اینجا ابیانه است . آخر دنیا !
این مردم آن طرف دلشان هم پیدا است ...
ابیانه در فاصله ۵۰ کیلومتری جاده کاشان نطنز است و با جاده ۲۲ کیلومتری در منطقه ای بن بست بین کوههای کرکس استان اصفهان واقع شده . آثار معماری از دوره ساسانیان به بعد در آن دیده میشود . مردم خوب و مهربان و مهمان پذیر و بسیار دردمند از روزگار داره و پای حرف هر کدامشان روزها باید وقت گذاشت . سنین افراد ساکن غالبا بیشتر از ۵۰ سال است و شکوه اینان از این است که بچه ها معمولا پیشمان نمیمانند . یکی از اهالی میگفت بیشتر بچه ها برای تحصیل به کشورهای خارجی رفتند و میروند و آماری هم از ایشان داد . شگفت انگیز بود . با این محیط پرت و دور از همه چیز اکثرا بچه ها دارای مدارج علمی و هنری بالا هستند . معمولا در مراسم های خاص از همه جا درو هم جمع میشن و دیدارها تازه میشود . غیر آن کوچه ها و خانه ها غالبا خالی از سکنه است . بوی آشنایی با اهالی کهن آن هر آدمی رو یاد سر زمین مادری اش میاندازه . پیر زنها بیشتر به چشم میان . با اون لباسای گل گلی و روسری های تا زانوشون . به اکراه حاضر به عکس گرفتن میشن . منو یاد اصرار عاشق و معشوقا میانداخت . اونقدر باید نازش رو میکشیدم تا یه کلمه حرف یا عکس میگرفت باهام . تصاویری از باقی جاهای کاشون هم گرفتم مث : فین ، مسجد آقا بزرگ ، بازار و مسجد جامع و مردم توی خیابون . اگر عمری بود فرصتی بعد . عکسهای ابیانه نزدیک به ۳۰۰ تا بود اما برای نمونه چند تاشو تقدیم کردم . عکس با این پیر زن هم برام به خاطر اینکه حرفاش یه عالمه چسبید رو بزرگتر گرفتم . بهم گفت پول بده تا عکس بگیرم . گفتم ندارم ! . به شوخی گفتم زن من میشی ؟ ... [ خیلی جدی ] گفت : تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! . تو که پول نداری !! ... گفتم ببین دیگه دست من برای این رو نشده بود که شد ! .
پ ن : [ کاشان . آذر ۸۴ ]


































