به دوستی گفتم : تو که ثبت نام کردی و در تعیین صلاحیت موفق شدی . چرا تبلیغ نمیکنی تا رای بیاری .گفت : من تا همونجا احساس تکلیف کردم . نه بیشتر . گفتم کاش همه مثل تو به همین پاکی رفتار میکردند .
چند روز بعد ...
یکی از کاندیداها رو - که دوست قدیمی من بود - دیدم و گفتم : آخه اینهمه خرج و مخارج و اتلاف سرمایه ملی و کاغذ و ... آخه چرا ؟ از کجا ؟ برای چی ..
در و دیوار شهر مث آثار کاندینسکی شده تابلوی کلاژ ! الان که فصل نمود رنگهای طبیعته و چه و چه ... شهر شده مثل یه تابلوی نقاشی که بچه های مهد کودک رنگ رو میپاشن روی صفحه و خطوط مبهم و خرچنگ قورباغه میکشن . خلاصه درد دلم که تموم شد گفت :
زیاد ناراحت نباش . وزارت کشور به همه کسانی که ثبت نام کردند و در مرحله تعیین صلاحیت موفق شدند ، نفری چهار میلیون تومن وام بدون بهره با اقساط ماهیانه پونزده هزار تومن داده !! .
گفتم : عجب . که اینطور . حالا فهمیدم کسانی که تا مرحله ثبت نام و تعیین صلاحیت احساس تکلیف کردند ، دلیلش چی بوده .
هنوزم باورم نمیشه . امید وارم این خبر دروغ باشه و ایشالله حتما دروغه . با این همه دلم به حال گربه روی شیروانی داغ سوخت !!
:: پ ن : تصاویری که گرفتم قبل از احساس تکلیفم بود ! و از بابت اینکه عکس کاندیداهای محترم رو چهارخونه نکردم عذر خواهی میکنم . قول مردونه میدم دفعه بعد جبران کنم . البته قبل از احساس تکلیف ! .
:: گزارشی شرم آور از زندگي اسفبار يك جانباز دوران دفاع مقدس [ + ]

























