تبليغاتX
پوتین - انتظار فرج از ابتدای تیر کشم ..!

پوتین

 

با لبی و صد هزاران خنده آمد گل بباغ
از کریمی گوئیا در گوشه ای بویی شنید
آن لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید
تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
اینقدر دانم که از شعر ترش خون میچکید

بهانه ی نوشتن دوباره ، رسیدن چهارمین یاد آوری بودن و شدن و ماندن است . خیالاتم پخته تر شدند . رنگهای خاکستری ، برنگ واقعی و لمس شدنی تبدیل شدند . زایش بزرگ خواستن من شکل گرفت و روز بروز شفاف تر شد . پروانه ام جان گرفت و بزرگ تر شد . بودن رو معنی کرد و ماندن رو . روزهای ابتدای تیر رو همچنان میمون و مبارک خواهم دونست . خط سرخ رنگ دورشون خواهم کشید . تقویم من هم از این روزها شروع شدند . کاش به همین روزها هم تموم بشن . که انتظار فرج از ابتدای تیر کشم ..!
اگر چه شاید کمی فضای این صفحات خالی از واقعیت های روزمره و کمی اغراق آمیز ، قابل تحمل نیست . اما فرض میدونم که گاهی صفحه ام رو خط خطی کنم . شاید این ، یه روزی نقش خاطره شد . شاید روزی با ارزش شد . نمیدونم . بقول حسین پناهی لیسیدن یه کاغذ بی مصرف که یه روزی توش شکلات بوده ...
و صد البته امید دارم که روزی برسه که رغبت نوشتن در من و دوستانم صرفا برای تهییج و تحریک و تخلیه امراض و غرایض روحی و جسمی نباشه . همه بدون دل پریشونی و راحت هر چیز که دوست دارند بگن و دژخیمی نباشه تا مایه نگرانی بشه .
کاش هیچ وقت مخاطبی نبود . کاش صفحه نظرات اختراع نمیشد ! . کاش همه چیز واقعی بود . حتی چیزهایی که به چشم دیده میشن ! . در هر حال روزگارم به کام است . دوست دارم و امید که روزگار همه دوستان مجازی [ که صد البته واقعی تر از خیلی هان ] هم به کام و لذیذ باشه .
از دوستانی هم که مایه دلگرمی و پیگیری روزمرگی هام هستن ممنونم .

... دیگه اینکه همشهری نوشت : چین با احداث شهرهای هنری- در فرش - با نام شهرهای ایران قصد دارد میراث فرهنگی ایران را غارت کند . کاشان چین ! هم احداث شد . پس از این چین قصد دارد شهرهای دیگر هنری ما را هم کپی کند ...  

:: پ ن : عجیبه دولتمردان و سیاست گذاران ما چطور بخودشون اجازه میدن ، حالا که یکی پیدا شده بهتر از خود ما ، میخواد میراث ما رو جاودانه کنه ، جلوش رو بگیرن ؟ به همه دوستان پیشنهاد میکنم یه سری به کاشان و .. بزنین .
خواهید دید - بحمد الله و المنته - آنچه یادگار اعصار و تمدن فاخر ما بوده [ به عمد ] کم کم با خاک یکسان شده . یا یه جوریایی در معرض تخریب و بی توجهی عمدی قرار گرفته . این دیگه فلسفی حرف زدن نیست . یه سری بزنید ، با چشم غیر مسلح ! هم میتونید ببینید . اونوقت به همین سادگی کار چین و غیره رو زیر سوال میزنیم .
در ثانی ما که هنوز بعد از ۳۰ سال و در قرن فضا ، توی میدونای شهر ، موهای جوونای مردم رو با قیچی وحشیانه از بیخ میکنیم ! ، چرا مدعی میراث فرهنگی هستیم ؟ واقعا یه مرد ! پیدا میشه جواب سوال منو بده یا نه ؟

+   سه شنبه 5 تیر1386  |