.
در هوای لعل او خون میخورم می پرستم می پرستم می پرست
گر چه ننماید به من بی پرده روی بت پرستم بت پرستم بت پرست
دست غم گر شیشه دل را شکست هم چنانم مست مست مست مست
:: پ ن : آب و هوا خوبه . ابزار کمه که اونم جور میشه و اسباب جمع خاطر خواهد شد . این از حال من . در مورد افاضات دوستانی که قدم روی این دوتا تخم چشم من میذارند و مطالب رو میخونن و گاهی رسالت نبوی شان گل میکنه و کلامی جاری میکنند بگم که اولا ممنونم که پوتین ظاهرا مهم شده براشون و تذکر میدن . برخی کلماتشون نا پیداست و گنگ . مثلا معنی " سبک شده " و " عشق کوچه بازاری " و "یه چیزهای مهمتر " یعنی چی ؟ . دوم اینکه الان هر ننه قمر بی سوادی مث من میدونه که منتقد بی نام و نشون حرفاش تا با کردارش منطبق نباشه مفت نمی ارزه . لطف کنید و نشونی بدید تا بیاموزیم . بقول آن دوست عارف : رهروی نمیدانی رهنمون باش !! .
با این حال حرفها رو میشنوم و با جان و دل سعی در اصلاح دارم . دست تک تک دوستانی که اینجا رو امن می بینن و راحت حرف میزنن می بوسم . همه قابل احترام هستند . از بزرگ ترهایی که این کلمات آزارشون داد عذر میخوام .
یاد بگیریم که هیچ چیز در این عالم قطعی نیست به جز وجود حضرت حق و باقی ، داستان و روایت است صرفا . پس کمی اندیشه کنیم . آنهم بی مرز . بی غرض . بدون جغرافیا . از جنس انسانیت محض فقط . از جنس عدم ایجاد مزاحمت برای همنوع . حتی غیر آدم . چه حیوان و جماد و نبات . گمونم بهتر بتونیم داوری کنیم .
پیشنهاد میکنم دوستان نازنینم کتاب " نرگس و زرین دهن " اثر جاودانه هرمان هسه رو حتما بخونن . البته اگر پیدا شد . معذرت

