سرگرمی . سردرگمی
باخبر شدم عوامل بمب گذاری اهواز اعدام شدند . با توجه به اهمیت موضوع و ایجاد حس امنیت در جامعه اونم در شرایطی که دغدغه ها کم کم رنگ ضد ایرانی داره پیدا میکنه و اینا ... موندم که مسئولین با هوش جمهوری اسلامی که از هر آتش کبریتی به عنوان یک آتشفشان نام میبرند و کارنوال راه میاندازند [ مثل داستان کوی دانشگاه . خفاش شب . شهرام جزایری . قتل های زنجیره ای . مرگ آن عارف کامل به دست داروی نظافت !! و .. ] چرا این بار بدون هیچ اطلاع رسانی مکفی اقدام به چنین کاری کردند . اگر اقدام تروریستی این نگون بختان از دید مردم و دولت اهمیت دارد چرا اینگونه سرد و مخفی باهاش برخورد میشه ؟ لا اقل بد نبود به خاطر تسلی خانواده های جانباختگان خبر و تصاو یر این اقدام شکوهمندانه !! [ اعدام ] رو در رسانه ملی نمایش میدادند . یا بد نبود اعترافات در شکل وسیع تر و روشن تری به گوش مردم میرسید . در هر حال شاید این هم نوعی از انواع سرگرمی یا سردرگمی ! باشه . به قول جمهور بهتره سکوت کنیم و منتظر باشیم و قضاوت عجولانه نکنیم . شاید این بار با دفعه های بعدی فرق فوکوله ! .
در مورد نتایج بی ثمر مذاکرات هسته ای پوتین و لاریجانی و گربه رقصونی قدرتهای متحد ، هم امیدوارم که دست کثیف استکبار از سر این مردم کوتاه بشه . شاید مقدر باشه باز هم در این مورد سکوت کنیم . بلکه اینجوری احقاق حق بشه .
:: پ ن ۱ : کاملا اتفاقی ! یاد داستانی افتادم [ سکانسی از سریال امام علی ] ... جنگ جمل بود . معاویه ترسان و لرزان داشت قدم میزد که الان اگر جنگ شروع بشه علی [ علیه السلام ] میآد و پدر صاحابمون رو در میاره ... عمر و عاص رسید و شروع به دلداری و دسیسه کرد و در همین هنگام دیدند مردی دنبال شتر عایشه افتاده و مشغول جمع کردن پشگل شتر و بوئیدن است . پرسیدند چیکار میکنی ؟! مرد گفت : من حتی از سرگین شتر همسر پیامبر ، بوی رسول الله رو میشنوم [ نعوذ بالله ] . عمرعاص به معاویه گفت : تا این مردم رو داریم مقابل علی هیچ مشکلی نخواهیم داشت !! .
:: پ ن ۲: همچنان فرم اعتراض به لغو تعطیلات رسمی پیش روی شماست !
:: پ ن ۳: من پوتین ۳۷ سال دارم !
