تبليغاتX
پوتین -

پوتین

کجاست دستی ؟
که پرنده بپاشد
بر آسمان عریان شهر
من از سمت داغ دارتر ین قبیله میآیم
ماه زخمی !
پیراهنت را بر تن کدام مادر گر یه کنم
از اتفاق چشمهای توست
که باران هنوز ترانه میخواند
دلتنگی کوچه ای
که هوای نیامدنت را
خاموش روشن میشود .


[ شعر : معصومه شیخ مرادی ]

.................................................

دیروز خبر مرگ اسلوبودان میلوشوویچ رو در رسانه ها دیدم . یادم هست در سال ۷۱ در بوسنی و در شهرهای سربرنیتسا و سارایوو به قصاب بالکان معروف بود . علیرغم چهره نازنین و معصومانه اش ، جنایات بی شماری به دستور او انجام شده بود . خودم با چشم غیر مسلح ! اجساد زنانی را دیدم که شکم دریده شده بودند و طفل نارس شان در کنارشان سر بریده شده بودند . دخترکان بی گناه و کم سن و سالی که بدست صرب های نامرد به بد ترین وضع تجاوز شده بودند به انگار این که تخم صرب بار بیاید ! . دیده هام در موستار بماند ! . به این اندیشه کردم که این جنگ های نوشته شده از قبل و حکایت هجرت رهبران آن به دیگر ممالک مث : بناپارت و احمد شاه و رضا پهلوی و محمد رضا و میلوشوویچ و پینوشه و ... مرگ لای پر قوی شان و اینا ... یعنی سرنوشت اینهمه خون و جگر سوزها و بی خانمان ها به همین جا ختم میشه ؟ آیا این دوران و این جنایات باز تکرار میشه ؟ جواب نزد کیست ؟ آیا ما مردم آنفلوآنزا زده و بمب بیخ گوشمان ترکیده ! باز چنین هجرتی را شاهد خواهیم بود ؟!!!

::  پ ن : جواب : آره جونم . این هام میرن . امیدوارم فقط با سی ۱۳۰ نرن !!

:: پ ن ۲ : اگر خبر آپ این جور پست ها رو نمیدم به خاطر اینه که نمی خوام وقت دوستان از بین بره . باشه برای روزهای اضطرار .

+   دوشنبه 22 اسفند1384  |