تبليغاتX
پوتین -

پوتین

باز مستی و راستی !

سگ اصحاف کهف . گاو سامري . خر عيسي مسيح . زين فرسوده رخش رستم . کفشهاي چنگيز . خنجر اسکندر . جگر پاره سهراب . دل تهمينه . چرک نويس غزلهاي حافظ . مهر باران شسته مولانا . اشک مجنون . مزار ليلي . قرص سر درد شيخ بو علي . صندوق جواهر ملوک خانم . تابلوي استاد به به . جوهر خشک اخراج . فندک اسقاطي جان کندي . کاغذ مارکوپولو . فتق بند پدر سلطان حسين . هسته خرماهاي سعد وقاز . استکان نلبکي شاه فهد . آخور اسب و الاغ منصور . بي شمار باباي شب سگ دو . بي شمار مادر کور . بي شمار کودک اسهالي . بي نهايت سوت سوتک . بي نهايت تابوت ....

این واژه ها اینجا بی رنگند . بی معنایند . بی هویتند . لزومی برای ترس نیست . هر چه هست همین است که هست !

بي نهايت نگاه . بي نهايت من . بي نهايت تو . راستي جنس خاک اينجا مرغوبه . زلاله . حتي از شيشه لنز من که امروز شکست . از چشمم . از قلبم . از خدا شايد . اينجا قانون ميشکند .


اينجا احساس و بارون و خدا و خاک سکسي ترين حرفها رو به هم ميگن . خاک با خدا . گل با ابر . کوه با ساقه ها . سايه ها با عرفان لايت . اينجا حتي سنگين ترين بي تويي ها هم پرواز ميکنن . اينجا خيال معني نداره . اينجا همه چيز عين باوره . اينجا بوي روزگار نمياد . اينجا جايگاه خواب خداست شايد . نميدونم . 

           

+   شنبه 23 اردیبهشت1385  |