون می‌باشند.

 


داریوش همایون

تکذیب آیات عظام از حمایت از بختیار

به دنبال سخنان شاپور بختیار مبنی بر این‌که اکثریت آیات عظام با سکوت خود موافق وی هستند، آیات عظام شریعتمداری، گلپایگانی و مرعشی نجفی با صدور اعلامیه‌هایی، پشتیبانی از دولت شاپور بختیار را تکذیب کردند.

آیت‌الله شریعتمداری طی اعلامیه‌ای در این باره می‌گوید: «اظهار نظر دولت در این زمینه رسماً و جداً تکذیب می‌شود... صحبت از دولت فعلی یا دولت‌های مشابه در میان نیست، بلکه ما در‌باره اساس موضوع و کل نظام موجود نظر داریم و خواستار برقراری نظام عادلانه اسلامی به جای نظام استبدادی و دیکتاتوری سابق هستیم. بنابر‌این دولت فعلی و دولت‌های مشابه آن به هیچ وجه مورد تایید و موافقت ما نبود، نیست و نخواهد بود.»

 


یاسر عرفات در کنار رهبران انقلاب

نقش فلسطینی‌ها و قذافی در انقلاب ایران

خبرگزاری آسوشیتدپرس از دمشق در گزارشی نوشت: «سازمان آزادی‌بخش فلسطین که تاکنون از افشای روابط خود با انقلابیون ایرانی خودداری می‌کرد، اکنون روشن ساخته است که در آموزش دادن و مسلح کردن مخالفان شاه نقشی قاطع داشته است.»

در پی عزیمت شاه از ایران رهبران فلسطینی در‌باره سهمی که در انقلاب ایران داشته‌اند سخن می‌گویند. فاروق قدومی که به عنوان وزیر خارجه سازمان مقاومت فلسطین انجام وظیفه می‌کند به هیأت‌های نمایندگی حاضر در کنگره فلسطینی در دمشق گفته است «سازمان‌های کماندویی فلسطینی تماس‌های مستقیمی با حضرت آیت‌الله خمینی برقرار کرده‌اند اما بیش از این توضیحی نداد.»

یک مقام فلسطینی تایید کرده است که قذافی از طریق سازمان‌های مقاومت فلسطین به مخالفان شاه کمک نظامی می‌کرده است. وی جزییات این مطلب را فاش نساخت.

از سویی دیگر، نشریه انگلیسی سندی تلگراف امروز گزارش مفصلی در‌باره تشکیل یک قشون چریک توسط فلسطینی‌ها و سرهنگ قذافی از ایرانیان منتشر ساخته است.

این روزنامه نوشته است این قشون ظرف ۱۲ ماه گذشته از لیبی و پایگاه‌های فلسطینی به ایران باز‌گشته است. «سندی تلگراف» عده افراد این قشون را که همه مردان جوان هستند، دو هزار تن برآورد کرده است که همه آن‌ها به سلاح‌های ساخت شوروی که سرهنگ قذافی در اختیار آن‌ها گذارده، مجهزند و از لیبی کمک دریافت می‌دارند.

افراد این قشون پس از فرا گرفتن تعلیمات لازم در اردوگاه‌های لیبی و اردوگاه‌های فلسطینی در لبنان و سوریه برای کسب تجربه به جنوب لبنان اعزام می‌شدند و با اسرائیلی‌ها دست و پنجه نرم می‌کردند.

علی‌رغم اعلام رسمی این خبر در روزنامه اطلاعات و انتشار مقاله مذکور در سندی تلگراف و اظهارات سازمان آزادی‌بخش فلسطین و قذافی، واقعیات و حوادث سال ۱۳۵۷ نشان می‌داد که چنین نیروی تربیت شده‌ای (‌یعنی یک قشون چریکی دوهزار نفره تربیت شده در فلسطین) هرگز وجود نداشته است.

براساس ارزیابی روشن و مشخص کارشناسان تعداد کل نیروهای مخفی و چریک در سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ در سه سازمان چریکی که در فلسطین تربیت شده بودند، در کل به ۲۵۰ نفر نمی‌رسید.

 


تصویر کتاب خاطرات پرویز راجی

یهودیان سرگردانی که می‌روند و می‌آیند

همزمان با بازگشت صدها ایرانی که سال‌ها در تبعید بودند و از بهمن ۵۷ به ایران بازگشتند، صدها ایرانی دیگر چمدان‌های‌شان را بسته و از ایران رفتند.

پرویز راجی، سفیر سابق ایران در لندن که دو روز قبل توسط وزیر خارجه دولت بختیار برکنار شد در خاطرات دیروز خود به تاریخ سی‌ام دی‌ماه ۱۳۵۷ نوشت‌:

«تمام روز مشغول اسباب بستن بودم. لباس رسمی زردوزی شده، دستکش‌های سفید، شمشیر تشریفاتی در غلاف مخمل مشکی، کلاه پردار، مدال و نشان‌ها، همه بی‌معنا، پوچ و منسوخ می‌نماید ـ اشیایی عتیقه یادآور روزگاران گذشته.»

وی ادامه می‌دهد:‌ «در این میان جمعی با شور و شوق از تبعید سیاسی خود به وطن باز‌می‌گردند، و جمع دیگری سرگردانی بی‌پایان خود را در جست‌وجوی پناهگاه یا آشیانی ایمن در خارج می‌آغازند. اصطلاح «یهودی سرگردان» از این پس به ایرانیان بیشتر می‌خورد.»

راجی در ادامه می‌نویسد: ‌«شاه ـ و آن عده از ما که با همه شک و تردیدهای باطنی‌مان در انظار تا آخر از او پشتیبانی کردیم ـ سخت در اشتباه بودیم، و حکم تاریخ و داوری آیندگان، نابخردی راه و رویه ما را محکوم خواهد کرد. با این حال اگر تاوان خطاهای شاه به سقوط دودمان او، یا حتی انحلال پادشاهی و برکناری دائم کلیه خدمتگذاران نظام پهلوی از زندگی سیاسی محدود می‌شد، ای بسا ایران از سرنوشت دهشتناکی که در انتظارش است رسته بود. افسوس که بسی بیش از یک دودمان، بسی بیش از یک حکومت پادشاهی از دست رفته است.»

پرویز راجی در ادامه می‌نویسد:‌«فاجعه واقعی آن است که ایران اینک به چنگ جاهل‌ترین و متعصب‌ترین حکومت مذهبی تاریخ هزار ساله‌اش می‌افتد. ملاهای زهدفروش و عوام‌فریب، با توحش کریه و تقدس دروغین‌شان، بر همه چیز مسلط می‌شوند، ارزش‌های جاودانی تمدن بشری که در همه عالم معتبر است، رو به هزیمت می‌نهد. مدتی بسیار بسیار مدید طول خواهد کشید تا بتوان سقوط در سراشیب ظلم و بربریت به نام خداوند را جلو گرفت، تا چه رسد آن را واژگون کرد. می‌دانم عمر من کفاف نخواهد داد ماجرا را به چشم خود ببینم، و اذعان می‌کنم این امر دلم را می‌شکند.»

 


هادی خرسندی و اسماعیل نوری‌علا

هادی خرسندی: شرح حال پستچی وظیفه‌شناس

طنز هادی خرسندی، نویسنده و طنزنویس ایرانی که تا یکی دو سال قبل از انقلاب ایران نویسنده طنزهای روزنامه‌ها و مجلات ایران و برخی برنامه‌های کمدی تلویزیون ملی ایران بود، و یکی دو سال قبل از انقلاب برای زندگی به لندن رفت، در روزنامه اطلاعات اول بهمن‌ماه ۱۳۵۷ منتشر شد. در این نوشته آمده است:

تیمسار نعمت‌الله خان در کار «نامه‌رسانی» استعداد داشت و اگر راهش را درست انتخاب کرده بود، شاید می‌توانست پست‌چی خوبی برای مملکت باشد.

ولی متأسفانه در همان قدم اول دچار سرخوردگی شد. نیم ساعت بعد از نیمه شب ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ هنگامی که این پست‌چی وظیفه‌شناس، یک نامه سفارشی دوقبضه را به در خانه نخست وزیر وقت برده بود، گیرنده نامه به جای این‌که انعام پستچی را بدهند، گرفتند او را زندانی کردند.

فکرش را بکنید وقتی با یک نامه‌رسان زحمت‌کشی که آن موقع شب به انجام وظیفه مشغول است، چنین معامله‌ای بکنند، آیا دیگر حاضر است به آن شغل ادامه دهد؟

نعمت‌الله خان پستچی از همان آغاز کار به مکانیزه کردن و ماشینیزه کردن پست کشور علاقه‌مند بود و به همین دلیل نامه‌های سفارشی را همراه با چهار کامیون سرباز و دو دستگاه جیپ و یک دستگاه زره‌پوش به در خانه گیرنده می‌برد.

دو سه سال بعد، که کارخانه پپسی کولا در خیابان آیزنهاور افتتاح شد، یک‌روز که این پستچی زحمت‌کش از پشت شیشه‌ها، مشغول تماشای بطری پپسی کولا شد که به طور اتوماتیک زیر دستگاه می‌رفتند، و پر می‌شدند ناگهان این فکر به سرش افتاد که امنیت مملکت را می‌شود با این بطری‌ها تأمین کرد.

مذاکرات نعمت‌الله خان با آقای ثابت پاسال در مورد معامله بطری پپسی کولا چند سالی طول می‌کشید. در آن زمان تیمسار تیمور خان امنیت مملکت را با همکاری یک «خرس» تأمین می‌کرد و نقشی که این خرس در تأمین امنیت کشور داشته، هیچ‌کس تا به حال نداشته است (شاید هم داشته‌اند من که آنجا نبوده‌ام.)

بالاخره نوبت تأمین امنیت اجتماعی به نعمت‌الله خان و بطری‌هایش رسید و او در رأس هتل مجللی قرار گرفت. که از مشتریان عزیز با انواع نوشابه‌ها پذیرایی می‌کردند و ساقی مخصوص هم داشتند.

و به این ترتیب چنان امنیتی در کشور ما برقرار شد که در پناه آن آقای منصور یاسینی توانست شیشه بفروشد و آقای هژبر یزدانی توانست چوبداری کند و آقای محمود جعفریان توانست اصول انقلاب را بررسی کند و آقای علی رضایی توانست «نشان» بگیرد و آقای هرمز قریب توانست «نشان» معامله کند و مردم هم با خوبی و خوشی در نهایت امنیت و آرامش رقص زایمان آقای قطبی را از تلویزیون تماشا می‌کردند.

این بود شرح کوتاهی از زندگی پر افتخار نعمت‌الله خان که به خاطر حسن انجام وظیفه بارها مورد تشویق روسا و بالا‌دستی‌های خود قرار گرفته بود و امروز هم دارد چوب وظیفه‌شناسی خود را می‌خورد.

:: منبع : رادیو زمانه

+   سه شنبه 3 دی1387 

باور کنیم که نویسندگان و دگر اندیشان و ... کسانی که بی صدا خفه میشوند ، هویتی همچون ارازل و اوباش و قاچاقچی ها دارند . لا اقل آدم اند . کاش در طرح سردار احمد رضا رادان ، جایی برای شناسنامه دار کردن این افراد کم تعداد هم پیش بینی شود . کاش

+   پنجشنبه 7 آذر1387  | 

گورستاني در خاف

 ..............................................................................
..............................................................................
..............................................................................
..............................................................................
..............................................................................
..............................................................................
..............................................................................
..............................................................................
..............................................................................

ديروز با حسن كچل [...] شديم . امروز با يوسف و زليخا . فردا ؟
و ... در این جمله [ ق ت ل ه ا ی ز ن ج ی ر ه ا ی ] هیچگاه فاعل به عینیت نخواهد رسید ! .
از آن روزها ۱۰ سال گذشت .

+   شنبه 2 آذر1387  | 

سردار عراقی [ فرمانده سپاه محمد رسوالله ] آغاز طرح گشت زنی بسیجیان رو خبر داده و در آخر بیاناتش گفته یکی از دلایل این طرح " اشباع احساسات و نیازمندی های بسیجیان " هست ، کمی جا خوردم . یاد مطالب روانشناسی در مورد بچه کوچولو ها میوفتم که باید برای اشباع احساساتشون ، والدین یه عالمه کار نا خداگاه و نا خواسته رو انجام بدن تا بچه ها تخلیه روانی و روحی و جسمی بشن .
سردار محترم سپاه کاش قبل از بیان چنین خبری کمی مطالعه در مورد کلماتش میفرمودند تا خدای ناکرده آدمهای بی شعوری مثل من چنین برداشت نکنند که :
حالا که سالها از جنگ گذشته و بسیجیان جان برکف و بی ترمز در سطح شهر ، بلاتکلیف و سینه چاک ول معطلند ، با این طرح کمی از نیروهای انباشته شده درونشون رو توی کوچه پس کوچه های شهر تهران ، صرف دنبال معتاد و دختر و پسر و اینا و ... کنند .
واقعا آیا مقصود برگزار کنندگان این طرحهای زیر خاکی چنین چیزی بوده که بچه های بسیج اینقدر غیر قابل کنترل هستند ؟ آیا بسیجیان یه مشت آدمهای هار و درگیرند که باید با این جور نقشه ها کمی تخلیه بشن ؟ !
و اینکه از این به بعد طبعات نا امنی و اتفاقاتی که در برخورد های [ تخمی تخیلی ] شهروندان با این نیروها رخ میده ، بعهده چه کسی است ؟ و آیا گشت های نیروی انتظامی محلی از اعتماد واقعی نظام رو جلب نکرده ؟ و آیا ... یا ما سواد نخوندیم و سر در نیاوردیم ؟
در هر صورت عناوین زیر با توجه به فرمایش سردار عراقی ، با توجه به نظرات کارشناس از صفات بچه هایی است که اومدن تا اشباع احساسات کنند توی خیابونها . پس با ایشان مهربون باشیم ! .

- كودكان پرخاشگر ايجاد مزاحمت مى كنند و حالت دفاعى به خود مى گيرند.
- ديگران را مدام سرزنش مى كنند. 
- نظم و انضباط ندارند. 
- با والدين رابطه خوبى ندارند. 
- از مدرسه و معلم خاطره خوشى ندارند. 
- از بازگو كردن احساسات خود عليه والدين وحشت دارند. 
- محبت كافى از والدين دريافت نمى كنند.
- والدين پرخاشگرى دارند.
- والدين، تمام خواسته هاى كودك را بدون چون و چرا برآورده مى كنند.
- تحريك پذير هستند.
- زودرنج و كج خلق هستند.
- اضطراب و افسردگى دارند.
- متعلق به خانواده هاى آشفته و از هم گسيخته اند.
- مهارت هاى ارتباطى و هيجانى ندارند.
- از فقر اقتصادى و فقر فرهنگى رنج مى برند.

+   چهارشنبه 29 آبان1387  | 

جای مردان سیاست بنشانید درخت ، تا هوا تازه شود ! ... سهراب سپهری

عکس محمد خیر خواه

:: متن دفاعیه تفسیر نمیخواد . بخونید . و همچنین هر جا که باد بوی منافع بیاره زنگ حساب حسین شریعتمداری صدا میکنه .

+   سه شنبه 14 آبان1387  | 

تصور کنید ، از عصر برنامه فردا رو تنظیم کردی که تمام عکسهای امروز رو ادیت بکنی و سر فرصت و با طیب خاطر بعد از گذر ساعت 12 نصفه شب بری خود پرداز و با خودت فکر کنی که پول میگیری و صبح میری دنبال کار و بار .
طبق معمول بعد از وارد کردن کارت صدای ضبط شده ی خانمی بهت خوش آمد میگه و با ستایش از خدمات بانک ، با صدایی مهربون عید سعید فطر رو بعد از گذشت 14 روز ! بهت تبریک بگه .
خوب تا اینجا نو پرابلم . دستگاه بعد از چند دقیقه قار و قار مثل شکم اسهالی پیر زن ،کارتت رو پس میده و میگه فعلا از خدمات مربوطه معذوریم .این رو هم میذاریم به پای چیزهای عادی که هر روز باهاش دست به یخه هستیم .
جالب اینجاست که خانم خوش صدا و سر حال درون ماشین خود پرداز با کمال پر رویی و وقاحت و ... باز بهت صمیمانه عید سعید فطر رو تبریک میگه . اونم بعد از چهارده روز !. بعد میگن تو چرا از دین خوشگویی نمیکنی . واقعا جواب من چی میتونه باشه ؟
اینهمه اهانت علنی و تقدیم دسته کلنگ طفدیده به این [ ... ] کلفتی به جای انجام وظیفه و پرداخت پول ، واقعا جایی برای ارادت امثال من باقی میگذاره ؟ در هر حال دستگاه و خانم محترم و عید و ... به حال خودش واگذار کردیم و حوالتشون دادیم به صحرای محشر و اینا . تا ببینیم صبح چه چیزی دوباره تقدیم مون میشه .

:: دوربین که همراهم نبود . با دوربین همراهم ! اولین عکس خبریم رو گرفتم . حسن این اتفاق این بود که فهمیدم موبایلم دوربین داره .

+   چهارشنبه 24 مهر1387  | 

بچه تر که بودم توی میدون شهر ، هر سال تعزیه میدیدم . روی سن دو سه تا آدم قولچماق و سیبیلو نقش اشقیا و چنتا مرد نحیف و پنچر و نورانی نقش اولیای کربلا رو بازی میکردند ... بین دو نیمه گاهی میدیدم شمر و حضرت عباس سیگار به هم میدن و میگن و میخندن و پولهای توی کشکول رو بالمناصفه ! تقسیم میکنند ... شروع سانس بعد ، اینبار اون مرد سیبیلوهه نقش حضرت عباس و اون نورانیه نقش خولی رو بازی میکنند و احتمالا پشت صحنه باز سیگار و تقسیم پول و اینا ...یادمه از اون آدم مهربونه و  نورانیه خیلی خوشم میومد .خدائیش توی هر نقشی که میرفت ، بازیش محشر بود !

:: پ ن : کامنتهای سایت درخواست آمدن از خاتمی رو که بخونین میفهمید که همچنان مردم منتظرن اون مرد نورانیه بیاد روی سن و نقش اولیا و منجی رو بازی کنه ! . احتمالا برای این عده خیلی مهم نیست پشت صحنه ، کی برای کی سیگار آتیش کنه و پولها چطور تقسیم بشه . فقط اون نورانیه بیاد ! .

+   پنجشنبه 4 مهر1387  | 

آقای رئیس !  چرا اینهمه سعی دارین در گفتگو ها شاخ و شونه نشون بدین ؟ به کی ؟ برای چه انتفاعی ؟ . خود شما و همه ی دنیا میدونن که شما منتخب مردمی هستین که با زبان روزه ساعتها برای تهیه ی بربری تازه دم برای افطار صف میکشند و سریالهای تخمی تخیلی رسانه ی معظم شما رو نقد و تحلیل میکنند . و به شهادت این فدوی تان ، با هم دعوا و یخه کشی هم میکنند بر سر نوبت نان تازه که بیا و ببین .
گرچه جواب روشن تر از روزه اما واقعا منافع حیاتی خاور میانه مثل نفت و گاز و ترانزیت [...] ، اینقدر ارزش دارد که جنگ زرگری راه بیاندازید ؟ قدرت تسلط اعتقادات بر یک جغرافیا و مافیای دینی و ... برای حفظ حکومت ؟ باور کنید اگر اون دنیا راست در بیاد چپق همه مون رو چاق میکنن ها !
مردم که رضایت بر سکوت دادند و خاموشند و مثل [...] هر روز با ترافیک تعمدی میرن سر کار شون و به همه ی اون چیزی که نمیگیرند هم راضی اند . اما تو رو خدا شما رو قسم میدم به [...] موشکها و قدرتهای زیر سطح رو به رخ قدرتهای دنیا نکشین .
الان دیگه بچه سوسولهای توی جوب هم میدونن که این مانورها ، فشل و نا کار آمد شدند  . جنگ امروز جنگ ابزار نیست آقای رئیس ! . چرا فکر میکنید مخاطبین شما بلانسبت ، روم به دیوار ، زبونم لال بشه ، نفهمند ؟
آقای رئیس ! شما در مصاحبه گفتین " آیا شما می ‌توانید اینگونه سوال‌ ها را با رئیس جمهور خود مطرح کنید و اینگونه آزادانه با وی صحبت کنید؟ هرگز ، در حالی که خبرنگاران در ایران آزاد هستند و به راحتی سوال می‌ کنند " ... جواب اینکه نه . نمیتونن . خوبه ؟ اما اگر بتونن و بپرسن چی؟! آیا جواب نخواهند شنید ؟ به عنوان حسن ختام میخوام بدونم در ایران رئیس جمهور ، میتونه مثل رئیس جمهور همون کشورها به خبرنگاران جواب بده ؟ یا سوال به همراه احتمالا تهدید خبرنگار ! در پشت صحنه ، توی گلوش فرو خورده میمونه تا بره خونه پیش مامانش ؟!
آقای رئیس ! من یکی از دوست داران شما هستم . به جون خودم . باور کنید این مردم میفهمن .

:: دین ما و کفر آنها . مطلبی در راستای گاف ناجور روزنامه رسالت [  محمد خیر خواه    ]

+   سه شنبه 2 مهر1387  | 

امید وارم روزگاری بیاد و تمکنی و مال و منالی مفت و بی صاحاب ، تا ما هم برای روزنامه نگاران نا مسلمان یه افطاری [ شما بخوانید پارتی ] ترتیب بدیم . توی این هاگیر واگیر که همه روی حساسیت های مملکت فلک زده ما زوم کردن این خاصه خرجی ها چیه ؟
لابد فردا هم افطاری سینما گران مسلمان و تئاتریست های مسلمان و خطاطان مسلمان و نقاشان مسلمان و فیلمبرداران مسلمان و خلبانان مسلمان و نوازندگان مسلمان و ... خوب شد مرتضی آوینی و دکتر شریعتی و ... زود رفتند روی مین و این روزها رو ندیدن . اگه بودند سکته میکردند که میدیدن برای حریم ناب انسانیت و آزادی چطور در مرزهای مغرضانه محصور شده.

:: عکس مربوط به افطاری روزنامه نگاران مسلمان [ جام جم  ]

+   یکشنبه 24 شهریور1387  | 

به مناسبت سالروز قتل احمد شاه مسعود رهبر اصلي تاجيكها در مبارزه با دولت طالبان درافغانستان كه در سال 2001 صورت گرفت در چهار روز منتهي به 12 سپتامبر 2003 تفسيرهاي متعددی انتشار پیدا کرد و از جمله اين كه او در انديشه احياء امپراتوري پارسها بود و چون يك تاجيك [ آرين ] اصيل بود ، اين كار را رسالت خود مي دانست. 
 آرين ها در جريان مهاجرت به ايران [ 2000 تا 1400 سال پيش از ميلاد مسيح ] نخست وارد تاجیكستان و افغانستان امروز شده بودند و مراكند قديمي ترين شهري است كه آنان در اين منطقه ساخته اند. تاجيك و پشتون هر دو پارسي هستند و مسعود ،  انگليسي ها را از آغاز مسئول ايجاد اختلاف ميان آنان مي دانست كه به اين وسيله مي خواستند بر افغانستان آقايي كنند.

:: شاهین نجفی گوش کردم . ترانه سرا و خواننده رپ فارسی مقیم آلمان که مثل " هیچکس " ، اما خیلی متعالی تر و پر قدرت تر شعر روز و مصائب و مشکلات ملی و خفقان دینی رو به تصویر میکشه . شعری که در افسوس شاملوی بزرگ گفته فوق العادس . البت به نظر من .

+   جمعه 22 شهریور1387  | 

در هفته دولت و در پی حمایتها و شعارهایی که از آسمان و زمین ایران ، در حمایت عملکرد دولت نهم و در راس آن دکتر محمود احمدی نژاد بی وقفه می بارد ، ... بسیاری از جوانان تهرانی ، بخصوص بر و بکز شریعتی به بالا ، اظهار داشتند تا آخرین لحظه جان در برابر یاوه گوها و استکبار داخلی و خارجی ایستاده " گی " خواهند کرد .

:: در راستای شیرین شدن گوشت خانم عبادی  .  [  فارس   ]

+   یکشنبه 3 شهریور1387  | 



 

::  مردی برای تمام فصول . ورزشکاری برای جبران همه ی چاله چوله های ورزش [ و شاید سیاست ] چلاق ایران . کاش روزی بشه مثل آمریکای جهانخوار و روسیه کثیف و چین لا مذهب و انگلیس نجس ، بتونیم صد تا هادی ساعی به المپیک بفرستیم . اون روز به یقین ایرانی ، ایرانی با افتخار خواهد بود .

:: غفوري‌فرد: به جاي علي‌آبادي بودم، استعفا مي‌كردم [  ایسنا   ]

+   جمعه 1 شهریور1387  | 

:: خیلی دیر و برای اولین بار " فریاد مورچه ها " ی محسن مخملباف رو دیدم . شوکه ام از این شاهکار و هیبت فکری این آدم . بازی روان و هنرمندانه مه نور شادزی و محمود شکرالهی بسیار خیره کننده است . هنوز نمیتونم نظری بدم . فقط میتونم ادعا کنم که خیلی منقلبم کرد و جملات دختر و پسر هنگام رقص فقرا و همچنین شرابخواری پسر و گفتگوش با تندیس گاو [ خدای قدرت ] بسیار زیبا بود . توصیه میکنم حتما فیلم رو ببینید .

:: حرفهای حقیر و بی مغز جناب علی آبادی واقعا خوندنیه . واقعا که این دنیا چقدر کوچیکه . در جایی اون طرف کره زمین ، مخملباف و امثالهم شگفتی آفرینی میکنند و اینجا که مهد تمدن و عشق ورزی است ، رجاله ها و بی خرد های منتصب خارجی ! حکم رانی میکنند و به زمینه سازی حکومت و عدالت جهانی ! اشتغال دارند .
کاش همه دنیا از فقر و نداری و بی چیزی ما درس بگیره و یاد بگیره که همه افتخارات کسب مدال المپیک نیست ! . اینکه در رده ۷۴ جدول با افغانستان هم گروهیم هیچ اهمیتی [ ! ] نداره . مهم اینه که ما از این شکست ها همینجور فرت و فرت تجربه کسب کنیم . اینم مهم نیست که چند سال طول بکشه . حالا دور همیم و حالشو می بریم .

:: سومین جشنواره عکس دوربین نت هم به تعویق افتاد .

+   جمعه 1 شهریور1387  | 

ساعت ۵.۲۲ صبح جمعه ۲۵ مرداد : صدای همکارمون رو از پکن میشنویم ... سلام صبح بخیر . امروز هفتمین روز اامپیک رو در حالی  پشت سر میگذاریم که مایکل فلپس مبدل به اسطوره ی افسانه ای ورزش المپیک شد . این ورزشکار آمریکایی 11 مدال طلای الپیک رو در شنا از آن خود کرده تا الان .جوان خوشنام و با اخلاق آمریکایی ... الو ؟ الو ؟ فییییییییییش ... خششششششششششش ... زرت ! با عرض معذرت از شنوندگان رادیو تماس ما ظاهرا قطع شد !!!

پ ن : و ... با گذشت هفت روز از المپیک ، مدال آوران و مردان با اخلاق ایرانی همچنان هستند که بودند . بی مدال !!. ورزشکاران ایرانی هنوز یک تشتک پپسی هم صید نکرده اند چه برسه به مدال . بعد از حذف عمدی رضا زاده بخاطر حضور در تبلیغات صهیونیستی ! رابینسون و به بهانه ی زانو درد ، چشم همه به مدالهای احتمالی کشتی و تکواندو دوخته شده .
سوال اینجاست که با وجود نظام ورزش فشل و پنچر ، اصلا ما چرا باید انتظار مدال آوری داشته باشیم در حالی که بچه ها از حداقل حمایت های روانی و مادی بر خوردار نیستند ؟ در حالی که جایگاه ورزش در ذهن حکومت هنوز یک سرگرمی و وقت گذرانی به شمار میاد ؟ . اگر از این نکته ناراحت شدید به رزومه ی غیر ورزشی و شخصی مسئولین ورزش مراجعه کنید . حتما پی به این اهتمام خواهید برد .
بهتره بدونیم مدالهای مایکل فلپس جوان 23 ساله آمریکایی در دو المپیک آتن و پکن با 11 طلای خودش تا الان از مجموع مدالهایی که ورزشکاران ایرانی در طول 50 سال حضور در المپیک گرفته اند بیشتره .
مایی که هنوز شهامت شنیدن نام یک ورزشکار پر افتخار [ گیریم آمریکایی ] رو در حال گزارش رادیویی از پکن نداریم و به مجرد تعریف حقیقی یک شخصیت ممتاز ورزش و اینکه نکنه کسی این وقت شب بیدار باشه و از آمریکاییها خوشش بیاد ، گزارش رو قطع میکنیم ، چطور خودمون رو در تقابل با کشورهای قدرتمند قرار میدیم ؟ با کدوم قدرتمون ؟ با چه اقتداری ؟ سوالات این سه دهه رو بالاخره کی باید جواب بده ؟
حالا که بلد نیستیم به مسائل غیر سیاسی مثل ورزش و فرهنگ و هنر و ... جدی بپردازیم ، بهتره دعا کنیم در این شب عید ، پرچم پر افتخار کشورمان [ از اون لحاظ ] همانطور نو و آکبند داخل بسته بندي بر نگرده و بلکه يکبار براي احتزاز لا اقل باز بشه . آمین

+   جمعه 25 مرداد1387  | 

First, Truman and his advisors knew that the Japanese were already defeated and on the verge of surrender before the atomic bombs were dropped.
Second, there were other options for ending the war besides using atomic bombs or invading Japan.
Third, with or without the use of the atomic bombs, Emperor Hirohito probably would have moved to end the war before an American invasion.
Fourth, even if the invasion of Japan proved to be necessary (e.g., in the event of a military coup), it was estimated that the invasion of Kyushu would have cost around 25,000 U.S. deaths (much less than the absurd estimate of "half a million" later cited by Truman's advisors in an after-the-fact effort to justify the decision); and the subsequent invasion of the main island of Honshu was regarded as highly unlikely.

 

 

 :: باز ۵ اگوست شد و تولد پسر کوچک ترومن . بعد از گذشت بیش از شصت سال از فاجعه هیروشیما ، همچنان اعراب و صهیونیسم ، خونخوارانه به هم دندان نشان میدهند . نفهمیدیم آخر این قدرت چیه که به هر قیمت و برای کسب سود استعماری و ضد بشری ، حکام اینهمه دنبالشن . عجب شعار احمقانه ایست آزادی و مزخرف کلمه ای است انسانیت ! .

+   سه شنبه 15 مرداد1387  | 

رویای سخیف صلح
آرزوی صدور عقل
سال مولانای کبیر
سال فردوسی
سال مهر
سال پرتیراژ کتاب
سال المپیک
سال ...

و در سال نو آوری و شکوفایی ! ... کلمات همانهان که بودند . تفاوت عصر جدید با عتیق در این شده که جانوران ناطق شده اند . در عهدی که رشد و تعالی و صدور فکر و اندیشه ها سبقت میگیرند تا در مسیر صحیح قرار بگیرند ، عده ای به رسم نیاکان متجاوز خود ، رویای دفن سربازان هنوز به جنگ نیامده دارند . نکته جذاب تر اینه که در انتهای خبر نوشته " به اميد آرزوي موفقيت و تقديم احترام براي حقوق بين الملل بشردوستانه " !! . پیشنهاد میکنم خبر رو بخونید . شاید من اشتباه میکنم .

+   یکشنبه 16 تیر1387  | 

 

مسابقات تکواندو نیروهای مسلح ۲۰۰۸ قهرمانی جهان در کره تمام شد . در وزن هشتم نيز حسين تاجيك ابتدا 8 بر 3 حريف لبناني را شكست داد ولي در دور دوم با نتيجه 6 بر 5 مقابل تكواندوكار ايتاليايي مغلوب شد و از گردونه رقابت‌ها كنار رفت. تیم ایران بعد از کره مقام دوم رو کسب کرد . اینها اخباری بود که رسانه ها به نقل از خبررسانی تیم در کره اعلان کردند . اما حقیقت چیز دیگری بود . تماس با حسین نشون داد که حسین بعد از برد حریف لبنانی خود به همراه تیم برای نهار رفتند . و بدلیل احمال کاری سر پرست تیم از بی خبری ساعت ادامه بازی بعد ، حسین به بازی با حریف ایتالیایی خود نمیرسد و وقتی وارد سالن میشود می بیند دست حریف توسط داور بالا رفته .
اعتراضش به جایی نمیرسد . مسئولین تیم بدون توجه به کوتاهی که کردند و خیانتی که موجب حذف حسین شده است ، این را بر رضای خدا گذاشته ! و احتمالا گفته اند قسمت نبوده ! . جامعه تکواندو بخوبی میداند که اگر حسین به این بازی میرسید همچون میادین دیگر به راحتی از سد حریف ایتالیایی خود هم میگذشت . چه در میدانی بزرگ تر و معتبر تر ثابت کرد و نشان طلای قهرمانی نوجوانان جهان در سال ۲۰۰۴ کره ، گواه خوبی برای اوست .
گرچه این چند خط اعتراض به جایی نمیرسد و همچنان مسئولین سفله دستگاه پنچر ورزش همانند دفعات گذشته توجیهاتی همچون افسانه پردازی و قسمت و اینها حواله میدهند اما دلسوزی من شاید برای این بود که از نزدیک شاهد مرارتها و سختی کشیدن های این جوان بودم .
یاد قهرمان بوکس المپیک افتادم که برای دیر رسیدن دستکشهایش توسط مدیر تیم ، به بازی نرسید و در ناباوری بازی نکرده را واگذار کرد . رسوایی از این دست در دوران نظم و قانونمندی کنونی به هیچ عنوان جایی ندارد و متاسفیم که ادعای گوشخراش مدنیت و انسانیت مان همچنان طنین انداز رسانه هاست . به جاست از زحمات مسئولین فشل و تعطیل دائم تیم نیروهای نیمه مسلح کشورمان قدر دانی کنم . اگر خدا حقیقت داشت ، جزایتان را خواهد داد .

:: تاجيک: وقتي باختم، مربيان خواب بودند!  [  تابناک  ]

+   پنجشنبه 9 خرداد1387  | 

 
[ به بهانه سوم خرداد ]

 

چشمام بسته اند . هنوز فکر ميکنم همون پسر زبل و تخص 17 ساله هستم که توي کوچه هاي خرمشهر شب عمليات کربلاي چهار ، از لنگه پوتين و خونه هاي خراب و صف رزمندگان عکس ميگيرم .
چشمامو باز ميکنم . روزها به سرعت گذشتند و همه مردند و موهام سفيد شد و سنم سه رقمي ! . اما باز هنوز احساس ميکنم هموني ام که بودم . انگار محکوم به بودن شدم تا روزهاي سخت زندگي رو هم تجربه کنم . اون روز اگر خط مقدمي بود و يک دشمن . امروز خودم رو در قلب سپاه دشمن ميبينم . دشمني که حتي براي بچه هامون شناسنامه ايراني بودن صادر ميکنه و تاريخ تولد قمري هم ميزنه ! دشمني که پيچ تلويزيون رو باز ميکني توي همه کانالها ميتوني ببينيش .
دشمني که شب زير ناز بالشم اومده . توي جيبم . توي اتمسفر دفترم . تو خيابون ...  و نا امني ... اين معجزه هزاره سوم ، به نظرم بزرگترین دستاورد سناریوی قدرت افسانه ای حکومتهاست .  اونهمه غيرت و مردونگي رو توي خاک غرب و جنوب دفن کرديم تا پيامدش بشه اين روزها . روزهاي پر از اضطراب و نا امني و بي کاري و فساد .شايد از همون قبل از جنگ يا شايدم از خرداد چهل و دو اين سناريو نوشته شد تا مردم قحطي زده به روزمرگي و افيون زندگي بعد از جنگ دچار بشن و بعد از سي سال نتونن بفهمن بحراني ترين روزهاي زندگيشون رو دارن ميگذرونن و در نهايت سادگي و بلاهت روياي قهرماني يک تيم دست هفتاد و سومي دنيا رو به جيگرشون داشته باشن .
روياي ارزوني پاچه مرغ و گرفتن کارت اينترنتي که عمرا ديسي داشته باشه ! . و اين شد سر انجام هشت هزار سال افتخار که اگر روي کره زمين يک نام بود چيزي جز ايران نبود و حالا اين تکه گوشت خوشمزه اسير دندانهاي کساني است که بنا بر ضرورت ، هنگفت خرج ميکنند تا بلکه کمي لهجه شيرين عربي شون برگرده به فارسي ! .از روزهاي پر افتخار جنگ و رشادت رستم هاي ايراني ، فقط چند روز مشخص و با برنامه برامون مونده و چندين هزار قطعه استخوون که طبق برنامه مدون هر روز سر از خاک در ميارن ! .
مهم نيست اين استخوان ها مال کجاي لگن خاسره فلان بسيجي است يا مال شقيقه کدام سرباز مادر مرده ارتشي يا شايدم تيکه اي از آرنج فلان سردار جنگ سپاه . همين که ميتونه اوضاع ملتهب اقتصادي و سياسي رو منظم کنه برامون کافيه ... گور باباي مادران چشم براه که همچنان منتظر بچه شونن زنده بر گرده . 

خرمشهر قبل از جنگ را به ما پس بدهید [ + ]

+   چهارشنبه 1 خرداد1387  | 

 

عجیبه که شوراهای محترم بازرسی و نگهبانی و حراست و اینا ، یادشون نبوده که بیست و چهارم اسفند تولد حضرت اجل رضا شاهه ؟ یا شایدم میدونستند و برای خیریت این روز شاید ، انتخابات رو برگزار میکنند . تا بلکه مردم از خدا بی خبر و مرعوب هسته ای دکتر محمود و مخمور سریالهای زرغامی ، با عشق و علاقه فراوون بیان و رای شون رو نثار قبر مرحوم رضا خان میر پنج کنند . واقعا گاهی آدم انگشت حیرت به [...] میمونه که داستان این سیاست ها و برنامه ریزی های کلان حفظ نظامهای اقلیت اما مقتدر چیه .

:: عکسهای منتخب سال ۸۶ خبرگزاری دکتر محمود ! [ فارس ]

+   سه شنبه 21 اسفند1386  | 

شانزدهم ژانويه سال 1979 (26دي ماه 1357) و يك روز پس از راي مثبت سنا به نخست وزيري شاپور بختيار، همچنانكه انتظار مي رفت شاه و خانواده اش ايران را به عزم «اسوان» در جنوب مصر ترک کردند، رفتني كه بازگشت نداشت. در پي پخش رفتن شاه از تلويزيون ملي، بسياري از مردم به خيابانها ريختند و شادي ها كردند و در تهران تا سه ساعت بوق اتومبيلها قطع نشد. از بامداد آن روز، گارد سلطنتي مهرآباد را محاصره كرده بود و نزديك شدن به فرودگاه امكان ناپذير بود. هلي كوپتر حامل شاه توسط پنج هلي كوپتر نظامي از نياوران به مهرآباد اسكورت شده بود و اين وضعيت ترس اورا نشان مي داد. از آن پس دوران آوارگي شاه تا پايان عمرادامه يافت.
شاه در دوران آوارگي در كشورهاي مختلف و در سايه ترس از ترور و يا دستگيري و تحويل داده شدن به ايران براي محاكمه بسر مي برد و سرانجام در تابستان 1359 بر اثر بيماري سرطان در يك بيمارستان نظامي مصر درگذشت و در قاهره مدفون شد. شب پيش از خروج شاه، ژنرال قره باغي رئيس ستاد مشترك در مصاحبه اي اطمينان داده بود كه ارتش كودتا نخواهد كرد. راديو مسكو قبلا گفته بود كه احتمال يك كودتاي آمريكايي (همانند براندازي 28 مرداد) وجود دارد و سران ارتش ايران موظف به اطاعت از تصميمات يك ژنرال آمريكايي (ژنرال هايزر) شده اند كه در تهران مستقر شده و تماس مستقيم با كاخ سفيد واشنگتن و فرماندهان نيروهاي سه گانه ايران دارد.
متعاقب اين گفتار راديو مسكو، در تهران يك سرهنگ آمريكايي «مرده» يافت شده بود كه در آن روز معلوم نبود مقتول شده و يا اينکه خودكشي كرده بود!. روز پيش از آن نيز در شهر کرمان يك مقام آمريكايي به نام «مارتين بركويتس» كشته شده بود.
    غلامحسين صالحيار سردبير وقت روزنامه اطلاعات اندكي پس از خروج شاه از تهران اين روزنامه را با اين تيتر سراسري: «شاه رفت» كه از پيش آماده شده بود منتشر ساخت و روزنامه تا ساعت هشت شب تجديد چاپ مي شد و هر نسخه يك توماني آن تا پنجاه تومان به فروش مي رسيد. در آن روز كه هنوز ارتش، پليس و ساواك به وضعيت سابق باقي بودند و دولت منصوب از سوي شاه قدرت را به دست داشت و بيم از آن بود (كه در صورت شکست خوردن دولت شاپور بختيار) ارتش با كودتا زمام امور را به دست گيرد و شاه را باز گرداند، زدن چنين تيتري يك ريسك بزرگ بود و جرات، دلاوري و از جان گذشتگي زياد لازم داشت.
در آن زمان حسين شمس ايلي و علي باستاني دو معاون سردبيري اطلاعات بودند. علي باستاني کمتر از دو ماه پس از پيروزي انقلاب، از روزنامه اطلاعات اخراج شد و بعدا هم مدتي را در بازداشت گذرانيد. وي پس از اخراج شدن از روزنامه اطلاعات، خود را خانه نشين ساخت و به روزنامه نگاري بازنگشت. علي باستاني از سال 1336 خورشيدي در روزنامه اطلاعات بکار نوشتن پرداخته بود و سالها معاون سردبير بود. حسين شمس که به مدت 14 سال معاون اول روزنامه اطلاعات بود در بهار 1359 همانند ديگر اعضاي تحريريه از کار اخراج گرديد ولي چند سال بعد به دنياي روزنامه نگاري باز گشت. وي يکي از روزنامه نگاران ماهر و حرفه اي وطن بشمار مي آيد.
     در آن زمان در ايران هنوز كار حروفچيني به صورت سربي (لاينو تايپ) انجام مي گرفت و تهيه حروف و قرار دادن آنها در قالب فولادين صفحه سازي و سپس زير پرس قرار دادن و به صورت صفحه استوانه اي شكل فلزي در آوردن و به ماشين چاپ بستن وقت گير بود و صالحيار كه رفتن شاه را از چند روز پيش از آن پيش بيني كرده بود تهيه اين تيتر فوق العاده درشت را به استاد عباس مژده بخش مدير صفحات سفارش داده بود. صالحيار براي قبولاندن اين تيتر به شوراي دبيران روزنامه استدلال كرد كه هدف از نوشتن اين دو كلمه به اين درشتي اين است كه نظاميان پايين دست اطمينان حاصل كنند كه شاه باز نخواهد گشت و لذا با در نظر گرفتن عواقب كار، از تيراندازي به مردم خودداري كنند و هدف عمده او جلوگيري و دست كم كاهش قتل ايراني به دست ايراني است.
باوجود اين استدلال، وي براي جلوگيري از مخالفت احتمالي بعضي دبيران تحريريه مجبور شد نهيب بزند. اين تيتر سبب شد كه نظاميان از بازگشت شاه مايوس شوند و بيش از گذشته به انقلابيون به پيوندند. تصوير اين صفحه و ترجمه و تفسير تيتر آن در فصل «تاثيرگذاري رسانه ها» در تاريخ عمومي مطبوعات آمده است. سه روز پيش از رفتن شاه از تهران، در پاريس آيت الله خميني براي اداره امور كشور شوراي انقلاب اسلامي تشكيل داده بود و انتصاب شاپور بختيار را (که مورد قبول واشنگتن بود) غير قانوني اعلام كرده بود. 26 روز پس از رفتن شاه از ايران، انقلاب پيروز و پنجاه روز بعد رفراندوم تغيير نظام برگذار شد.
    صالحيار 19 آذر 1382 پس از 24 سال خانه نشستن فوت شد بدون اين كه از اين كار او كه كاهش خونريزي و تخريب و كاستن از فاصله انقلاب تا پيروزي بود سخني به ميان آيد، حتي پس از مرگش.

:: منبع . تقویم تاریخ ایرانیان

+   جمعه 28 دی1386 

 

... امروز توی این مملکت امر ، امر ماست . مجلس و عدلیه و دولت تعارفه [ ! ] . میتونیم امر کنیم همین فردا ریز و درشتتون رو ببرن زراعت تا قدر عافیت رو بدونین و سر عقل بیایین ...

داوود رشیدی در نقش رضا پهلوی در کمال الملک

:: پ ن : به نظرم اومد در سالگرد اشغال ایران [ ۲دي ماه 1294 ] در جنگ جهانی اول یادی کنم از اقتدار گرایان پوچ و بی بنیاد و غارتگر ایران . که در هر دوره اشعار و فانتزیسم کلامی و رفتاری شون با هم منطبقه و گویی از روی یک پارت میخونن . آنروزی ها آنطور و امروزی ها ... مهم اصالت شعاره که درسته ! .

+   شنبه 1 دی1386  | 

 

عجب از ما واماندگان زمين گير كه در جستجوي شهدا به قبرستانها ميائيم . اين خود دليلي است بر انكه از حقيقت عالم هيچ نميدانيم . مرده آنست كه نصيبي از حيات طيبه شهدا ندارد و اگر چنين است از ما مرده تر كيست ؟ شهدا ، شاهد بر باطن و حقيقت عالمند و هم آنانند كه به ديگران حيات مي بخشند . پس براستي اين عجيب نيست كه ما واماندگان در جست و جوي شهدا به قبرستانها ميائيم ؟

:: منظور خاصی نبود . باز بیستم فرودین شد و گفتم یادی کنم از می فروش عالم تصویر و مستند ، مرتضی آوینی . کسی که برای به تصویر کشیدن آنچه در فکر داشت ، همه چیز داشت به جز کمی سیاست در کلام و صراحت بیان و رعایت خطوط قرمز ! ، مث شریعتی و مطهری و ... همه اونهایی که رفتن روی مین ! .

:: عشق ، مستند میمیرد ! [ + ]

+   سه شنبه 21 فروردین1386  | 

 ... باز قربانی گرفت

اندر حکایت آن دهات پشت کوه قاف گفتند که هر آنکس که با ما بود ، از ما بود . وآنکس که از ما نبود و با ما بود نابود و آنکس که ... الخ !

در مورد خبر فوت مرحوم کریمی راد - وزیر محترم داد...- مورد خاصی نمیشه طرح کرد جز اظهار همدردی و اینکه اوضاع نا بسامان رانندگی در جاده ها و وضعیت خراب جاده ها به لحاظ استانداردهای ایمنی و عدم رعایت اخلاق در اصول رانندگی ما ایرانی ها و ... حقیقتا تاسف باره . واقعا ارزش دارد که به این مهمات رسیدگی نشود و سرمایه هایی چون کریمی راد و نوربخش و صیاد شیرازی و چمران و احمد کاظمی و وزیر راه سابق و فکوری و شیرودی و آوینی و آیت الله حکیم و ...!!  اینا .

:: پ ن : شما این نوشتار قسمت دوم رو زیاد جدی نگیرید . هیچ ربطی به قسمت اول نداشت ! . گاهی زبان سرخ ... چه وزیر باشی چه رعیت . فرق نداره .

:: عکس شب [ + ]

+   پنجشنبه 7 دی1385  | 

 

همزمان با هشتمین سالگرد قتل محمد مختاری، نویسنده ایرانی که در دسته قربانیان قتل های زنجیره ای به قتل رسید، کانون نويسندگان ايران با انتشار بیانیه ای، خواستار روشن شدن سرانجام پرونده قتل اين نويسنده و مترجم و ديگر قربانيان قتل های معروف به «زنجيره ای» شد.

به مناسبت هشتمين سالگرد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوينده، خانواده های اين دو قربانی قتل های زنجيره ای، روز جمعه مراسمی را بر مزار اين دو پژوهشگر و نويسنده، برگزار می کنند.با وجود تلاش ها و پيگيری ها در ايران و در سراسر جهان، پرونده قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوينده و ديگر قربانيان قتل های زنجيره ای هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد.

کانون نويسندگان ايران هم چنين با محکوم کردن دادگاه عاملان قتل های سياسی پاييز ۱۳۷۷ ،خواهان  آزادی ناصر زرافشان، وکيل زندانی خانواده های قربانيان، و محاکمه آمران اين قتل ها شده است.کانون نويسندگان ايران در بيانيه خود همچنين، در باره آنچه که «امواج تازه نقض حقوق بشر و آزادی بيان» در ايران خوانده، هشدار داده است.

کانون نویسندگان ایران در باره موج جدید نقض حقوق بشر و آزادی بیان هشدار می دهددر مراسم يادبود محمد مختاری و محمد جعفر پوينده، تعدادی از اعضای کانون نويسندگان سخنرانی و شعر خوانی خواهند کرد.تلاش بازماندگان قربانيان قتل ها و فشار و پيگيری محافل مدنی، اجتماعی و سياسی ايران و نهادهای جهانی برای روشن شدن اين پرونده ها، هنوز به جايی نرسيده است.داريوش و پروانه فروهر، و نيز محمد مختاری و محمد جعفر پوينده در سال  ۱۳۷۷ به دست کسانی که دولت ايران، آنها را  "عوامل خودسر وزارت اطلاعات" معرفی کرد، کشته شدند.

« بيان دوباره دادخواهی »
سهراب مختاری فرزند محمد مختاری که ساکن آلمان است، از پنج شنبه ای می گويد «پدر يک پنج شنبه منزل را ترک کرد و هرگز بازنگشت. تا پنج شنبه بعد، از پدر بی خبر بوديم. به همه جا از نيروی انتظامی تا پزشکی قانونی سر کشيديم، اما خبری نبود.»

يک هفته پس از ناپديد شدن محمد مختاری، جسد او را در پزشکی قانونی به فرزندش سياوش نشان دادند.به گفته سهراب مختاری، پدرش که دو سال را در دهه ۱۳۶۰ خورشيدی در زندان گذرانده بود، انتظار داشت که هدف ماموران وزارت اطلاعات قرار داشته باشد. آن ها بارها مختاری و ديگر چهره های اهل قلم را تهديد کرده بودند.

سهراب مختاری می گويد از نظر خانواده قربانيان قتل های زنجيره ای، مراسم روز جمعه، ضمن گرامی داشت ياد آن ها، «بيان دوباره دادخواهی بازماندگان برای افشای عاملان قتل های زنجيره ای و معرفی آن ها به مردم ايران است.»


مراسم روز جمعه

قرار است اتوبوس هايی از دو قسمت شهر تهران، خيابان ملاصدرا و ميدان انقلاب جنب دانشکده پزشکی، شرکت کنندگان را به سوی امام زاده طاهر حمل کندسهراب مختاری فرزند محمد مختاری ضمن اشاره به مراسم یادبود روز جمعه درامامزاده طاهر کرج  و درپاسخ به این پرسش که آیا خانواده های مختاری وپوینده برای انجام این برنامه اجازه نامه ای دریافت کرده اند  ویا نه می گوید:« ازهمان سال نخستی که این قتل ها اتفاق افتاد به ما هرگز اجازه برگزاری مراسم درمکان های عمومی داده نشده است . اما  حضور درگورستان ها درواقع رسم سنتی مردم ایران است که برای گرامی داشت خاطره عزیزانشان برسر گورآنها می روند ویاد آنها راگرامی می دارند».

  او اضافه می کند: « فکر نمی کنم برای چنين سنتی اجازه رسمی از مقام های دولتی لازم باشد. اما آنها ازهمان سال های نخست همواره سعی داشته اند. به شکل های گوناگون مانع از برگزاری مناسب  اين مراسم را حتی درقبرستان بگيرند.بعنوان مثال عده ای را بآنجا می آوردند و بلندگوهائی را  نصب می کردند تا با صدای اذان ويا باخواندن قرآن مانع برگزاری مراسم پدرم ومحمد جعفر پوينده شوند..


سهراب مختاری درادامه اين گفت وگو يادآور می شود که پس ازمختومه اعلام شدن پرونده قتل های زنجيره ای ازسوی دستگاه های مسئول ايرانی، بازمانده گان اين رشته قتل ها ازنهادهای بين المللی ازجمله سازمان ملل واتحاديه اروپا خواستار پی گیری این پروتده شدند.

سهراب مختاری می گويد :« ما خواهان معرفی  آمران وعاملان اين قتل ها هستيم . درسفری که من وزويا زرافشان به سازمان ملل داشتيم اين خواسته هايمان رابه رییس مجمع عمومی سازمان ملل ابلاغ کرديم .درسفر ديگری که به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل درژنوداشتيم گزارشی ازوضعيت نا بهنجار دکتر ناصر زرافشان درزندان  اوين به نماينده گان اين  کميسيون ارايه کرديم»

+   پنجشنبه 16 آذر1385 

 

این جمله آیت الله خامنه ای بود که بعد از بلند کردن وزنه 230 کیلویی - حاج ! - حسین رضا زاده از رسانه ها اعلان شد .
به این فکر کردم که بعد از 8 روز جون کندن کاروان ورزش ایران صاحب مدال طلا شد و رهبر مترصد و بهوش ، این صحنه رو رصد کردند .
یادم هست که ورزشکاران چین ، فقط در 10 ساعت شروع بازیها 27 مدال طلا گرفتند . اما هیچ مقام مسئولی ! در چین پیغام تبریک و شاد باش نفرستاد ! .
چه تصورم اینه که اونها نیازی به دیدن این صحنه ها - شاید - ندارند و از قبل 100 نفر مثل رضا زاده فرستادند تا همه مدالهای طلا رو براشون صید کنه و مسئولین شون در آرامش کامل کنار زن و بچشون بخواب شیرین میرن .
امید دارم که مقامات کشوری ما که بحمد الله الان دیگه لشکری محسوب میشوند ! و در راس ایشان مقام عظمای ولایت ، صحنه های باخت ، که حاصل از ضعف جسمانی ، ضعف تدارکات و لوازم ، ضعف نبود امنیت مالی و اسباب خاطر جمعی ، ضعف مدیریتی اعزام و مشکلات سربازی و دیر رسیدن ویزا و ضعف ... رو هم ملاحظه بفرمایند .
این حقیقت بر هیچ کس - حتی ننه قمر - پنهان نیست که اگر استثناهای ورزش ما مثل رضا زاده و ساعی و ... نباشند ، ورزش ما صرفا فقط یک کاروان خواهد بود ! و آنوقت آیا باقی صحنه ها ، تماشایی و قابل رصد مسئولین خواهد بود یا خیر ؟!

+   پنجشنبه 16 آذر1385  | 

 

با مصوبه ی دولت ، سايت های اطلاع ‌رساني بايد در وزارت ارشاد ثبت شوند . اين مصوبه همه ی "پايگاه های اطلاع ‌رساني اينترنتي كشور بايد  مشخصات مربوط  و هويت مدير مسوول خود را در وزارت ارشاد ثبت كنند."  اين آيين‌نامه که به سختي قابل اجراست به مقامات حکومتي اجازه مي دهد تا سياست مسدود سازی سايت های اينترنتي را با ابزار قانوني گسترش دهند.
کشورهای ديگری چون چين و بحرين نيز بدون بدست آوردن هيچ موفقيتي، سعي کرده بودند تا " ثبت رسمي " را به سايت های اطلاع رساني اينترنتي تحميل کنند. مجبور کردن ده ها هزار سايت اطلاع رساني درباره ايران که بخشي از آنها در خارج از کشور ثبت شده و ميزباني مي شوند ، به دريافت مجوز برای فعاليت ، امکان ناپذير است . اما چنين آيين‌نامه ای امکان مسدود سازی و فيلتر کردن خودسرانه سايت های اطلاع رساني را فراهم مي سازد ، ابزاری قضايي ست در دست مقامات دولتي برای سانسور بيشتر ، سانسوری که پيش از اين" آيين نامه " نيز بر اينترنت ايران حاکم بود.
سايت بازتاب نزديک به محافظه کاران پيرو آيت اله خامنه ای که  به برخي از سياست های دولت احمدی نژاد انتقاد مي کند و در گذشته نيز چندين بار قرباني مسدودسازی شده است، با " اقدامي غيرممكن و تنها در صلاحيت مجلس شوراي اسلامي " خواندن اين مصوبه ، اعلام کرده است که هيات وزيران " با تصويب يك آيين‌نامه ، آشكارا به نقض قانون اساسي ، مصوبات مجلس شوراي اسلامي و اصول انقلاب " پرداخته و به آن اعتراض کرده است.
فصل سوم آيين نامه مصوب هيات وزيران به " تخلفات پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني و نحوه‌ي رسيدگي به آن‌ها " اختصاص داده شده است . كه بنا بر " تخلف " انجام شده ،  مجازات در نظر گرفته شده شامل " تذكر رسمي ‌تا مسدود سازي موقت يا تعطيل دائمي " است . از جمله تخلفات مي توان به " اهانت به اديان آسماني و مقدسات اسلامي ، درج مطالب تفرقه افكنانه و توهين به اقوام و اقليت‌هاي مذهبي ، اشاعه منكرات و ترويج فحشا ، انتشار اطلاعات خصوصي و شخصي افراد و نشر اكاذيب و افترا ، اشاره کرد .

:: پ ن : متن آيين نامه ساماندهی سايت های اينترنتی ( شنبه 11 آذر 1385 )

+   یکشنبه 12 آذر1385  | 

 

تعداد زیادی از زنان ساکن کرج بعد از اطلاع از تشکیل کمپین یک‌میلیون امضا، بی‌صبرانه منتظر برگزاری کارگاه آموزشی در این شهر بودند. بعد از مشورت تصمیم بر این شد که این کارگاه بعد از ماه رمضان برگزار شود. مشکل محل برگزاری جلسه به راحتی حل شد و هماهنگی‌های لازم در مورد زمان برگزاری با تهران انجام شد. بالاخره در روز سه‌شنبه 23 آبان 85 انتظارها به سر آمد. شروع جلسه ساعت دو بعد از ظهر اعلام شده بود که با کمی تأخیر ساعت 2:30 شروع شد.

از تهران خدیجه‌ مقدم و زهره‌ ارزنی برای آموزش آمده بودند.

وتعداد 60 نفر از اقشار مختلف زنان کرجی در جلسه حاضر بودند.اعم از زنان: خانه‌دار، دانشجو، معلم، دبیر، استاد دانشگاه، پزشک، پرستار و مترون بیمارستان، مدیر مهدکودک، مربی سوارکاری، عکاس، گرافیست، نقاش، کارگردان سینما، تعدادی از اعضای چند ان‌جی‌او مثل اعضای جمعیت‌های محیط زیستی و همیاری سلامت روان و... متاسفانه به علت محدودیت فضا بسیاری از کسانی که مایل به شرکت در این جلسه بودند دعوت نشدند. و قرار شد در صورت امکان جلسه‌ی دیگری برگزار شود.

جلسه با توصیه‌ زهره ارزنی برای خاموش کردن موبایل‌ها شروع شد.

خديجه مقدم در ابتدا از مبارزات زنان در ایران گفتند: "از قدیم زنان ما همواره دوش‌ به دوش مردان در همه‌ صحنه های اجتماعی و سیاسی حضور داشته و دارند. 150 سال قبل در زمان مشروطه، زینب پاشا در تبریز گروهی متشکل از 40 زن مسلح به همراه داشت. اما اکنون زمان زمانه‌ی اسلحه و تفنگ نیست، زمان کتاب و قلم است. زمان مبارزه‌ی فرهنگی و اجتماعی‌ست. هرزمان که حقی اندک برای زنان قائل بودند این حق از بالا به پایین به زنان داده می‌شد. . یک روز به زنان دستور می‌دهند روسری و چادر از سر بردارند و روز دیگر دستور به گذاشتن آن می‌دهند. هیچوقت از ما نپرسیدند که خودتان چه نظری دارید. تاریخ ثابت کرده که اگر چیزی از پایین به بالا شکل بگیرد مردم به آن علاقه‌مندترند. ما زنان نیمی از اجتماع را تشکیل می‌دهیم. در حالیکه 64٪ ورودی‌های دانشگاه زن هستند اما فقط 3٪ پست‌های مدیریتی را اشغال کرده‌ایم."

خديجه مقدم در مورد طرح یک میلیون امضا توضیح دادند: "این حرکت با پیشنهاد تعدادی زن فعال اجتماعی شروع شد. به‌سرعت گسترش یافت و توجه تعداد زیادی از هموطنان مارا در اقصی نقاط ایران را جلب کرد. چون این‌ قوانین تبعیض‌آمیز درد مشترک همه‌ی ماهستند. باید قبول کنیم که تابه‌حال زنان جنس دوم به حساب می‌آمده‌اند. در استان خوزستان هر روزه شاهد کشته‌شدن دختران به‌دست پدر، برادر، عمو، دایی هستیم که چرا مثلا با فلان پسر هم‌کلام شده‌اند. و جرمی هم برای آنها محسوب نمیشود. هر روزه شاهد ازدواج مجدد مردانی هستیم که از این قوانین سوءاستفاده می‌کنند و... ما می‌خواهیم که این قوانین تبعیض‌آمیز عوض شوند تا ما زنان به راحتی زندگی کنیم. این حرکت به‌هیچ‌وجه حرکتی سیاسی نیست بلکه حرکتی فرهنگی و اجتماعی است. ضد مذهب هم نیست. چون در اسلام آمده که احکام ثانویه اگر مغایر با مقتضیات زمان و مکان باشند قابل تغییرند. کما اینکه بارها در طول تاریخ شاهد حکم تغییر این قوانین بوده‌ایم. بسیاری از زنان به این قوانین آگاه نیستند. گاهی حتی فرق حضانت و سرپرستی را نمی دانند. ما زنان وظیفه داریم این قوانین را به همدیگر بشناسانیم و به کمک هم اصلاحش کنیم. خوشبختانه تعدادی از علما مانند آیت‌الله صانعی و آیت‌الله موسوی بجنوردی معتقدند که این قوانین می‌توانند تغییر پیدا کنند و این‌کار مغایرتی با دین اسلام ندارد.

پابه‌های کمپین در سه‌ماه پیش ریخته شد و در این مدت همه‌ی اقشار مردم از آن استقبال کردند. به سرعت بیشتر شهرها برای برگزاری کارگاه کمپین اعلام آمادگی کردند که تابه‌حال در شهرهای زنجان، گرگان، همدان و... و حالا در کرج برگزار شده. و در اصفهان و تبریز و یزد هم به زودی برگزار می‌شود. در این مدت حتی یک برخورد بد گزارش نشده و همه با این برنامه به نوعی احساس همبستگی و مشارکت داشته‌اند.

مقدم سپس گزارش کوتاهی از کمیته‌های مختلف این کمپین ارائه دادند. مثل کمیته‌ آموزش، روابط‌عمومی، مالی، رسانه، مستندسازی و... و اسامی تعدادی از افراد سرشناس را خواندند که با امضایشان زیر این اوراق بر لزوم تغییر قوانین تبعیض‌آمیز صحه گذاشته‌اند.

سپس زهره‌ ارزنی سخنان خود را آغاز کردند.

وي در ابتدا در مورد چگونگی حل اختلافات خانوادگی در قدیم صحبت کردند که عموما" با کدخدا‌منشی ریش‌سفید یا بزرگ خانواده یا روستا حل می‌شده ولی اکنون این اختلافات بر اساس قوانین موجود بررسی و سپس بر طبق همین قوانین رأی صادر می‌شود. حال اگر قوانین ناقص و تبعیض‌آمیز باشد - که در موارد جنسیتی‌ هست - مسلما از نتایج راضی نخواهید بود.

یکی از نتیجه‌های منفی این قوانین، مهریه‌های گزاف دختران است که فکر می‌کنند تنها حربه‌ برای جلوگیری از تضییق حقشان است. و اگر نتوانند مهریه بالا تعیین کنند مجبورند به این قوانین تا آخر عمر گردن نهند.

بعد ازاین مقدمه، ارزنی توضیحات کاملی از مباحث نوشته شده در دفترچه راهنما ارائه دادند و به سوالات پاسخ گفتند که به‌علت طولانی بودن، خلاصه‌ای از آن را در زیر می‌نویسم.

شروط ضمن عقد: او قید شروط ضمن عقد را کافی ندانستند و گفتند بعضی از شروط ضمن عقد ضمانت اجرایی کاملی ندارند. مثلا زنی که حق مسافرت دارد هر لحظه می‌تواند از سوی شوهرش ممنوع‌الخروج شود. و تا ثایت کند که این حق را موقع عقد از شوهرش گرفته ممکن است زمان سمیناری که او قصد شرکت در آن را داشت بگذرد.

و یا یا اینکه الان اکثر قریب به اتفاق شغل‌های زنان ایرانی طبق شئونات اسلامی‌است، شوهر این حق را دارد که به دادگاه مراجع کند و از نظر قانونی مانع کار همسرش شود.

عمل جراحی: اگر زنی به عمل جراحی نیاز فوری پیدا کند- مثل سزارین - حتما باید شوهرش زیر ورقه‌ی بیمارستان را امضا کند و گرنه هیچ پزشکی حق عمل جراحی بر روی او را ندارد. حال اگر شوهرش مسافرت باشد یا همه از او بی‌خبر باشند تکلیف زن معلوم نیست. اما در قوانین ما هیچ منعی برای عمل جراحی مردان نیست.

انتخاب اسم: در مورد انتخاب اسم برای فرزندان. اگر زن و شوهر هر کدام یک اسم برای نوزاد انتخاب کنند و بین خودشان به توافق نرسند. اگر کارشان به دادگاه کشیده شود حتما اسمی که شوهر انتخاب کرده، مورد قبول دادگاه قرار می‌گیرد.

تابعیت: هر زن خارجی که با مرد ایرانی ازدواج کند تابعیت ایرانی می‌گیرد. اما این تابعیت هرگز به فرزند و همسر زن ایرانی منتقل نمی‌شود. یکی از حاضرین از خانم ارزنی سوال کرد که دوستی دارم که در آلمان زندگی می‌کند و همسرش آلمانی‌ست. فرزندش کاملا فارسی حرف می‌زند. مادرش به سفارت ایران مراجع کرده و خواسته که فرزندش شناسنامه ایرانی داشته باشد. شوهرش هم کاملا راضی‌ست ورضایت نامه داده . اما سفارت به هیچ‌عنوان زیر بار نمی‌رود. خانم ارزنی گفتند که حتی اگر این خانم در ایران هم زندگی می‌کرد امکان نداشت بتواند به همسر و فرزندش تابعیت ایرانی بدهد. چنان‌که این همه زنان ایرانی که با مردان افغانی ازدواج کرده‌اند و همه ساکن ایران هستند، هیچکدام نتوانستند برای فرزندان خود شناسنامه بگیرند. زهره ارزنی در مورد مهریه توضیح دادند: با اینکه زنان در زمان عقد به مهریه به عنوان عامل فشار در زمان احتیاج نگاه می‌کنند ولی آمار نشان داده که به غیر از یک‌درصد، بقیه‌ی زنان هرگز مهریه نمی‌گیرند. زمان طلاق شوهر می‌تواند با اذیت زن کاری کند که او مهریه‌اش را ببخشد. حتی مواردی دیده شده به جز مهریه، زن جهیزیه و خانه و اتوموبیلش را هم برای خلاصی بخشیده است.

طلاق حق مسلم مردان است. مرد هرگاه اراده کند می‌تواند زنش را طلاق بدهد. در ایران مردان می‌گویند " طلاق دادم" و زنان می‌گویند" طلاق گرفتم". اگر زنی بخواهد طلاق بگیرد باید ثابت کند یا شوهرش معتاد است یا دیوانه است و یا ثابت کند که به سختی کتکش می‌زند. اثبات کتک زدن مرد در ایران بسیار مشکل است. خیلی از زن‌ها شرم دارند از این که بروند کبودی‌ها و زخم‌های کتک را نشان بدهند و یا در چهاردیواری خانه شاهدی ندارند. زنان ما به اصطلاح آبروداری می‌کنند. همسایه‌ها هم معمولا برای شهادت نمی‌آیند. دخالت در طلاق را بد می‌دانند. اگر شوهر زنی ناپدید شود سال‌ها طول می‌کشد بتواند طلاق بگیرد. اما مرد در شرایط مشابه هیچ مشکلی در گرفتن صیغه ندارد.( گرچه مرد موقع حضور همسرش هم مشکلی در گرفتن صیغه‌های متعدد ندارد!)

ولایت و حضانت فرزند: خیلی از زنان هستند که بعد از فوت شوهر حضانت فرزندان را بر عهده می‌گیرند و فکر می‌کند که سرپرستی‌ آنها را هم به دست آورده. در صورتیکه حضانت فقط یعنی نگهداری و پرستاری. شیردادن و غذا دادن و لباس عوض کردن و به قولی کلفتی از بچه. اما ولایت یا سرپرستی متعلق به پدر بزرگ بچه‌ها است. اوست که اگر مادر بخواهد خانه یا ماشینی به اسم فرزندش کند باید اوراق را امضا کند یا از بانک پول برداشت کند.

اجازه‌ی ازدواج: دختری که از زمان کودکی پدرش را ندیده و حتی اگر اورا در خیابان ببیند نمی‌شناسد. حتی اگر مدرک دکترا داشته باشد و سنش 40 ساله، حتما باید در زمان ازدواج دنبال پدرش که مثلا معتاد است بگردد تا به او اجازه ازدواج دهند( موردی دیده شده که پدر 2 میلیون تومان خواسته تا بیاید زیر ورقه‌ی دخترش را امضا کند). راه دیگر این است که دختر باید دست شوهرش را بگیرد ببرد به دادگاه و حق ازدواج بگیرد که این روش برای او خیلی تحقیرآمیز است.

تعدد زوجات: طبق قانون مرد می‌تواند 4 زن عقدی و بی‌نهایت صیغه داشته باشد. در زمان شاه، گرفتن زن دوم جرم محسوب می‌شد و زندان و جریمه داشت. اما بعد از انقلاب این جرایم لغو شد و زن فقط حق طلاق دارد. و چون زن‌ها از خود درآمدی ندارند مجبورند بمانند و بسوزند و بسازند. هوو کشی، شوهر کشی، آزار بچه‌‌ی هوو، خودسوزی، خودکشی و... از پیامدهای این قانون غلط است.

سن مسئولیت کیفری: هر دختری به محض رسیدن به سن 9 سال قمری( 9/8 سال شمسی) و هر پسر به محض رسیدن به 15 سالگی قمری( 6/14 سال شمسی) به سن تکلیف می‌رسند و اگر جرمی مرتکب شوند درست مثل انسان بزرگسال با آنها رفتار می‌شود. بنابراین اگر قتلی مرتکب شوند در زندان می‌مانند تا 18 سالشان تمام شوند و آنگاه اعدامشان می‌کنند. در صورتیکه برای مثال در اروپا به کودکان به جای زندان مجازات‌های جایگزین می‌دهند مثل کار در خانه‌ی سالمندان، کارهای عام‌المنفعه مثل نگهداری از فضای سبز، پاکسازی پیاده‌روها و یا حداکثر حبس خانگی.

دیه : طبق گفته پزشکان چشم زن از نظر بینایی با مرد برابری می‌کند اما در قانون ما دیه‌ی چشم زن نصف دیه‌ی چشم مرد است. آیت‌الله صانعی در این مورد نظر به تساوی دیه داده‌اند.

ارث: برادر من ثروتمند است چون دوبرابر من ارث می‌برد. مادرم فقیر است چون کمتر از من ارث می‌برد. زن از زمین ارث نمی‌برد. یعنی اگر همسرش بیست هکتار زمین داشته باشد و روی زمین خانه و درختی نباشد حتی یک ریال هم ارث نمی‌برد. ولی به شوهر یک‌چهارم همه‌ی اموال زن اعم از منقول و غیرمنقول می‌رسد. از اموال منقول و ساختمان هم فقط یک هشتم به زن می‌رسد.

سنگسار: خیلی از زنان برای انتقام از شوهر چند زنه‌شان می‌روند با مردی ارتباط برقرار می‌کنند که شاید هیچ لذتی هم نبرند. حکم این زنان سنگسار است. ولی مردی که با زنان متعددی ارتباط برقرار می‌کند، بعد از دستگیری به راحتی می‌تواند مدعی ‌شود که همه‌ی آنها صیغه‌اش هستند و هیچ مجازاتی برای او در نظر نمی‌گیرند.

خانم ارزنی در مورد قتل‌های ناموسی هم صحبت کردند و بعد در مورد حجاب اجباری حتی برای زنان اقلیت مذهبی که در دینشان اجباری به پوشش موی زن نیست. (تمام موارد به‌طور مفصل‌تر در دفترچه هست.)

بعد از پرسش و پاسخ ، از طرف خانم صاحب‌خانه پذیرایی مبسوطی شدیم. خانم کارگردانی از بین جمعیت پیشنهاد تشکیل کمیته‌ی هنری، تأتر و سینما برای کمپین داد که مورد توجه حاضرین قرار گرفت.

سپس خديجه مقدم در مورد نحوه‌ی آموزش چهره به چهره صحبت کردند. از مزایا و محدودیت‌های این طرح گفتند. چگونگی ایجاد انگیزه در فرد. اینکه چطور به جای کلی‌گویی از مثال‌های واقعی استفاده کنیم و مسائل دیگری که در سایت هست و لزومی به تکرار آن نمی‌بینم.

جلسه در ساعت 7 بعداز ظهر به پایان رسید. هرکس موقع رفتن مشتاقانه تعدادی دفترچه و اوراق امضا می‌گرفت تا به عنوان عضوی از این کمپین فعالیت خود را آغاز کند. اعضای قدیم هم امضاهای جمع شده از قبل را تحویل دادند.

:: بيانيه ” يك ميليون امضاء “ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

منبع : [ تغییر برای برابری ]

+   دوشنبه 29 آبان1385 

 

درباره تعطيلي موقت هفته نامه سفير دشتستان و ایضا له !

... در ايران توسل به هر بهانه ای برای جلوگيری از ابراز عقيده روزنامه نگاران مشروع است. رسانه ها که همزمان توسط دستگاه های اطلاعاتي و اقلیت حاکم مهار مي شنوند اگر به اصول انقلاب اسلامی ديکته شده توسط حکومت گردن ننهند، توقيف و خبرنگاران آنها بدون حکم قضايی و بدون دليل بازداشت می شوند. سپس با پرداخت وثيقه های سنگين به اصطلاح آزاد می شوند. اين روزنامه نگاران هر لحظه ممکن است به زندان بازگرداننده شوند و اينگونه در نبود شرايطی مناسب از انجام وظيفه خود محروم می شوند . در هفته گذشته شاهد چند نمونه از این دست اقدامات بودیم . کاش حاکمیت یادش باشد که بناست این روزها در صفحات تاریخ ثبت و توسط آیندگان خوانده بشود . بهتر بود کمی دست به عصا تر و محتاط تر عمل بشود .

دوشنبه ٢٤ مهر، در پی انتشار مطلبی در ستون طنز هفته‌‏نامه سفير دشتستان که "توهين به مقام رهبری " قلمداد شده است اين نشريه توقيف، پورمند، مديرمسوول، حسين رويين، سردبير و نيزحروفچين مطلب مورد نظر دستگير شدند. روزنامه نگاران دستگير شده پس از بازجويی با سپردن وثيقه تا برگزاری دادگاه‌‏ آزاد شدند.
جمعه ٢١ مهرماه به تحريک امام جمعه ی بوشهر تعدادی از روحانيون و نمازگزاران در برابر دفتر روزنامه به تظاهرات پرداختند و خسارتی بر آن وارد آوردند. اين توقيف در استانه ی انتخابات خبرگان رهبری انجام می گيرد. سفير دشتستان در آخرين شماره خود مقالاتي را منتشر ساخته است که در آن به آيت اله مصباح که گفته مي شود رقيب آيت اله خامنه ای برای تسخير نهاد رهبری است، انتقاد شده است.
پنجشنبه ٢٠ مهر ماه  سه روزنامه نگار هفته‌‏نامه روژهه لات ، فرهاد امین‌پور، رضا علی‌پور و سامان سلیمان، در محل کار خود توسط ماموران امنيتی دستگير و به زندان انتقال يافته اند.  دليل دستگيری و محل بازداشت اين روزنامه نگاران تا امروز مشخص نشده است.
حسين شاکری روزنامه نگار هفته‌‏نامه پيام جنوب نيز در پس از احضار به دادگاه و بازجويی به اتهام " تحريك و تشويش اذهان عمومی " به دليل کمبود وقت برای تهيه وثيقه ١٠٠ ميليون ريالي بازداشت شد. عليرضا شيركانی مدير مسئول هفته نامه پيام جنوب نيز به دادگاه احضار شده است.    

:: پ ن : اخبار و نوشته های بالا صرفا برای خالی نبودن عریضه و نوشتن یک پست اضافه ! ، درج شده . معنی و مفهوم آن این است که حمله هوایی ... از پناهگاه خود خارج شوید . امان از روزی که بفهمیم چی شد ! .

+   یکشنبه 30 مهر1385  | 

 

افزايش تعداد مطبوعات و تيراژ آن ها در هر جامعه اي پديده اي ارزشمند و مطلوب است. مطبوعات به عنوان ركن چهارم دموكراسي نقشي بسيار مهم و اساسي در توسعه جوامع، ارتقاء فرهنگي و رشد افكار عمومي دارند. بنابراين تقويت مطبوعات يكي از برنامه ها و اهداف دولت هاي دموكراتيك است. بدون ترديد در نظام جمهوري اسلامي رشد مطبوعات هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي مد نظر بوده و مطبوعات موجود گواه به اين مدعاست به موازات افزايش مطبوعات تعدادي از مطبوعات هم هستند كه پا را فراتر از وظايف قانوني مي گذارند و به خود و فضاي موجود لطمه وارد مي سازند. مسلماً تعطيلي يك نشريه نه تنها از اهداف جمهوري اسلامي نيست بلكه حادثه اي تلخ و تأسف آور نيز مي باشد. انتشار هفته نامه سفير دشتستان پس از مدتها طبيعتاً مي توانست گام جديد و ارزشمندي براي ايجاد فضاي نشاط مطبوعاتي باشد. پس از آنكه فردي سردبيري اين هفته نامه را به عهده گرفت كه افراطي گري و عبور از خطوط قرمزها جزيي از رفتار شخصيتي او محسوب مي شود، اين نگراني پيش آمد كه نكند اين فرد به جاي اينكه به روشنگري و ايجاد فضاي سالم مطبوعاتي كمك كند با درج مقالات، گزارش ها به ايجاد تنش، درگيري و اختلاف بيانجامد كه متأسفانه چنين نيز شد. بارها و بارها مردم مسلمان و متدين و دوستدار نظام و انقلاب و رهبري از دست سفير ناليدند و اعتراض كردند. و حتي دست اندركاران را به سكوت و سازش متهم كردند. اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز كه حمايت از مطبوعات از يك سو و نظارت بر عملكرد مطبوعات از سوي ديگر جزء وظايف او به شمار مي رود ، با هدف تصحيح رفتار و اخلاق مطبوعاتي تذكراتي را براي دست اندركاران سفير فرستاد متأسفانه اين تذكر نه تنها در بهبود رفتار سفير در حمله به اركان نظام و ارزش هاي آن مؤثر واقع نشد بلكه آن را جسورتر نيز نمود.

در شماره 31 اين هفته نامه عكس بزرگي از آقاي منتظري را كه خون به دل امام كرد و در مخالفت با مقام معظم رهبري از هيچ چيز فرو گذار نكرده در كنار تيتري بزرگ از سخنان او به چاپ رساند و همچنين در صفحه 7 آن به مقام معظم رهبري اهانت شده بود. تلاش در جهت تبليغ جدايي دين از سياست تحت عنوان دين دولتي، نهاد دين، نهاد دولت به تضعيف ولايت فقيه و توهين به مقام معظم رهبري اهانت به مقدسات ديني و به زير سؤال بردن مجالس روضه خواني و عزاداري امام حسين(ع) به طوري كه آن راه در نهايت وسيله اي جهت تخدير كردن مردم معرفي كرده است. تبليغ صريح عليه نهادهاي قانوني نظام و جو سازي عليه بسيجيان، ترويج و تمجيد از مخالفان و معاندين نظام جمهوري اسلامي و تلاش در جهت قهرمان سازي و الگو سازي از آن ها براي نسل جوان ، كوشش گسترده در جهت سياه نمايي وضع موجود و ارائه وضعيتي به مراتب بدتر از رژيم هاي استبدادي و ديكتاتوري در زمان گذشته و در نتيجه ايجاد روحيه ي يأس و نااميدي در مردم، به كار بردن الفاظ ركيك و دور از شأن مطبوعاتي، توهين صريح و پي برده به علماي اسلام، وارد ساختن انواع اتهام هاي ناروا به مسؤولان خدوم بدون هيچگونه پشتوانه و مدركي از سياست هاي اصلي سفير بوده است. بدون ترديد اگر قرار باشد شماره هاي منتشر شده اين هفته نامه را مورد بررسي و مطالعه و مداقه قرار دهيم ده ها مصداق واضح و مبرهن از تخلف صريح و جرم محرز مطبوعاتي در آن به چشم مي خورد و چشم پوشي از اين ها جز براي آنكه شايد دست اندركاران اين نشريه به خود آيند و مشكلي براي آن وجود نيايد نبود. هر بار كه نسخه اي از سفير دشتستان به بازار مي آمد، خشم و اعتراض مردم حزب الله و متدين و علاقه مند به نظام جمهوري اسلامي بلند مي شود و اعتراضات خود را به نحوي به مسؤولان و دست اندركاران اعلام مي كردند.

متأسفانه يكي از اهداف اين نشريه تلاش براي توقيف آن بوده تا از دست اندركاران و سردبير آن يك قهرماني ملي ساخته شود غافل از آنكه پي گيري يك چنين روندي جز ايجاد نفرت و انزجار در مردم نخواهد بود. خوب است جمله اي از همين هفته نامه را با هم بخوانيم« سفير آن قدر خواهد نوشت تا يا توقيفش كنند يا حداقل گوشي براي شنيدن پيدا كند كه هر دو مراد سفير است.» هفته نامه سفير دشتستان شماره 11 مورخ 24/2/85 صفحه 2

پس از انتشار شماره 31 اين نشريه كه ديگر جايي براي سكوت مردم و مسؤولان نگذاشته بود نهايتاً دادستاني دشتستان به استناد قانون حكم به تعطيلي موقت اين نشريه داد. اميد است كه در آينده شاهد چنين مسائل تلخي نباشيم. نكته اي كه در پايان خوب است بدان اشاره شود اين است كه مدير مسؤول اين هفته نامه در استان حضور نداشته و عملاً هيچ گونه نظارتي روي اين هفته نامه نداشته است. علاوه بر آن سابقه او هم نشان مي دهد علي رغم آنكه داراي ديدگاه سياسي خاص خود مي باشد ولي فردي آرام و دور از غوغا سالاري بوده است. اشتباه بزرگ مدير مسؤول كه بنده شخصاً برايش احترام قائل هستم و به دادستان هم گفتم حساب اين فرد را با مطالب سخيف هفته نامه جدا كند. اين بود كه بي تدبيري نشان داد و نشريه اش را بدون هيچ گونه نظارتي از سوي خود به دست كسي سپرد كه رفتار افراطي و خارج از تعادل مهمترين ويژگي او بوده است. هيچ عقل و منطقي نمي پذيرد كه روزنامه نگاري براي جذب مخاطب به غوغا سالاري، توهين و افترا و زير پا گذاشتن اصول نظام و حتي مقدسات بپردازد خوشبختانه نيروهاي روشن و منصف اصلاح طلب نيز بارها و بارها از عملكرد مطبوعاتي اين فرد اعلام بيزاري كرده اند.

+   پنجشنبه 30 شهریور1385 

 

اظهارات پاپ بنديكت شانزدهم رهبر كاتوليك‌هاي جهان درباره رابطه بين خردوزري و ايمان و هشدار در خصوص استفاده از خشونت بنام اسلام، در دانشگاه رژنسبرگ آلمان انعكاس گسترده‌ اي در جهان اسلام پيدا كرده و واكنش‌هاي جدي را نيز به همراه داشته است.

به گزارش پايگاه اينترنتي كانئو، جهان اسلام مانند شش ماه پيش كه با انتشار كاريكاتورهاي توهين آميز به حضرت محمد(ص) مواجه شد و در برابر آن به خشم آمد اين بار نيز متحد و يكپارچه خشم و انزجار خود را در خصوص اظهارات پاپ در خيابان‌ها به نمايش مي‌گذارد. اما اين بار، مسئله بسيار فرق مي‌كند زيرا به اعتقاد مسلمانان اين بار فردي به اسلام و ارزش‌هاي آن توهين كرده است كه خود عالي ترين مقام مسيحيت است.

پاپ در سخنراني روزسه شنبه (12 سپتامبر) خود در دانشگاه رژنسبرگ در بحثي رابطه بين خردورزي و ايمان و مسئله جهاد(جنگ مقدس) را به ميان كشيد. وي در سخنان خود به نقل قولي از يك گفت‌وگو ميان مانوئل دوم امپراتور مسيحي بيزانس با يك عالم ديني مسلمان ايراني استناد كرد كه گفته بود:« به من نشان بده كه محمد چه چيز تازه اي ارائه كرده است. آيا جز چيز‌هاي بد و غير انساني چيز ديگري به ارمغان آورده است. مثلا او حكم مي‌كرد كه ايماني كه او وعظ مي‌كند بايد با زور شمشير گسترش يابد.»

پاپ در ادامه سخنان خود استدلال امپراتور بيزانس را نيز درباره ادعايش نقل مي‌كند كه گفته بود: «خداوند به خونريزي خشنود نيست و رفتار غير عقلاني با ماهيت وجودي پروردگار در تضاد است. ايمان ثمره روح است و نه جسم. پس هر فردي كه به دنبال هدايت ديگران به دين است بايد نيازمند توانايي خوب سخن گفتن و منطق مناسب، بدون توسل به خشونت و تهديد است. براي قانع ساختن يك روح منطقي نياز به قدرت، هرگونه سلاح يا ابزارهاي تهديد ديگران به مرگ نيست.»

پاپ در ادامه سخنان خود تاكيد مي‌كند كه هدف از طرح اين مباحث صرفا زمينه سازي براي گفتمان است كه تاكنون مورد بي توجهي قرار گرفته است و رابطه ميان ايمان و خردورزي را كه همواره او را شيفته خود كرده است خاطر نشان سازد.

پاپ در ادامه چنين توضيح مي‌دهد:« امپراطور مطمئنا مي‌دانسته است كه در آيه 256 از دومين سوره قرآن(منظور آيه شريفه« لا اكراه في الدين» از سوره بقره) آمده است كه هيچ اجباري در دين نيست. به گفته خبرگان، اين سوره مربوط به دوره‌هاي ابتدايي (اسلام) و زماني است كه محمد (ص) قدرت نداشت و مورد تهديد بود.»

پاپ افزود، امپراتور مسلما از قوانين مربوط به مبارزه مقدس كه بعدا در اسلام وضع شد و در قرآن نيز ثبت شده است، آگاه بود. وي بدون اشاره به جزئياتي مانند نوع برخورد تجويز شده براي اهل كتاب و كافران، با لحني تند و بي‌ادبانه به مسئله اصلي درباره رابطه مذهب و خشونت بطور كلي پرداخته و به طرف گفتگوي خود مي‌گويد:« اكنون به من نشان بده محمد(ص) چه چيز جديدي به ارمغان آورده، و خواهي ديد تنها مسايل شيطاني و غيرانساني وجود دارد مانند دستور او به گسترش ديني كه وي تبليغ مي‌كرد از طريق شمشير.»

پاپ به نقل از امپراطور استدلال مي‌كند كه چرا ترويج ايمان از طريق خشونت، بي معني است و در تناقض با ذات خداوندي و جوهر روح است. پروردگار با خون و خونريزي در تضاد است و غير عقلايي رفتار كردن مغاير با ذات احديت است.

امپراطور با اشاره به اينكه ايمان ثمره روح است نه جسم به دانشمند ايراني مي‌گويد:« فردي كه كسي را به ايمان رهنمون مي‌كند نيازمند توانمندي در سخنوري و محتاج برخورداري از انديشه صحيح است و در رسيدن به هدف خود به خشونت و تهديد متوسل نمي‌شود.»
به عبارت بهتر، براي دستيابي به روحي خردورزانه، نيازي به بازوي قوي، ابزار حمله و ضربه زني و حتي عوامل تهديد به مرگ نيست.

پاپ افزود، در اين ميان، جمله تعيين كننده اي كه در اين استدلال در مخالفت با اصلاح و هدايت به راه راست از طريق خشونت از سوي امپراطور ذكر شده ، آن است كه غير عقلاني رفتار كردن مغاير با ذات خداوندي است. تئودرو كوري، ناشر اين اثر در تفسيري از مجموعه اين مباحثات چنين آورده است: «براي امپراطوري كه با فلسفه يونان رشد و تكامل يافته است اين جمله، جمله‌اي بديهي و آشكار و بر عكس از ديدگاه تعاليم اسلامي، خداوند امري كاملا فرا تجربي و مافوق معرفت بشر است. در واقع، خواست و اراده پروردگار ارتباطي با طبقات و دسته‌بندي‌هاي ما ندارد، بلكه اراده اي مبتني بر عقلانيت و خردمندي است.

رهبر كاتوليك‌هاي جهان در ادامه سخنان خود مي‌گويد كوري به نقل از يك اسلام شناس معروف فرانسوي به نام آر. آرنالدتس اشاره مي‌كند كه به نقل از ابن حزن( منظور ابو محمد علي بن احمد بن سعيد بن حزن ، فيلسوف مسلمان اندولسي است كه در سال 944 ميلادي در اسپانيا متولد شد) تا آنجا پيش مي‌رود كه خدا محدود به كلام خودش هم نيست هيچ چيز او را ملتزم و مجبور نمي كند كه حقايق را بر ما آشكار و هويدا كند. جايي كه اراده خدا باشد ما حتي بت پرستي هم بايد بكنيم.

پاپ سپس مي‌افزايد: در اينجاست كه در راه رسيدن به درك خداوندي و نيز دستيابي دقيق و صحيح به دين نوعي انشعاب و دو راهي نمايان مي‌شود كه تا به امروز كاملاً مستقيم و بي‌درنگ ما را به مبارزه طلبيده است.

او با طرح اين سؤال كه آيا اعتقاد به مخالفت ذات احديت با غير عقلايي رفتار كردن تنها از آن تفكر يوناني است يا بعنوان انديشه‌اي پايدار همواره مدنظر است، گفت: فكر مي‌كنم كه در اين مرتبه هماهنگي عميقي ميان آنچه كه به بهترين مفهوم برگرفته از (فلسفه) يوناني است و‌ آنچه كه در اعتقاد به خدا استدلال شده در كتاب مقدس (انجيل) مطرح شده است، موجود و آشكار باشد. در نخستين آيه كتاب تا حدودي تغيير يافته «تكوين» (كتاب پيدايش كه نخستين بخش انجيل عهد عتيق به شمار مي‌رود) يوحنا (يا همان يحيي تعميد دهنده) مقدمه انجيلش را با اين كلمه شروع كرده است، خداوند با لوگوس رفتار مي‌كند. لوگوس در لغت به معناي عقل و خرد است و اين شعور در عين حال توان صنع و آفرينندگي نيز دارد.

بنديكت شانزدهم در پايان سخنانش در دانشگاه رژنسبرگ آلمان ضمن ستودن امكانات بزرگي كه بشر را به انجام پيشرفت مصمم كرده است ، تصريح كرد:« تنها در اين صورت قادر خواهيم بود گفتگوي واقعي ميان فرهنگ‌ها و مذاهب را كه نياز ضروري دنياي امروز است انجام دهيم.»

او خاطر نشان كرد كه در دنياي غرب اين باور حاكم است كه تنها منطق اثبات گرا و اشكال فلسفي مبتني بر اين منطق داراي اعتبار جهاني است حال آنكه فرهنگ‌هاي غني مذهبي در جهان اينگونه استثناي خداوند از جهانشمولي منطق را حمله‌اي به اصلي ترين اعتقادات خود مي‌دانند.

به عبارت ديگر آن منطقي كه در برابر پروردگار ناشنواست و دين را تا حد خرده فرهنگ پايين مي‌آورد، نمي تواند به گفتگوي ميان فرهنگ‌ها وارد شود.

+   یکشنبه 26 شهریور1385 

نکوداشت روز هیچ !

در راستای نکوداشت دوم خرداد و جام مطهر جهانی فوتبال و ایضا له !

تصور اينکه دوم خرداد هم مثل 4 آبان ! و سوم خرداد ميتونه موندني بشه در ايران ، يه کم برام به دور از واقعيته . البته من هر وقت ميخوام از اين حرفا بزنم همه ميگن باز بد بيني رو شروع کرد . خوب بهتره دوستان ، روايت قديمي - به دعاي گربه کوره بارون نمياد - رو تکرار کنن و يا بگن که : يه کلمه هم از مادر عروس بشنويم . فکر کنم راحت بشين .
گمون ميکنم براي هر ايروني روزهایی مث ۱۳ بدر و جشن های کوروش و ۲۹ اسفند و چهارم آبان - تولد محمد رضا پهلوي - براي هميشه يادگار بمونه . اگر چه شاه به شخصيت خودش و شاهي اش ترکمون زد و گذاشت شرايط اين جوري بشه . اما اون روز رو براي همه ايروني ها تا وقتي بود به بهترين شکل برگزار کرد . هر ايروني اون روزا احساس شگفتي و آزادي و مژدگاني داشت . من حتي يادمه تا يه هفته مونده و يه هفته بعد از تاريخ تولد شاه به همه مادراي زائو کادو ميدادند . مردم - البته نسبتا - احساس رضايت مندي ميکردند . شايد بگيد که پول نفت و اينا غارت ميشد . اما کيه که از خدمات اجتماعي و احترام و بزرگداشت سنتها و بزرگان در اون روزها خبر نداشته باشه . اون روزها شايد لا اقل براي من روزهاي خوب و شيرين بودند . خاطره هاي تولد و بزرگداشت حتي به ظاهر هميشه شيرينند . مهم اينه که هر چند کم اما احساس مردم اون روزآ واقعي بود و هيچ ادعايي هم بر نداشت . مردم اصلا نميخواستند به جايي حمله کنند .
ائمه معصومين و بزرگان دين ، خيلي بيشتر از اين روزها محترم مينمود . يادمه لاتها هم روزهاي بزرگ مث عاشورا و اينها ، رو محترم ميداشتند . لات بازي و ميخواري تعطيل بود . شب نشيني و خانم بازي گاراژ بود و همه يه صدا حوائجشون رو از اهل بيت ميخواستند . اما در باره اين روزها چي بايد بگم ؟ حماسه خرمشهر و دفاع مقدس و دوم خرداد و هجده تير و ... کدومش مردم تونستند يه نفس راحت بکشن ؟ خدا وکيلي کدومش شو نبود و بي دغدغه و بي منت و بي غرض برگزار نميشه ؟ آزادي هايي که احيانا دولت هاي قبلي مدعي بودند چرا تموم شد ؟ مگه آزادي هم تموم ميشه اصلا ؟ چرا از شوي رسانه ايه گفتگوي تمدن ها هيچ خبري نيست و خالقش الان تو سالنهاي کاخ سعد آباد داره لي لي بازي ميکنه و صداش در نمياد ؟ مگه راحتي خيال - اگر باشه - تموم شدنيه ؟ پس چه اتفاقي افتاد ؟ چرا اعتقادات - اگر حقيقت داره - رنگ مي بازن و فراموش ميشن ؟ انگار بنا بود فقط یه عده دوست همفکر و هم بازی بزنن تو سر هم که تو راستی هستی و من چپی ! . تو حرف مفت میزنی و من الهه مقدسم و غیره و ذلک ! . همین ؟! براستی تمام انرژی هدر رفته اون روزهای پر از اشتیاق جوونای مردم بد بخت - که با خون دل بزرگ میشن - برای همین یه خط سیاست بود که عده ای معروف بشن و عنوان گیر بیارن ؟
الان همين خود ماها محرم مشروب ميخوريم و شب شهادت اميرالمومنين عرق ميخوريم و خانم بازي ميکنيم ؟ اين هويت ها کجا رفتند ؟ چرا بايد تو مملکتي که اينهمه آدماي بزرگ و متحول کننده رشد ميکنند ، بايد دچار تلاطم و اعوجاج بي محاباي تاريخ باشيم . چرا نگاه به اصول فرهنگي و اجتماعي ، حتي دين بايد موضعي و مناسبتي باشه . چرا بايد رويکردها انتفاعي و سوجويانه باشه ؟ چرا از همه اونها که صفحات تقويم رو مزين کردند بايد فقط يه اسم و روز باشه . و چرا انديشه پردازي جايي نداره . چرا خيالات انساني و سورئاليسم بايد مقطعي باشه و صرفا براي تفنن بکار بره ؟ اينهمه فانتزيسم انساني - اسلامي - نسل هاي بعد رو و ما رو به کجا ميبره ؟ چرا قانون يکطرفه است . چرا تراکم و چرا شور ؟ پس شعور و رعايت همنوع چرا فقط روي علائم و کتابها و پوستر هاست ؟ تجمل گرايي بيداد ميکنه و اخلاق عميق شدن در فلسفه ساده انسانيت ماهيت خود رو با يه مشت اراجيف و جفنگيات روزمره به نام هنر ، عوض کرده . اگر فردوسي و شاملو و آويني و مطهري حرف حساب زدند و مردند ، چرا اين انديشه نشده ؟ چرا فرهنگ ما خالي از اين نوع انديشه است .
روياهاي بچه هاي کوچه خاکي پشت خونه قديمي من همونجا و لاي خاک و خولا دفن شد . اون بچه ها الان يا شهيد شدن و زير خاکند و يا توي کاباره هاي ترکيه دارن با معشوقه هاي پلاستيکي حال ميکنن يا دارن سر کوچه شيشه خورده ميفروشن ! و يا دارند در ملکوت دود معلق مي خورن . يا مث من عين خر تو گل فرو رفتن و زندگي داره فشارشون ميده و قدرت حتي بالا کشيدن دماغشون رو هم از ترس صداش ندارن ! . نميخوام بگم ما اون ور تاريخ انقلاب راحت بوديم و اين ور ذليل . اصلا منظورم اين نيست . اما ميخوام براي خودم تکرار کنم که يادم باشه که توي اين وانفسا همه چيز ميتونه نقش پولساز و نقش اسب راهوار داشته باشه براي رسين به جاهايي که پست هاي کلان مديريت و پول و سفرهاي بي دغدغه و مباح به خانه خدا و . غيره رو داره . مهم نيست اين عناصر چيه . دخترهاي دم بخته يا خون شهدا . انرژي هسته ايه يا تعزيت سيد الشهدا . هنر ايرونيه يا فرهنگ بيگانه اعراب و غرب . اصالت هاي بر باد رفته به دست خودمونه يا رو به قبله گوسفند کشتن . نميدونم .
اما ميدونم که اينها همه داره اسباب تزوير ميشه و حاصل کار براي مردم ما چيزي جز سواري دادن و هيچ نخوردنه . دوم خرداد و 29 اسفند و چهار آبان و آنفلوآنزاي مرغي و عاشورا و جام نشسته جهاني و 21رمضون ... هر کدوم که باشن باشن . از کدومش بيشتر ميشه پول در آورد . با کدومش بيشتر ميشه مردم رو سر کار گذاشت . کدومش مايه دار تره و ميتونه يه بحران جدي فراهم کنه . با کدومش ميشه جلوي ساخت و پاخت هاي ملتمسانه با چين رو لا پوشونی کرد . که کسي نفهمه براي يک مهر تائيد از شوراي امنيت چه فرصت ها و رانتهايي رو بهش داديم . شايد همين طور با روسيه و خيلي از کشورها ي اروپايي . بعد روي پرده بياييم به سوريه پرايد مستعمل مفت گرون و به کنيا و اتيوپي پفک اشي مشي صادر کنيم و شعار تبليغاتي حمايت از ... سر بديم . همين جام منور جهاني فوتبال که از خرداد شروع ميشه هم داستانش مث چيزهاييه که گفتم . فانتزيسم فوق العاده و مجلل . آخر مردم فريبي .
چه ناموس هايي از فرهنگ کشورها اينجا خريد و فروش ميشه و ما بي خبر - در حال خوردن چيپس و ماست و عرق - همه اش دنبال اينيم که علي کريمي گل ميزنه يا رونالدينهو . چنان محو خواهيم شد که همون لحظه اگر شورتمون رو هم در بيارن نمي فهميم . اگر چه هم در آوردن . حاليمون نيس . فوتبال تبليغاتي و هيجانات خر کننده و مسحور کننده ملت ها . ديگه چي ميخواييم از اين نعمات الهي ! . روي اين صندلي هاي جام مبارک جهاني چه فرهنگ ها زير سم فوتباليستها که بناست از بين بره . آخرش هم از گوشه و کنار خواهيم شنيد براي اينکه مشکلات مالي برزيل امسال هم حل بشه در ازاي گرفتن مثلا ... ميليارد دلار ، دو تا گل نا قابل از ممد آباد سفلي خورد و جام رو واگذار کرد . همين . بعد يه مشت کارشناس در پيتي و احمق مطبوعات چنان تفسير بازي فينال رو ميکنن که گويي از وحي منزل هم مطلع ترند . بيچاره جووناي آواره مردم که يه عالمه خوراکي و تخمه و عرق و اينا حروم کردن تا بازي ها رو ببينن . توي اين شرايطه که محمد رضا لطفي و صادق چوبک و هدايت و شاملو و پناهي ، توي سوراخشون ميخزند و مي ميرند و سنگشون هم ميشکنه .
نه فقط آدماي ما ... لورکا و نيچه و اوشو . مارکز و و کافکا و جبران خليل و ارنستو و شايد امام موسي صدر ! . بازم نميدونم . به خدا نميدونم . به همه حضرات بزرگان نميدونم . اصلا نميدونم چي ميخوام و چي ميگم . فقط ميدونم که بنا نبوده و نيست چيزي درست بشه . بنا نيست کسي بالا بره . اصلا اينجا و روي اين کره زمين اسقاطي ، بالا رفتن محکوميت داره . فهميدن محکوميت داره . نه تو ايران . همه جا . هر جايي که هستي بايد خط قرمز رو ببيني . جالبه که خط قرمز رو براي اخلاق نکشيدند . براي دريا . قانون برگ . قانون مردن . قانون هوا . حتي شايد براي خدا ... براي  اينها نکشيدند . اما براي دربار کشيدند . تو فقط ميتوني تا يه متري بري . اگه بالا تر بري بالت مث بال جبرئيل امين ميسوزه . البته اينجا نه فقط بالت ، بلکه جاهاي ديگت هم خواهد سوخت ! .
موندم که آدم در پیتی مث من ، این ها رو می بینه و چه دردی میکشه و شاید صاحب اصلیمون و هنرمند غریب و گمنام - حضرت پروردگار - چه چیزهایی رو تماشا میکنه . خدائییش اون ببین چی میکشه .
جان کلام اينکه بايد ياد بگيرم خوب ببينم . خوب بفهمم و خوب بميرم . که راز موندن همينه . راز خوب بودن و مردم شدن همينه . راز زندگي شايد . بهانه آفرينش هم همينه به گمونم . بايد خدا رو ديد و پنجره احساس رو باز کرد تا هر چه غير اوست بيرون بره . در واقع بزنه به چاک . بايد صبر کنم تا از پنجره هميشه بسته ام ! همه اون چيز که بايد و همه اون چيزي که دلم ميخواد بياد تو .  بايد صبر کنم .
با همه اعتراض و شايد دردمندي که دارم نسبت به اين نگاهها فکر ميکنم بودن يه حکومت - حتي جبار - بهتره تا نبودن يه حکومت جبار !! .
گمون کنم باز قرصهامو دير خوردم و حالم ريخته به هم . زياد جدي نگيرين شما . منم از 21 خرداد در کنار شما خواهم بود با جام متبرک جهاني . البته با کمي چيپس و چس فيل و قص علي هذا . پس 21 خرداد رو فراموش نکنيم ! .

:: پ ن : معذرت که طولانی شد . دیگه بار آخرتون باشه که از من در باره نکو داشت دوم خرداد مطلب بخوایین . امید وارم روز قیامت اگر راست در اومد ! مصداق این نکته نباشم که :

بگذاشته ام هر آنچه بر داشتنی است   برداشته ام هر آنچه بگذاشتنی است

+   یکشنبه 31 اردیبهشت1385  | 

استکبار احمق جهانی !

عکس کاملا تزئینی است !!داستانهای شگفت انگیز کنت مونت کریستو ... معذرت میخوام - اشتباه شد - داستانهای شگفت انگیز قتل و غارت خیابونی و جاده ای ، تصادفات ، باج گیری ها و ناامنی ها ، آدم ربایی و بمب گذاری ها و ... به گفته مقامات مسئول و البته دلسوز ، حاکی از ارتباط ایشان - اشرار محترم - با نیروهای فرا جغرافیایی ما داره . از جمله حضرات صهیونسیت و امپریالیست و قص ...
نکته غیر قابل هضم و گوارش برای من اینجاست که چرا بعد از دستگیری اینها - البته بعد از قرون متمادی ! - معلوم میشه که یه مشت آدمهای گرسنه و بد بختی هستند که از دهاتشون مهاجرت کردند و از روی شرمندگی زن و بچه و تنها برای پیدا کردن کار به شهرها اومدند .
توی دهات ما هم یکی دوسالیه که قتل های زنجیره ای به شکل جالبی - همون مرموز - پا گرفته . دست نشانده های استکبار این جا هم دست از قتل سریالی و خون ریزی بر نمیدارند و همین جوری دارند آدم میکشن . البته بعد از دستگیری شون معلوم میشه که این مزدوران ، همان گرسنگانی هستند که از شهرهای [ ... ] مهاجرت کردند تا بلکه برای خانواده معیشت و زندگی به ارمغان ببرند ! . عجیب تر اینه که چطور استکبار جهانی به سر کردگی صهیونیسم جنایتکار ، با اینها دست در دست داره . موندم چطور در این مهم ، به اینها اعتماد میکنه و این جور پروژه های مهم و خطیر رو بهشون واگذار میکنه ؟ برای من که جای بسی شگفتی است که اونها با دستگاههای معظم اطلاعاتی شون حتی نمیتونن از گذشته های این افراد و سوابق فرهنگی شون ! مطلع باشن . واقعا عجب استکبار جهانی احمقی داریم .
تا یادم نرفته دستور وزیر محترم کشور رو هم گوشزد میکنم که : رسانه ها مقاصد دشمن را دنبال نکنند [ البته لطفا ! ] . حالا نمیدونم منظورشون بلاگر ها هم بود یا نه .

:: پ ن : حالم خوبه . اما نمیدونم چه مرگمه . شاید هنوز مستم . از تماشای فیلم فوق العاده کی - پکس . و بازی اعجاب انگیز کویین اسپیسی .

+   پنجشنبه 28 اردیبهشت1385  | 

 برای تاریخ

 تیر 1378. روزنامه سلام چند روز قبل تعطیل شده بود. دانشجویان به اعتراض، شب ها در خوابگاه به مباحثه می پرداختند. طبق گفته رییس نیروی انتظامی، شب حادثه عده ای از دانشجویان راهپیمایی آرامی در خیابان امیرآباد انجام دادند.

دانشجویان به خوابگاه برگشته اند و برای خواب آماده می شوند. نکته عجیب حضور افراد نیروی انتظامی در پشت در اصلی خوابگاه است. عده ای از دانشجویان به سادگی درخواب هستند که سر و صدایی از پایین شنیده می شود. کمی پس از نیمه شب عده ای که مشخص نیست اعضای نیروهای انتظامی هستند یا شبه نظامی وارد خوابگاه می شوند… یک ساعتی از ورود آن ها نگذشته که خوابگاه به این شکل در می آیند…

جرم سرقت یک عدد ریش تراش مجرم می شناسد. فردا صبح با تیتر روزنامه های زنجیره ای که به جرم زنجیره ای بودن بسته خواهند شد، مردم از جریان مطلع می شوند و به سوی کوی می شتابند. دانشجویان با تشکیل گروه های خودجوش امنیت محل را بر عهده گرفته اند. سران نیروی انتظامی که از خبط شب گذشته خود آگاه شده اند نیروهای خود را این بار با فاصله از کوی مستقر کرده و از دور به انتظار روند حوادث نشسته اند.

دانشجوی جامعه شناسی، احمد باطبی پیراهن خونین دوستش را بر سر دست گرفته است. عکس در صفحه اول مجله انگلیسی زبان اکونومیست چاپ می شود. احمد باطبی به اعدام محکوم می شود و بعد حکم به 15 و سپس به 10 سال حبس تغییر می کند. باطبی اهنوز در زندان است و ما 6 سال است که عمل وی را افختار جنبش دانشجویی می دانیم : تنها افتخار این جنبش در این شش سال.

دانشجویان شنبه در امتحان های آخر ترم شرکت نمی کنند و به نشانه اعتراض در کوی متحصن می شوند. دانشجویان دختر هاشمی رفسنجانی، رییس جمهور پیشین جمهوری اسلامی را بین خود نمی پذیرند. موسوی لاری، وزیر کشور برای دانشجویان سخنرانی می کند اما دانشجویان انتظار حضور خاتمی در بین خود را دارند. فریاد می کشند : « خاتمی کجایی ؟ دانشجویت کشته شد. »

یکشنبه دانشجویان راه پیمایی آرامی از کوی به دانشگاه تهران دارند که پس از رسیدن به دانشگاه، در آن جا مستقر می شوند.

سید علی خامنه ای طی یک سخنرانی حمله به کوی دانشگاه را به ورود افراد به خانه دیگران تشبیه می کند. وی در جمع بسیجیان می گوید : « حتی اگر عکس مرا پاره کردند شما واکنشی نشان ندهید » و صدای گریه بسیجیان از بلندگوی مسجد دانشگاه تهران به گوش می رسد. اما سوال این است که مگر حمله به کوی به بهانه حفظ ولایت و نظام جمهوری اسلامی صورت نگرفت ؟

دوشنبه بین دانشجویان اختلاف نظر بروز می کند. عده ای می گویند باید در دانشگاه ماند و تحصن کرد اما عده ای موافق خروج از دانشگاه و پیوستن به مردمی هستند که پشت درهای دانشگاه هستند.

حوالی ساعت یازده حدود پانصد دانشجو محل تحصن را ترک و به سمت در اصلی دانشگاه حرکت می کنند. آن ها شعار می دهند : «خاتمی ! خاتمی ! حسین سازش نکرد.»

دیگر نمی توان به کوی یا دانشگاه رفت. تلویزیون انحصاری جمهوری اسلامی خبر از پایان یافتن آشوب های چند روز اخیر می دهد. شیشه های شکسته یک بانک، ملاک آشوب است و حضور نیروهای مسلح بر سر هر چهار راه نشان نظم. اخبار با نشان دادن یک موتور آتش گرفته، ترس از هرج و مرج را به مردم القا می کند. حالا نیروهای نظامی کنترل شهر را به طور کامل در دست می گیرند. 

با پیام سید علی خامنه ای و تبلیغات تلویزیون قرار می شود تا روز چهارشنبه « اقشار مختلف مردم » برای اثبات همبستگی مردم و نظام به خیابان بیایند.


+   شنبه 18 تیر1384